آرمان ملي- سرويس اجتماعي: تا چند دهه پيش شکل زندگي دسته جمعي در بسياري از شهرهاي ايران اين گونه نبود و خيليها در يک خانه بزرگ، هر کدام اتاقي در اجاره داشتند و همه با هم زندگي ميکردند. اما امروزه شهرها رو به گسترشند و ناچار به رشد عمودي. آمارهاي منتشر شده از سرشماري نفوس و مسکن در سال 35 نشان ميدهد که از مجموع 19ميليون جمعيت کشور، 32درصد ساکن شهرها بودهاند و 68درصد ساکن روستاها. در سال 85 بعد از نيم قرن، مطابق آمار و نتايج سرشماري نفوس و مسکن اين نسبت بر عکس شد. بر اساس آمار 68درصد از جمعيت 70ميليوني کشور در سال 85 ساکن شهرها بودند و 32درصد ساکن روستاها. از سال 85 ، حدود 13 سال ميگذرد و بعيد بهنظر ميرسد سرشماري پيش رو چيزي غير از افزايش شهرنشيني را نشان دهد. آمار علاوه بر آنکه نشاندهنده افزايش جمعيت هستند رشد سريع شهرنشيني را نشان ميدهند. رشد شهرنشيني نه فقط بهدليل مهاجرت روستاييان به شهر، بلکه به گفته کارشناسان بهدليل گسترش روزافزون شهرها در پي توسعه انساني است. گسترش شهرنشيني هم در فرم تغيير ايجاد ميکند و هم محتوا. هم بر شکل و شمايل نقاط مختلف کشور تاثير ميگذارد و هم در فرهنگ و از جمله آن خلق و خوي مردمان اثرگذار است. رشد عمودي شهر بايد کنترل شود. از سوي ديگر يکي از مشکلات در اين باره بحث بلند مرتبه سازي و رشد عمودي شهرها است، اتفاقي که روز گذشته امام جمعه موقت تهران به آن واکنش نشان داد و درباره ايجاد آسمانخراشها در کلانشهري مانند تهران گفت: اميدواريم با اقدامات شهرداري از رشد بيرويه آسمانخراشها در تهران که آسيبهاي جدي براي شهر دارد، جلوگيري شود. سيد محمدحسن ابوترابيفرد خاطرنشان کرد: نگاه مديريت شهري معطوف بر اين است که رشد عمودي شهر مقداري کنترل و مديريت شود و اميدوارم مديران شهري بر همين اساس نيز قدم بردارند و شاهد ايجاد شهرکهاي اقماري کارآمد با شرايط مطلوب براي پاسخ به نيازهاي شهروندان تهراني باشيم. اميدواريم با اقدامات شهرداري از رشد بيرويه آسمانخراشها در تهران که آسيبهاي جدي براي شهر دارد، جلوگيري شود. اين در حالي است که تاريخچه بلندمرتبهسازي نوين در تهران به اوايل دهه 30 بازميگردد. در اين سالها، نخستين ساختمان بلندمرتبه در تهران توسط هوشنگ خانشقاقي در خيابان جمهوري با 10 طبقه ساخته شده است.اسکلت اين ساختمان از بتون آرمه با دو آسانسور احداث شده و جالب اينکه هنوز هم در حال استفاده است. بعد از انقلاب و آغاز جنگ نزديک به ده سال بلند مرتبه سازي در پايتخت متوقف شد اما اين روند در سالهاي پاياني دهه 60 و افزايش قيمت زمين و آغاز فروش تراکم از سوي شهرداري تهران تغيير کرد و بلند مرتبه سازي در تهران از سر گرفته شد. ساختمانهايي که بهدليل نبود چارچوب و نقشه هاي جامع در مناطق زلزله خيز ساخته شد. با اين وجود شهر تهران شهر بلندي نيست و يکي از کوتاهترين پايتختهاي دنيا محسوب مي شود. بر اين اساس ميتوان گفت تهران با جمعيتي بالغ بر هشتميليون نفر با مشکلات زيادي روبهرو شده است و اين جمعيت نيازمند خانه هستند و انبوه سازي در تهران نيز بهدليل مهاجرت و تقاضا همچنان در حال رشد و افزايش است، چراکه بر اساس يک فرمول ثابت به هر ميزان تقاضا افزايش يابد، عرضه نيز افزايش خواهد يافت. برخي از کارشناسان علت انبوه سازي در کلان شهرهايي مثل تهران را مهاجرت عنوان مي کنند و معتقدند که چنانچه جلوي مهاجرت گرفته شود، انبوه سازي بيرويه و غيراستاندارد نيز متوقف مي شود. کارشناسان بر اين باورند که مهاجرت و به تبع آن انبوه سازي در کلان شهرها تبعات منفي چه به لحاظ اجتماعي و چه اقتصادي دارد و بايد در اين زمينه مسئولان راه چاره اي بينديشند. معضلات ترافيک، نداشتن جاي پارک و هزاران مشکل ديگر در کلان شهرها نشأت گرفته از مهاجرت و انبوهسازي بدون درنظرگرفتن اصول ساخت و ساز است. اينکه در کنار هر برجي که ساخته مي شود بايد پارکينگ ساخت تا از تجمع خودروها در خيابان ها جلوگيري شود.