گفتني است کاهش ميزان گفتوگو ميان اعضاي خانواده خود يکي از مهمترين آثار منفي تغييرات لاجرم خانواده در عصر حاضر محسوب ميشود که البته اين مهم بنا به دلايل مختلفي مانند مشکلات اقتصادي، آپارتماننشيني، کاهش کارکرد خانواده و مسائلي از اين دست رخ ميدهد.
افزايش نقش همسالان با کاهش گفتوگو
بنا به اظهارنظر آسيبشناسان مسائل اجتماعي کاهش گفتوگو ميان اعضاي خانواده ميتواند باعث افزايش نقش همسالان و يا دوستان شود که اين خود مقدمه ازدياد مشکلات و آسيبهاي اجتماعي مانند تجردگرايي، خودکشي، مصرف مواد مخدر، اتخاذ تصميمهاي عجولانه و بدون برنامهريزي، ترک تحصيل و مهاجرت و... است.
گفتوگوي دستوري در خانواده سنتي
يک پژوهشگر مسائل اجتماعي در خصوص دلايل کاهش گفتوگو ميان اعضاي خانواده ميگويد: زماني که ميخواهيم درباره تغييرات اجتماعي بحث و بررسي کنيم بهطور معمول نوستالژي گذشته همواره با ماست. حال اين سوال مطرح ميشود که آيا در خانواده سنتي گفتوگو رايج بود يا خير. بهصراحت نميتوان گفت که در خانواده سنتي نيز گفتوگو چندان وجود داشته بلکه بيشتر مونولوگ حکمفرما بوده است؛ فعاليت اين مونولوگ بيشتر از سمت پدر و يا مرد خانواده بود. داروين صبوري در گفتوگو با «آرمان ملي» و با اشاره به مطلب فوق بيان ميکند: در بيشتر موارد زبان گفتاري در گذشته تنها يک زبان دستوري بود. فناوري امروزه از يک خانواده مونولوگمحور و با زبان دستوري امروزه به يک خانواده رسيدهايم که همان زبان دستوري را نيز ندارد.
تنشزايي گفتوگو در برخي خانوادهها
وي در ادامه افزود: متاسفانه امروزه زبان گفتاري بيشتر به تنش رسيده است که اين خود نقش موثري در کاهش گفتوگو ميان اعضاي خانواده دارد. در حال حاضر پدر متاسفانه قدرت و تقش خود را در خانواده کموبيش از دست داده که اين خود تحت تاثير عوامل مختلف روي داده است. صبوري ادامه ميدهد: اگر بخواهيم نگاه تبارشناسي به اين مساله داشته باشيم ميتوانيم به اين موضوع بپردازيم که بعضا ما در عرصههاي ديگر اجتماع نيز به گفتوگو نرسيدهايم. صبوري در پاسخ به اين پرسش مبني بر اينکه تغييرات حاکم بر جامعه تا چه ميزان بر ايجاد تغيير در خانواده تاثيرگذار است، ميگويد: بهطور معمول تغييرات حالت کارکردي دارند. خانواده از يک خانواده گسترده به يک خانواده هستهاي تغيير شکل داده و اين تغيير شکل نهاد خانواده با توجه به تغيير ديگر نهادها شکل گرفته است. بهعنوان مثال ابرنهادهايي مانند اقتصاد زماني که تغيير کند ديگر نهادها نيز تغيير پيدا خواهند کرد. به عبارت بهتر سبک زندگي تغيير پيدا ميکند. اين جامعهشناس در ادامه افزود: از اينرو نبايد به اين تغييرات با رويکرد آسيبشناسي نگاه کرد، چراکه ما در حال گذار هستيم و در اين حالت ممکن است بسياري از آسيبهاي اجتماعي مانند نرخ طلاق، آمار اعتياد و... تغيير پيدا کند.
عامل ايجاد مشکل در مسير تغييرات
صبوري در پاسخ به اين پرسش مبنيبر اينکه وجود برنامهريزي چه تاثيري در کاهش آسيبهاي جامعه در حال گذر دارد، ميگويد: متاسفانه ما نقش برنامهريزي را چندان که بايد جدي نگرفتهايم. بايد دانست که برنامهريزي در رسيدن به اهداف و طي مسير هنگام رويدادن تغييرات بسيار کارگشا و حياتي است. بايد بتوانيم عواملي که در مسير تغييرات مشکلآفرين ميشوند از بين ببريم و راهحل آن نيز داشتن برنامهريزي منسجم و مدون است.
ناديدهانگاشتن نيازهاي جديد
وي در ادامه افزود: نهادهاي اجتماعي نظمدهنده به وجود آمدند تا به يکسري از نيازهاي جامعه پاسخ دهند؛ ما امروزه يکسري از نيازهايمان تغيير يافته اما برخي ميخواهند هنوز اين نيازها را ناديده بگيرند. اين يک تعارض است که دردسرآفرين ميشود. صبوري ميگويد: مشکل ما در جايي است که اين رويکردها را نميبينيم. امروز ميان حيات ذهني و حيات فکري ما پارادوکس ايجاد شده است بهگونهاي که رفتارهاي جمعي ما رفتارهاي متناقضنما هستند؛ يعني بهراحتي در آنچه که باور داريم و آنچه که انجام ميدهيم تناقض وجود دارد. اين پژوهشگر مسائل اجتماعي در ارتباط با سرگرمي کودکان با موبايل و تبلت و نقش آن در کاهش گفتوگو ميان اعضاي خانواده ميگويد: کودکان امروز مجبور به انجام اين کار هستند، چراکه زندگي آپارتماننشيني فرصت ديگري را براي آنها فراهم نميکند. امروزه موبايل و تبلت حکم پستانک و يا سرگرمي براي کودکان و نوجوانان دارد. بهعبارت بهتر اين يک جنبش اجتماعي و تاريخي است که به ما عارض شده است.
عامل کاهش کارکرد خانواده
وي نقش مشکلات اقتصادي در کاهش گفتوگو ميان اعضاي خانواده را بسيار تاثيرگذار دانست و ادامه داد: پدر و مادري که با يک شيفت کاري نميتوانند هزينههاي زندگي را تامين کنند، به شغل دوم و يا سوم روي ميآورند که اين خود ميتواند باعث تقليل نقشها و کارکردهاي اجتماعي و خانوادگي آنها شود که اين نيز يک پارادوکس است، چراکه ما فکر ميکنيم با کارکردن ميتوان کيان خانواده را حفظ و يا تثبيت کرد، اين در حالي است که متاسفانه نهاد خانواده را با مشکل مواجه ميکنيم. بنابراين تا زماني که مختصات عارضشده بر جامعه خود را نشناسيم نميتوانيم راهحلي نيز ارائه دهيم. صبوري در پاسخ به سوال ديگر مبني بر اينکه آيا کاهش گفتوگو ميان اعضاي خانواده ميتواند باعث افزايش آسيبهاي اجتماعي شود، مي گويد: اين مهم علت نيست اما ميتواند معلول باشد و معلول اصلي را زماني پيدا کنيم که آسيبهاي اجتماعي زنجيروار به هم متصل هستند و آنقدر جلو ميرود که گاهي نميتوان ربط آن را پيدا کرد. مفهوم فرهنگ يک مفهوم عام است، يعني تمام نهادها را دربرميگيرد؛ يک مفهوم پوياست نه ايستا.