بستن

رياض مخالف كاهش تنش تهران-واشنگتن

رياض مخالف 
كاهش تنش تهران-واشنگتن

آرمان ملي- مرتضي رفيعي: با توجه به سفر دکتر روحاني به نيويورک گمانه‌زني‌هايي در سطح رسانه‌ها مبني بر ديدار احتمالي ميان روساي جمهور ايران و آمريکا مطرح شده که در يکي از اين اظهار نظرها کريستين امانپور، خبرنگار شبکه سي.ان.ان، در دو پيام توئيتري بخش‌هايي از گفت‌وگويش با محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه ايران را منتشر کرده و به نقل از وي مدعي شد: «محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه ايران به من گفت که روحاني، رئيس‌جمهور ايران حاضر است با ترامپ، رئيس‌جمهور[آمريکا] اين هفته در نيويورک ديدار کند، به شرط اين که رئيس‌جمهور ترامپ آماده باشد کاري را که لازم است انجام بدهد، [که آن] لغو تحريم‌ها در ازاي نظارت دائمي بر تاسيسات [هسته‌اي] ايران است». وي در پيام ديگري به نقل از ظريف نوشت: «نشان صلح هميشه روي ميز بوده است، اما ما بازهم آن را نشان مي‌دهيم». به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفت‌وگوي کوتاهي با قاسم محبعلي مديرکل اسبق خاورميانه و شمال آفريقاي وزارت امورخارجه انجام داده که در ادامه مي‌خوانيد.

آيا امکان ديدار ميان هيات‌هاي ايراني و آمريکايي وجود دارد؟

مواضع ايران و همچنين مواضع طرف آمريکايي روشن است. بنابراين بعيد به نظر مي‌رسد موضوع تازه‌اي براي طرف ايراني باقي مانده باشد تا مطرح دارد. اگر در اين سفر دستور کار مشخصي براي ابتکار مذاکراتي وجود نداشته باشد عملا مي‌تواند تکرار شش سفر گذشته دکتر روحاني و همچنين روساي جمهور پيشين کشورمان بوده که حاصل آن سلسله ملاقات‌ها و سخنراني‌هايي در سازمان ملل متحد و ادامه تکرار سياست‌هاي پيشين است. مگر آنکه در تهران تصميماتي صورت گرفته باشد تا بر اساس آن تفاهم‌هايي صورت پذيرد. بر چنين مبنايي دکتر روحاني در نيويورک سخن تازه‌اي را مطرح داشته که خود موجب فعال شدن بيشتر ديپلماسي خواهد شد. تا بدين ترتيب بن‌بست به‌وجود آمده شکسته شود. در غير اين صورت اين سفر يک سفر روتين و تکراري خواهد بود. بنابراين در نتيجه چيزي عايد سياست خارجي ايران نخواهد کرد.

تا چه ميزان حضور دکتر روحاني و دکتر ظريف در نيويورک حداقل در سطح تبليغاتي رسانه‌اي مي‌تواند به منظور انتقال پيام تهران به افکار عمومي جهاني موثر باشد؟

در صورت مطرح داشتن گفتمان تازه‌اي از سوي مقامات کشورمان اين امکان وجود دارد. در غير اين صورت با توجه به تحولات منطقه و نگراني افکار عمومي دنيا از بازار انرژي بعد از وقايع آرامکو و همچنين احتمال عکس‌العمل طرف مقابل عليه ايران امکان دستاوردي چشمگير ضعيف است. مگر آنکه حرف تازه‌اي از سوي ايران مطرح شود. تا چنين موضع تازه‌اي بتواند زمينه‌هاي ديپلماسي و پيش برد طرح طرف اروپايي را که به شدت نگران آنند تا جنگ تازه‌اي در منطقه رخ دهد، فراهم نمايد.

دونالد ترامپ گفته برنامه‌اي براي ديدار با روحاني ندارم. آيا مي‌توان چنين موضعي را قطعي تلقي کرد؟

خيلي نمي‌توان روي مواضع ترامپ حساب باز کرد. ترامپ متناسب با شرايط اعلام موضع مي‌کند. بنابراين ممکن است مواضعش دچار تغيير شود طبيعي است که استراتژي آمريکايي‌ها بر اين مبنا قرار دارد تا ايران بپذيرد به‌صورت دوجانبه مذاکره کند. اما فعلا چنين مساله‌اي در ايران پذيرفته شده نيست. مساله‌اي که ايران به‌صورت رسمي اعلام کرده اين است که آمريکايي‌ها مي‌بايستي به برجام بازگردند و در عين حال تحريم‌ها را لغو نمايند. اين درحالي است که نه تنها تحريم‌ها کاهش پيدا نکرده بلکه با تحريم بانک مرکزي و صندوق توسعه ملي اين تحريم‌ها در چارچوب ادعايي مبارزه با تروريسم افزايش يافته است. يعني به خواست ايران تاکنون پاسخي داده نشده است. همچنين از آنجايي که نه امکان بازگشت آمريکايي‌ها به برجام و نه لغو تحريم‌ها متصور بوده ايران در چنين شرايطي وارد هيچ گونه مذاکره‌اي نخواهد شد. ايران علاقه‌مند است در چارچوب برجام فقط در خصوص مسائل هسته‌اي مذاکره نمايد. اما آمريکايي‌ها به دنبال مذاکرات دو‌جانبه هستند. مگر آنکه در مواضع ايران و يا آمريکا تغييرات عمده‌اي صورت گيرد. ترامپ به دنبال مذاکرات دو‌جانبه با ايران است.

آينده معادلات منطقه را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

شرايط در وضعيت بن‌بست قرار دارد. به گونه‌اي که در عين حال که نه ايران و نه آمريکا هيچ يک جنگ نمي‌خواهند. همچنين ايران نيز با توجه به شدت تحريم‌ها ناچار است تا اقداماتي انجام دهد تا با بالا بردن تشنج طرف مقابل را تشويق به مذاکره کند. اما اينکه تا چه ميزان چنين سناريويي عملياتي باشد، روشن نيست. واشنگتن تلاش مي‌کند تا رياض طرف اصلي جنگ احتمالي باشد تا بدين ترتيب آمريکايي‌ها خود را پشت عربستان مخفي کنند. اما از سوي ديگر عربستان تلاش مي‌کند تا آمريکا را مقابل ايران قرار داده و خود را پشت سر آمريکايي‌ها مخفي کند. عربستان تلاش مي‌کند تا اختلافات ميان ايران و آمريکا را تشديد نمايد. همچنين آمريکا تلاش مي‌کند تا وضعيت وخيم ميان ايران و عربستان و وضعيت منطقه را تشديد نمايد. اما آنچه که واضح بوده اين است که آمريکايي‌ها به‌طور کلي از تشنج و نه جنگ سود مي‌برند. چون قيمت نفت در سطح متناسبي بوده و همچنين باعث مي‌شود تا رقباي آمريکايي‌ها همانند چين با توجه به وضعيت بحراني منطقه دچار مشکل شوند. در نتيجه اروپايي‌ها نيز فرصت برقراري مناسبات بهتر در منطقه را نخواهند يافت. هم آمريکايي‌ها و هم روس‌ها بر دو سوي ماجرا تاثير دارند و علاقه‌مند هستند تا به اين ترتيب وضعيت متشنج و بحراني ادامه پيدا کرده ولي به سمت يک جنگ نرود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی