توسعه شهرنشيني در کشور و تجمع افراد در يک منطقه جغرافيايي ارائه برخي خدمات عمومي مانند ايجاد خيابانها و آبرساني به مناطق مختلف شهري را به شهروندان اجتنابناپذير ميکند. متاسفانه در حوزه ايجاد شبکه فاضلاب کشور کوتاهي صورت گرفته است و بهرغم محدوديتها در تامين آب شيرين در کشور آنچنان که بايد از منابع آب شيرين مراقبت نشده است. اين درحالي است که کشور در منطقه خشک و نيمهخشک قرار دارد و حفظ آبهاي سطحي براي ما بسيار حائزاهميت است. مديريت فاضلابها با توجه به توسعه شهرها براساس دفع ثقلي بوده است و فاضلابهاي شهري در نهايت به آبهاي سطحي بازميگردند. هنگام دفع فاضلاب در سيستم فاضلاب شهري بهصورت غيرکارشناسي در نهايت فاضلابها به آب رودخانهها ملحق ميشوند. در نهايت اگر سر راه فاضلاب مانع ايجاد نکرده و اقدامات تصفيه فاضلاب را بهدرستي انجام ندهيم اتفاقات ناگواري در طبيعت رخ ميدهد. آلودگي ميکروبي و مواد شيميايي بسته به نوع فاضلاب براي محيط زيست خطرناک هستند. از سوي ديگر تجمع فلزات سنگين در بدن مصرفکننده ميتواند منجر به بيماريهاي صعبالعلاج از جمله سرطان در او شود. بنابراين ميتوان گفت معضل شهري در مدل شهرنشيني دفع فاضلاب بهصورت صحيح است. بهعنوان مثال فاضلاب پايتخت کشور نيز بهعنوان يکي از شهرهاي شاخص بهصورت صحيح دفع نشده و خبرهاي ضد و نقيضي از توسعه کشاوزي در جنوب تهران از طريق آب خارجشده از خروجيهاي فاضلاب شنيده ميشود. امروز نيز مانند گذشته با بحث ورود فاضلابهاي شهري به رودخانههاي کشور و نابودي محيط زيست مواجهايم و آخرين مورد نابودي زيستمحيطي دو رود زرچوب و گوهررود در شهر رشت و استان گيلان است. فاضلاب يک پديده اجتنابناپذير در زندگيهاي اجتماعي در وادي صنعت است. تنها راه، مهار فاضلاب در طبيعت است و منشا آن را نميتوان از بين برد. بنابراين بايد مديريت کرد که مواد مضر از آب فاضلاب گرفته شود و آب به چرخه حيات برگردد. اين مواد مضر بايد در مکانهايي که کمترين ميزان آسيب را داشته باشد دفن شوند. مساله ورود آب فاضلاب شهري به رودخانهها نهتنها در کشور بلکه در دنيا نيز ميتواند براي ما دردسرساز باشد. در هر صورت بايد مراقبتهاي لازم را انجام دهيم که براي نسل آينده و جامعه بينالملل نيز پاسخ قانعکننده داشته باشيم. در واقع ورود فاضلابهاي شهري به رودخانهها در نهايت به تزريق اين آبها به دريا و درياچهها ميانجامد و بهدليل آنکه براي کشورهاي گوناگون مشترک است در نهايت ما را در قبال جوامع بينالملل نيز پاسخگو ميکند. در آخرين اظهارات 80درصد از فاضلابهاي شهري به آبهاي زيرزميني ميريزند البته اين آمار را به شخصه قبول ندارم. ما اهميت زيادي به رودخانههايي که در نهايت به دريا ميريزند، نميدهيم. بهعنوان مثال بسياري از معاش افراد از طريق آب زايندهرود تامين ميشوند اما در نهايت براي نگهداري آن اقدام زيادي انجام نميشود. بنابراين محيط زيست و مردم بايد در زمينه حفظ رودخانهها نهايت تلاش خود را کنند. اگر مساله فاضلاب را کنار بگذاريم در زمينه مديريت پسماند نيز درگير مساله شيرابههاي زباله هستيم. شيرابههاي زباله از محل دفن زبالهها نيز بهنوعي فاضلاب محسوب شده و خطرناکترين نوع زباله هستند. اين آبها عمدتا محل رشد ميکروبها، ويروسها و قارچها هستند و اگر به اين مجموعه فاضلاب بيمارستاني نيز افزوده شود مسالهاي خطرناک بوده که عامل بيماري را براي سالها در محيط حفظ ميکند. در صورتي که زبالهها در سطوح شيبدار تخليه شوند اين شيرابهها به آب رودخانهها ورود پيدا ميکنند و افراد بيمار بهبود يافته ممکن است در اثر تماس يا مجاورت با زبالههاي دپوشده يا فاضلابهاي شهري و زبالههاي بيمارستاني حاوي ميکروب تا ساليان سال بيمار باشند و در مواردي بيماري آنها تشديد شود و هيچبهبودي حاصل نکنند.