آرمان ملي- مرتضي رفيعي:
کاظم غريبآبادي نماينده کشورمان نزد سازمانهاي بينالمللي مستقر در وين، اطلاع داد: «آژانس بينالمللي انرژي اتمي در گزارشي اعلام کرد که پيکره بندي مجدد خطوط تحقيق و توسعه در کارخانه غنيسازي سوخت نطنز براي آمادهسازي جهت نصب ماشينهاي جديد از انواع مختلف در حال انجام است». وي همچنين اخبار مبني بر اينکه آژانس اين اقدام را نقض برجام خوانده، تکذيب کرد و افزود: «آژانس صرفا به راستي آزمايي و انعکاس واقعيتهاي فني ميپردازد و قضاوت و پيشداوري نميکند». به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگويي را با محمدصادق رباني املشي، قائم مقام اسبق سازمان انرژي اتمي انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه برخي منابع خبري غربي از گزارش آژانس مبني بر نقض برجام خبر دادهاند. آيا اقدامات ايران به معناي نقض برجام است؟
بر اساس برجام ظاهرا ايران قرار نبوده دست به چنين اقدامي بزند. ايران صراحتا اعلام نموده بود چون طرف مقابل به تعهداتش عمل نکرده است بنابراين ما نيز تعهداتمان را به صورت تدريجي کاهش ميدهيم. اما اقدامات ايران در کاهش تعهدات برجامي به معناي کنار گذاشتن برجام از سوي ايران نيست. اين مساله موضوعي بحث برانگيز است. اما مهم آن است که آيا اروپاييها يک گام عقب گذاشته و به تعهداتشان عمل ميکنند يا نه؟ حال اگر آنها به تعهداتشان عمل نکنند و از توافق هستهاي خارج شوند ميتوان برجام را از بين رفته تلقي نمود. اين مساله در عمل مشکل ايجاد ميکند اما نقض اختيارات کشورها عليه آژانس بينالمللي انرژي اتمي تلقي نميگردد. همچنين بايد بدانيم که غنيسازي از نظر آژانس بينالمللي انرژي اتمي کار خلافي نيست اما چون ما در برجام متعهد به تعهداتي شديدم بنابراين از نظر برجام چنين مسالهاي پذيرفته شده نيست اما اين کار خلاف مقررات آژانس نيست. حق غنيسازي از نظر آژانس براي تمامي اعضا محترم شمرده شده است. همچنان که انرژي هستهاي حق مسلم کشورمان بوده متقابلا چرخه سوخت نيز حق مسلم است. اما چون ما را متهم ميکنند مواجه با قرارداد ديگري به نام برجام هستيم. لذا شايد بر اساس برجام کاهش تعهدات ايران تخطي تلقي گردد اما از نظر آژانس اقدامات ايران در چارچوب مقررات است.
با توجه به آنکه گاردين به نقل از مقامات اروپايي گزارش داده که اگر ايران گامهاي بعدي کاهش تعهدات برجامي اش را عملياتي کند آنها نيز از برجام خارج خواهند شد. مشخصا اگر طرف اروپايي از برجام خارج شوند توافق هستهاي چه سرانجامي خواهد داشت؟
به نظر ميرسد در شرايط کنوني توپ در زمين ايران است. ايران ميتواند قدم چهارم در کاهش تعهدات برجامياش را بردارد و يا برندارد. لذا تهديد طرف اروپايي به خروج از برجام مبتني بر اقدامي است که ايران انجام دهد. اگر ايران بر اساس اولتيماتومهاي قبلي گام چهارم کاهش تعهدات برجامي را عملياتي نمايد، با توجه به آنکه اروپاييها نيز اعلام داشتند که ما نيز کنار ميکشيم. بنابراين اين مساله به تصميم تهران باز ميگردد. حال ممکن است اين سوال مطرح شود که آيا به مصلحت است که گام چهارم کاهش تعهدات برجامي را بردارد و يا بر ندارد بر اين نظرم که بهتر است تهران با احتياط دست به چنين اقدامي بزند. هر چند که اين مساله ممکن است مخالفيني نيز در داخل داشته باشد.
چرا تاکنون طرفهاي اروپايي به هيچ يک از تعهداتشان در برجام عمل نکردهاند؟
در اينکه اروپاييها وزن خودشان را نشان دادند که آنها در مقابل آمريکاييها منافع خودشان را ترجيح داده و تعهداتشان را زير پا ميگذارند تاکنون نيز اروپاييها به گونهاي با توجه به مساله برجام خودشان را از آمريکاييها جدا کرده بودند اما تا اينجا هم به دليل يک سال و نيم تلاشي که براي امضاي برجام انجام داده بودند اين کار را ادامه دادند. لذا منافع اروپاييها برايشان ايجاب ميکند تا به سمت آمريکاييها بروند. بنابراين اين مساله را ايران بايد از ابتدا ميدانست که اروپاييها وزن زيادي در برابر آمريکا ندارند و نميتوانند کاري از پيش برند. بنابراين اين مساله به عهده ايران است تا خود تصميم بگيرد در صورت خروج احتمالي طرفين از برجام دست ايران عملا خالي خواهد شد. لذا اين مقطع بسيار مهمي است تا تهران بتواند در چنين چارچوبي خوب بازي کند. مسلما اگر تهران بخواهد بهانهاي به دست اروپاييها دهد ما با مشکلات زيادي مواجه خواهيم گشت. بنابراين اگر آنها بخواهند آن تهديد را عملي کنند، ايران را تحت فصل7 شوراي امنيت قرار داده و محدوديتها و تحريمهاي جديدي اعمال کرده و کار بسيار مشکل خواهد شد. در حال حاضر فعاليتهاي ترامپ پشتوانه شوراي امنيت را ندارد اما اگر قرار باشد اين راه براي آنها باز شود تحريمهاي بينالمللي عليه ايران تحميل خواهد شد.
با توجه به آنکه ايران بيش از يک سال در برجام باقي ماند و وضعيت به گونهاي است که تهران به تعهداتش در چارچوب توافق هستهاي عمل نمود اما در مقابل کشورهاي اروپايي به هيچ يک از تعهداتشان عمل نکردند. در چنين شرايطي آيا منطقي است تهران بهصورت يک طرفه متعهد به تعهدي چندجانبه باشد؟
استدلال ايران کاملا منطقي و قابل قبول است. اما بايد بدانيم که وزن طرف اروپايي همين اندازهاي بود که نشان داد. اما بايد به اين مساله توجه داشته باشيم که مشکلات ايران آيا با کنار گذاشتن طرفهاي اروپايي حل خواهد شد و يا بالعکس مشکلاتمان افزوده خواهد شد. اين مساله موضوعي سياسي بوده و اخلاقي نيست. از نظر منطق اخلاقي و بينالمللي ميگوييم عمل نکردن به تعهدات از سوي کشورهاي اروپايي نادرست بوده است. بنابراين با توجه به چنين واقعيتي بايد ببينيم که چه بايد انجام دهيم. مابايد همانند ساير کشورها که به منافع ملي اولويت ميدهند ميتوانيم به منافع ملي اولويت دهيم اين مساله دست سياستمداران است که جامعه را به چه سمتي هدايت کنند. متاسفانه در برخي از تريبونهاي رسمي شعارهايي را مطرح کرده و مسئولان سياسي کشور را به سمت بنبست هدايت ميکنند. اما چنين رويکردي به نفع منافع ملي نيست که بخواهيم تحت تاثير شعارها و احساسات تصميمگيري کنيم. منافع مليمان را بايد همانند ساير کشورها در اولويت قرار دهيم و با هيچ دليلي از منافع ملي نميتوان گذشت. اما همه چيز به گام چهارم ايران بستگي دارد که ميتواند يا طرفهاي اروپايي را کنار خودمان نگه دارد و يا آنها را به سمت آمريکاييها هل دهد. بيرون رفتن از برجام در حال حاضر چندان درست نيست.