حمله پهپادي نيروهاي حوثي به مجموعه پالايشگاهي آرامکو در عربستان، تحولي بيسابقه در جنگ يمن محسوب ميشود. پس از حملات مکرر به فرودگاه نجران، حمله اخير دلالتهاي استراتژيک مهمي دارد. قطع نيمي از توليد نفت عربستان بهمعناي اختلالي مهم در بازار انرژي و شوک بزرگي به اقتصاد جهان است. اين پيامدي نيست که بهآساني بتوان از کنار آن گذشت. از سوي ديگر ارتقاي فزاينده توانايي و مهارت حوثيها در حملات پهپادي به عربستان بهمعناي نزديکشدن اين گروه بهنوعي بازدارندگي در جنگ چهارسالهونيمه يمن با عربستان است. اتکاي عربستان در اين جنگ که بهتدريج روند فرسايشي به خود ميگيرد، در وهله اول به نيروي هوايي قدرتمند و مجهزي است که از سوي پشتيبانان غربي حمايت و تجهيز ميشود. عربستان در چهارسال گذشته نشان داده که ظرفيت جنگي پاييني دارد و بهويژه نيروي زميني آن ناکارآمد و مستاصل است. از اينرو ازدسترفتن مزيت برتري هوايياش بر اثر ايجاد موازنه نظامي که از رهگذر ارتقاي برد و دقت پهپادهاي يمني ايجاد شده، بهمعناي تعميق بنبست استراتژيک فعلي و قفلشدن سياست منطقهاي عربستان خواهد بود. پيامدهاي سياسي اين تحول اما مهمتر از تحولات نظامي موصوف هستند. در روزهاي گذشته اخباري مبني بر آمادگي آمريکا براي مذاکره با حوثيهاي يمن منتشر شد. اين حملات چشمانداز اين گفتوگوها را پيچيده خواهد کرد. ايران بهعنوان متحد اصلي جنبش انصارا... ميتواند بگويد بخشي از راهحل سياسي در يمن است و هيچگونه توافقي بدون جلب رضايت تهران ممکن نخواهد بود. سلسله حوادثي که در سهماه گذشته در بنادر و آبراههاي خليجفارس رخ داد، عمدتا ترجمان اين ايده ايران بوده که صدور نفت در منطقه يا بايد براي همه باشد يا هيچکس. از قضا حملات اخير، بيش از هر زماني موفقيتآميزبودن راهبرد مذکور و شکننده و حساسبودن شرايط منطقه را اثبات کرد. در واقع ميتوان ادعا کرد به غير از موازنه وحشت نظامي، اکنون نوعي موازنه نفتي هم پديد آمده است: اختلال در صدور نفت در برابر تحريم نفتي، حملات پهپادي در برابر حملات هوايي. بنبست سياسي و نظامي فعلي چگونه ميشکند؟ آيا طرفين با افزايش سرسامآور هزينههاي سياستهاي جاري به سوي راهحلهاي ميانه قدم برخواهند داشت؟ عربستان و امارات در سياست ضدايراني خود تجديدنظر خواهند کرد؟ سياست آمريکا تا حد زيادي وابسته به دو متغير پيشگفته است. اما از يک عامل مهم نبايد گذشت؛ چندي قبل نتانياهو تهديد کرد که اسرائيل نهتنها در برابر تهديد ايران از خود دفاع ميکند، بلکه مسئوليت دفاع از ساير کشورهاي خاورميانه را هم برعهده دارد. اشاره وي مشخصا به هدف قراردادن ابزارهاي جنگ نيابتي ايران يعني جنبشها و گروههاي متحدش در منطقه بود. آيا اين بدان معناست که اسرائيل به جنگ پرحاشيه يمن هم ورود پيدا ميکند که هم اينک با انتقادات زيادي در ميان افکار عمومي غرب روبهروست و از پشتيباني سياسي ضعيفي برخوردار است؟ اين گزينه چندان محتمل نيست و يمن هر روز بيشتر به ويتنام عربستان تبديل ميشود. اسرائيل در سالهاي اخير نشان داده در جاهايي مستقيما وارد ميشود که تهديدي را عليه امنيت خود ببيند. جنگ يمن فعلا فاقد چنين مميزهاي است، اما اين باتلاق به پاشنه آشيل عربستان تبديل شده و بينتيجهبودن آن هم به بروز انشقاق در ائتلاف عربي ضدحوثيها انجاميده و هم از انگيزه عربستان و امارات براي ادامه آن ميکاهد. اين امر براي اسرائيل بهعنوان مصممترين دشمن ايران در منطقه بهمعناي تضعيف ائتلاف عربي ـ عبري تشکيل شده عليه تهران است. اين تحولات را بايد کنار تلاشهاي اروپا براي نجات برجام قرار داد و ديد سرانجام پروبلماتيک فعلي به کجا ميانجامد؟ برهمکنش سه متغير اقتصاد تحت فشار تهران، خانه شيشهاي اعراب و اروپاي مستاصل و نگران از فروپاشي برجام، آينده جنگ و صلح منطقه را تعيين خواهد کرد.