دختري که خودسوزي ميکند، پسربچه 8 سالهاي که بهدليل برق گرفتي جان خود را از دست ميدهد، اعتراض کارگران به عدم پرداخت حقوق و امنيت شغلي و... تنها نمونهاي از اخبار منتشر شده در چند هفته گذشته است که با واکنشهاي وسيعي در جامعه روبهرو شده و حتي در برخي از موارد رسانههاي جهاني به اين اخبار واکنش نشان داده اند. متاسفانه ما هنوز اين آگاهي را نداريم که وقوع و تکرار اين اخبار، خطر عاديسازي را بهدنبال خواهد داشت. براي مثال اخبار مفاسد اقتصادي را ببينيد، امروز رقمهاي پايين فساد ديگر حساسيت کسي را برنميانگيزد و انگار اصلا مهم نيست، اما در واقع اينطور نيست؛ مسأله اين است که گوش جامعه از شنيدن اين اخبار به نوعي سِر شده است. از سوي ديگر مردم فکر ميکنند وقتي به آنها گفته ميشود شهروند خبرنگار، بايد بلافاصله خبر را با تمام جزييات در فضاي مجازي انتشار دهند و در وهله اول، عکس قرباني را منتشر ميکنند. اين درحالياست که وقتي در مورد تجاوز به کودکان يا زنان صحبت ميشود، اساسا نبايد تصوير بچه و قرباني منتشر شود؛ چون بچه در سني نيست که تشخيص دهد، از او اجازه گرفته نشده و نميداند که چه اتفاقي براي او افتاده است. بحث ديگر مسائل و مشکلاتي است که براي خانوادههاي قربانيان پيش ميآيد. وقتي چنين اتفاقهايي ميافتد، خانواده هنوز در شوک اوليه است و آمادگي بار رواني مضاعف را ندارد، يعني هنوز خانواده با اين اتفاق کنار نيامده و نپذيرفته، وقتي ناگهان رسانهاي ميشود و از چارچوب خانواده خارج و وارد فضاي عمومي ميشود، بهويژه زماني که عکس و اسم قرباني هم منتشر شده، اين خانواده احساس ميکند که تمام کشور در مورد آنها صحبت ميکنند. در واقع بحث حفظ حريم کودک و خانوادههاست. سازمان بهداشت جهاني دستورالعملي دارد و بر اين باور است که نبايد اخبار و تصاوير خودکشي در صفحه اول يا در بخش عناوين مهم اخبار قرار بگيرند. از آنجا که تيتر ميشوند، ميتواند موجب گسترش خودکشي در جامعه شود. براي مثال، خودسوزي سحر خداياري بهخاطر موضوع فوتبال برجسته ميشود و گروههاي بسياري در جامعه طرفدار و دوستدار فوتبال هستند. بهخصوص گروه دختران که از اين فرصت محروم هستند، اين رفتار به شکل رفتاري قهرمانانه تلقي ميشود و پيامد بسيار بدي به همراه خواهد داشت. وقتي يک قهرمان يا يک سلبريتي يا فردي مشهور خودکشي ميکند، نوع پرداخت به اين خبر ميتواند به امر خودکشي مشروعيت ببخشد.