گفتني است که جوامع در حال گذار با آسيبهاي اجتماعي بيشتري مواجه هستند. در درجه اول بايد فرهنگسازيهاي لازم جهت استفاده از فضاي مجازي انجام شود و در مرحله بعد نيز مردم از سواد رسانهاي کافي برخوردار شوند که اين موارد خود ميتوانند باعث کاهش آسيبزابودن شبکههاي اجتماعي شود.
جايگزيني براي روابط افراد
همانگونه که ميدانيم طبق آمارهاي منتشرشده ميزان گفتوگو در خانوادهها بهطرز معناداري کاهش يافته است، چراکه در حال حاضر کارکرد خانواده ديگر مانند گذشته نيست. همچنين وجود شبکههاي اجتماعي نيز مزيد بر علت شده است؛ به عبارت بهتر امروزه اعضاي خانواده حضور در شبکههاي اجتماعي را به گفتوگو با اعضاي خانواده ترجيح ميدهند، چراکه در شبکههاي اجتماعي گفتوگوهاي تسلطگرايانه چندان وجود ندارد که اين خود ميتواند منجر به گرايش هرچه بيشتر افراد به استفاده از فضاي مجازي و شبکههاي اجتماعي پرطرفدار شود.
بررسي پيامدهاي شبکههاي اجتماعي
يک روانشناس اجتماعي در ارتباط با تاثير شبکههاي اجتماعي در خانواده ميگويد: فضاي مجازي تاثيرات مثبت و منفي بسياري را بر خانوادههاي ايراني گذاشته است. عليرضا شريفييزدي در گفتوگو با «آرمان ملي» و با اشاره به مطلب فوق اذعان داشت: آثار منفي شبکههاي اجتماعي در خانواده در عوامل و مباحث مختلف قابل بحث و بررسي است که شايد يکي از مهمترين آنها را بتوان کاهش زمان باهمگذراني اعضاي خانواده عنوان کرد. بدين معنا که شبکههاي اجتماعي بهعنوان يک سبک جديدي از گذران اوقات فراغت باعث شده که تعامل کلامي ميان اعضاي خانواده متاسفانه بهشدت کاهش پيدا کند، بهگونهاي که براساس آخرين مطالعات صورتگرفته خانوادههاي شهري ايراني بهطور متوسط در 24ساعت تنها 15دقيقه با هم گفتوگو دارند و اين آمار در شهر تهران حدود 12دقيقه است.
يافتن همصحبت در شبکههاي مجازي
وي در ادامه افزود: اثر منفي ديگري که شبکههاي اجتماعي در خانوادهها بر جاي گذاشته، جستوجوي همصحبت در بيرون از چارچوب خانواده است که اين خود باعث ايجاد نوعي تنش در درون خانواده ميشود. شريفييزدي در پاسخ به اين پرسش که آيا شبکههاي اجتماعي باعث افزايش خيانت ميشوند، ميگويد: فضاي مجازي بهخوديخود باعث افزايش خيانت و يا حتي رويآوردن به آن نميشود اما برخي خانوادهها زماني که به دلايل اجتماعي و فردي دچار طلاق عاطفي ميشوند و بين آنها فاصله ميافتد و ميزان کلام ميان زوجين و يا روابط عاطفي ميان زن و شوهر کاهش پيدا ميکند، ميزان اختلاف در خانواده بالا ميرود، از اينرو بعضا در مواردي فضاي مجازي بهعنوان يک عامل کمکي نه بهعنوان يک عامل اصلي حاضر ميشود که در اين شرايط خيانتکردن تسهيل پيدا ميکند. وي ادامه داد: اينکه گفته ميشود فضاي مجازي باعث خيانت است صحت ندارد، چراکه اگر خانواده داراي بنيان و استحکام لازم باشد و روابط ميان اعضاي آن درست انتخاب شده باشد بهيقين فضاي مجازي ديگر چنين قدرتي نخواهد داشت.
آثار مثبت فضاي مجازي
شريفييزدي درباره آثار مثبت فضاي مجازي در خانوادههاي ايراني ميگويد: يکي از مهمترين آثار مثبت فضاي مجازي در خانوادهها را ميتوان افزايش آگاهي عنوان کرد. وي در ادامه افزود: تاثير در روابط را ميتوان يکي ديگر از آثار مثبت فضاي مجازي نام برد. همچنين يکي ديگر از آثار مثبت شبکههاي اجتماعي استفاده از اين شبکهها براي تحصيل است که اين ميتواند عامل مناسبي باشد براي اينکه افراد بتوانند در شرايط راحتتري به تحصيل مشغول شوند، همچنين برگزاري ورکشاپهاي مختلف را ميتوان از ديگر محاسن شبکههاي اجتماعي نام برد، چراکه بهعنوان مثال برخي مادران به دليل مشغلههاي مختلفي که دارند نميتوانند در کنفرانسها، همايشها و يا ورکشاپها شرکت کنند، از اينرو برگزاري ورکشاپها در شبکههاي اجتماعي ميتواند براي افراد پرمشغله بسيار مناسب باشد. شريفييزدي ميگويد: با اين اوصاف نبايد تنها يکسويه به شبکههاي اجتماعي نگاه کرد. اين روانشناس اجتماعي در ادامه تصريح کرد: متاسفانه آثار منفي شبکههاي اجتماعي در جوانان بيشتر از ساير افراد جامعه است. علت اصلي اين امر را ميتوان وجود اختلاف مياننسلي دانست.
معضل فقدان فرهنگسازي
وي در پاسخ به اين پرسش مبنيبر اينکه آيا فرهنگسازي ميتواند باعث کاهش آثار منفي فضاي مجازي شود، ميگويد: متاسفانه فرهنگسازي در کشور ما با تاخير انجام ميشود که اين خود ميتواند مشکلات بسياري بههمراه داشته باشد. وي در ادامه افزود: پيشرفتهاي تکنولوژي سريعتر از پيشرفتهاي فرهنگي صورت ميگيرد و ما چندان که بايد برنامهريزي مدوني نداشتهايم که اين مساله زمينهساز ايجاد چالشهاي زيادي بوده است. شريفييزدي در پايان خاطرنشان کرد: عدم نظارت کافي والدين بر نحوه استفاده نوجوانان و کودکان از شبکههاي اجتماعي يک مساله عادي است، چراکه فضاي مجازي براي برخي والدين بسيار پيچيده است. از اينرو والدين نميتوانند نظارت چنداني بر نحوه عملکرد فرزندان در شبکههاي اجتماعي داشته باشند، البته علت اصلي اين امر را ميتوان نداشتن سواد رسانهاي برخي والدين نام برد؛ بدين معنا که عدمآگاهي مطلوب آنها از روند پيشرفت تکنولوژي ميتواند زمينهساز مشکلات بسياري در حوزههاي تعليم و تربيت کودکان شود.