گفتني است کودکان کار ميتوانند عاملي براي افزايش آسيبهاي اجتماعي باشند؛ هرچند در اين فرصت بايد متذکر شد که خيابان بدترين جا براي کودکان است، چراکه با انواع مشکلات اجتماعي مانند دزدي، اعتياد و... آشنا ميشوند و نسبت به ديگران آسيبپذيرتر خواهند بود که اين خود در آينده زمينهساز بروز مشکلات جديتر براي آنها خواهد شد.
عدمموفقيت طرحهاي مربوطه
همانگونه که ميدانيم سالها شاهد ارائه طرحهاي مختلف براي جمعآوري کودکان کار بودهايم، اما تا به امروز هيچيک از اين طرحها نتوانسته به صورت کامل مثمرثمر واقع شود، چراکه بنا به اظهارنظر کارشناسان هريک از طرحهاي مورد بحث تنها تاثير مقطعي داشته و در مقابل باعث افزايش آمار کودکان کار خياباني به صورت زيرزميني شده است؛ اتفاقي که بهيقين ميتواند تبعات منفي گستردهتري را نيز بهدنبال داشته باشد. پرواضح است که ارائه طرحهاي کارشناسينشده خود ميتواند باعث فعاليت زيرزميني کودکان کار شود که اين زمينهساز بروز مشکلات بيشتري براي کودکان کار خواهد بود.
لباس متحدالشکل کودکان کار
چندي پيش شاهد ارائه طرحي مبني بر استفاده از لباس متحدالشکل براي کودکان کار بوديم، اتفاقي که بنا به اظهارنظر کارشناسان ميتواند در صورت اجراييشدن باعث جمعآوري و يا ساماندهي اين دسته از کودکان شود، اين در حالي است که در درجه اول تمامي کودکان کار قابل شناسايي نيستند و بعد آنکه استفاده از لباس متحدالشکل خود ميتواند زمينه سوءاستفاده هرچه بيشتر برخي سودجويان را فراهم کند.
آشفتگي ظاهري کلانشهرها
بديهي است کودکان کار نهتنها باعث ايجاد چهرهاي نامناسب در شهرها ميشوند بلکه ميتواند باعث افزايش آسيبهاي اجتماعي نيز شود، بهگونهاي که جامعهشناسان معتقد هستند افزايش کودکان کار در هر جامعه خود ميتواند باعث به خطر افتادن سلامت جامعه و افزايش فشارهاي اقتصادي و مشکلات اجتماعي شود.
مولفه فقر فرهنگي
يک جامعهشناس در خصوص افزايش کودکان کار ميگويد: مشکلات اقتصادي خود يکي از مهمترين دلايل افزايش کودکان کار در سطح شهرهاست. امانا... قراييمقدم در گفتوگو با «آرمان ملي» و با اشاره به مطلب فوق اذعان داشت: فقر فرهنگي را ميتوان يکي از دلايل موثر در افزايش کودکان کار دانست؛ بدين معنا که بسياري از والدين و يا سرپرستان کودکان کار به دليل عدم آشنايي با تبعات منفي کار کودکان در خيابانها بهراحتي به اين مساله تن ميدهند که اين خود ميتواند عامل موثري در بروز مشکلات جدي براي کودکان کار شود. وي در ادامه افزود: طبق آمار موجود امروزه بخش قابل توجهي از کودکان کار از اتباع خارجي هستند، بنابراين ميتوان با جمعآوري و بازگشت آنها به کشورشان تا حد زيادي شاهد کاهش آمار کودکان کار بود.
مهاجرت و پيامدهاي آن
قراييمقدم ميگويد: متاسفانه افزايش مهاجرت از روستاها به شهرها به دليل خشکسالي و نبود شغل مناسب عاملي موثر در افزايش کودکان کار در کلانشهرها بهخصوص پايتخت شده است. وي ادامه داد: در حال حاضر با دو نوع کودکان کار عام و خاص مواجه هستيم. منظور از کودکان کار عام کودکاني هستند که براي تامين مخارج زندگي به والدين خود کمک ميکنند و بيشتر در سر زمينهاي کشاورزي، دامداري و يا مشاغلي از اين دست مشغول بهکار ميشوند و در مقابل کودکان کار خاص بيشتر کودکاني هستند که در سر چهارراهها و خيابانها به فروش آدامس، گل و يا پاککردن شيشههاي اتومبيلها مشغول هستند. قراييمقدم ميگويد: کودکان کار بهمعناي عام در تمام کشورها وجود دارند و از گذشته تا به امروز در جامعه وجود داشته است؛ هرچند امروزه بنا به دلايل مختلف مانند کمفرزندآوري و يا فرزندسالاري اين پديده بهصورت محسوسي در جامعه کاهش يافته، اين در حالي است که در گذشتههاي نهچندان دور کودکان زمان زيادي از وقت خود را در کنار والدين مشغول به فعاليت بودند. وي در ادامه تصريح کرد: کودکان کار خاص نيز به چند نوع تقسيمبندي ميشوند؛ بخشي از آنها داراي والدين و سرپرست هستند و عدهاي ديگر در مقابل بدون سرپرست هستند که زير نظر مافياي کودکان کار به فعاليت خود ادامه ميدهند که البته در بيشتر موارد اين دسته از کودکان بيشتر از سايرين در معرض خطرهاي جدي مانند اعتياد، فحشا و يا دزدي قرار ميگيرند و در مقابل جمعآوري و ساماندهي آنها نيز با مشکلات بيشتري مواجه است.
مهمترين عامل در عدمجمعآوري کودکان کار
اين جامعهشناس کمککردن برخي به کودکان کار را مهمترين عامل در عدم جمعآوري و يا ساماندهي آنها اعلام کرد و ادامه داد: به دليل عدمفرهنگسازي لازم شاهد کمک برخي به کودکان کار هستيم که اين خود نقش بسزايي در عدمجمعآوري آنها دارد. بايد دانست که بسياري از کمکهايي که به کودکان کار ميشود تنها به جيب دلالان و يا مافياي کودکان کار ميرود و در مقابل آنها از اين کمکها کمترين بهره را خواهند برد. به عبارت سادهتر ايجاد حس ترحم در افراد مهمترين ترفند کودکان کار براي جمعآوري کمک است.
درآمدهاي به نسبت بالاي کودکان کار
قراييمقدم ميگويد: در حال حاضر طبق تحقيقات به عمل آمده، متوسط درآمد کودکان کار روزانه 100هزار تومان است که اين رقم در برخي مواقع نيز افزايش مييابد که اين خود وسوسه جدي براي سوءاستفادهکنندگان از کودکان براي کار در سر چهارراهها و يا خيابانهاست. وي در ادامه افزود: صدمات روحي را ميتوان مهمترين آسيب کودکان کار و خياباني عنوان کرد، چراکه همواره با آسيبها و مشکلات بسياري بزرگ ميشوند و همواره با اين چالش روبهرو هستند که بايد حق خود را از جامعه بگيرند که اين بهمرور زمان ميتواند زمينهساز بروز مشکلات جدي در آنها شود؛ هرچند بايد متذکر شد اين دسته از کودکان با يکديگر اتحاد و همبستگي قابلتوجهاي دارند.
ضرورت حل مشکلات اقتصادي
قراييمقدم در پاسخ به اين پرسش مبنيبر اينکه آيا استفاده از لباسهاي متحدالشکل ميتواند در ساماندهي و يا جمعآوري کودکان کار موثر واقع شود، ميگويد: بهيقين اين طرح در عمل قابل اجرا نيست و با خود ميتواند آثار منفي زيادي را نيز به دنبال داشته باشد. اين جامعهشناس حل مشکلات اقتصادي را لازمه تاثيرگذاربودن طرحهاي جمعآوري و ساماندهي کودکان کار عنوان کرد و ادامه داد: تا زماني که مشکلات اقتصادي در جامعه و در زندگي افراد سايه افکنده باشد بهيقين ارائه هرگونه طرحي براي جمعآوري کودکان کار با شکست مواجه خواهد شد.