بستن

جان بولتون و سینگال‌های اشتباه برای ایران

جان بولتون 
و سینگال‌های اشتباه برای ایران
احد رضایان قیه‌باشی کارشناس مسائل بین‌الملل

بسياري از تحليلگران و رسانه‌هاي مهم جهان معتقدند اخراج جان بولتون از کاخ سفيد پيام مهمي براي داخل و خارج از آمريکا دارد. در داخل ايران هم بسياري از کارشناسان و تحليلگران بر اين باورند که اين استعفا يا اخراج، حامل پيام مهمي براي ايران و آينده روابط ايران و آمريکا است و احتمالا فضا را براي گفت‌وگو و مذاکره بين روساي جمهور دو کشور در نشست ساليانه سازمان ملل متحد فراهم خواهد کرد. در خصوص اخراج جان بولتون از کاخ سفيد، چند نکته به نظرم براي سياستمداران ايراني بايد مورد توجه باشد: 1-نبايد اخراج جان بولتون را به‌عنوان «ويک سيگنالي» براي بهبود شرايط، جهت مذاکره و گفت‌وگو بين ايران و آمريکا در نظر گرفت. 2-قرار نيست با رفتن جان بولتون تغيير مهمي در رويه‌هاي سياسي ترامپ نسبت به ايران رخ دهد. 3-حذف جان بولتون نتيجه بده‌بستان داخلي بين جمهوريخواهان و دموکرات‌هاست، حتي به نظر مي‌رسد اين مساله حاصل يک بده‌بستان درون حزبي بين جمهوريخواهان است و ارتباط زيادي به تحولات بين ايران و آمريکا ندارد. 4-در حال حاضر آنچه که براي ترامپ اهميت دارد انتخابات رياست‌جمهوري است؛ هر اقدامي که به نفع ترامپ در انتخابات باشد انجام خواهد داد، حتي اگر آن اقدام جنگ محدود با ايران باشد. 5-پيشران مهمي که اقدامات ترامپ را به‌شدت تحت‌تاثير قرار مي‌دهد، تصويري است که دموکرات‌ها از او به‌عنوان يک رئيس‌جمهور «غيرقابل پيش‌بيني» و «غيرقابل اعتماد» ساختند. در واقع ترامپ اين روزها تلاش مي‌کند تا اين تصوير را تا حدودي به سبک و سياق خودش اصلاح کند. به نظر من پيشران مهمي که نتيجه انتخابات آمريکا را رقم خواهد زد رفتارها و اقدامات ترامپ در ماه‌هاي آينده است. اگر ترامپ اين روزها بد بازي کند، حذف خواهد شد. اما اگر خوب بازي کند شانس رقابت خواهد داشت. ترامپ مي‌کوشد تا برچسب 1-جنگ‌طلب‌بودن 2-غيرقابل پيش‌بيني‌بودن 3-دروغگوبودن 4-غيرقابل اعتماد بودن و 5-نظم‌گريز بودن را از پيشاني خود بردارد. مخالفان ترامپ در رسانه‌هاي مختلف توانستند او را با اين پنج‌ويژگي معرفي کنند و با اين پنج‌ويژگي تصوير بسيار بدي از ترامپ در افکار عمومي ايجاد کنند. بازي ايران و آمريکا به لحاظ اهميت براي ترامپ در جايگاه چهارم قرار دارد؛ يعني به ترتيب پس از اين سه موضوع قرار مي‌گيرد: 1-بازي بين ترامپ با جمهوريخواهان و دموکرات‌ها؛2-جنگ تجاري بين چين و ترامپ؛3-جنگ سياسي -اقتصادي بين ترامپ و اتحاديه اروپا؛4-جنگ قدرت بين آمريکا با کره‌شمالي و ايران. در واقع اثرگذاري و اثرپذيري ما در کنش‌ها و واکنش‌هاي آمريکايي‌ها به نظر مي‌رسد در لايه چهارم اولويت‌هاي آمريکايي قرار دارد. تمايل برخي تحليلگران و رسانه‌ها در داخل کشور به بزرگ‌نمايي اين موضوع (اخراج بولتون) ممکن است باعث شکل‌گرفتن برآوردهاي غلط از فضاي سياسي شده و منجر به اقدامات و کنش‌هاي اشتباهي از سوي ايران شود. در چنين شرايطي که روزبه‌روز، کنش‌ها و واکنش‌هاي آمريکايي‌ها باعث بيشتر شدن عدم قطعيت و در نتيجه سخت‌ترشدن تصميم‌گيري و اتخاذ استراتژي براي سياستمداران ايراني مي‌شود به نظر مي‌رسد مهارت آينده‌نگري و مهارت تصميم‌گيري در شرايط عدم قطعيت بيشتر از هر زماني مورد نياز باشد. استراتژي پابرجاي ايران در مواجهه با موضوع بولتون، برجسته‌کردن اختلافات درون‌کابينه‌اي در دولت ترامپ و برجسته‌کردن فشار سياستمداران دموکرات و جمهور‌يخواه در مخالفت با اقدامات ترامپ در سراسر جهان است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی