بستن

مرگ، سلطان زيره و آقاي بازار را هم در ربود

مرگ، سلطان زيره و آقاي بازار را هم در ربود
مهرداد خدیر روزنامه‌نگار- عصر ایران

درگذشتِ اسدا... عسگراولادي

مرگ، سلطان زيره و آقاي بازار را هم در ربود

حاج اسدا... عسگراولادي در عصر جمعه 22 شهريور درگذشت. هم‌او که در مصاحبه‌اي و درپاسخ به اينکه آيا به سفر آخرت فکر مي‌کنيد، گفته بود: «‌زياد به سفر آخرت فکر نمي‌کنم» و وقتي پرسيده شد: «يعني برايتان، مسأله و دغدغه نيست؟» توضيح داده بود: «نه، من موظف هستم به وظايف خودم عمل کنم. وقتي به سفر آخرت رفتيم ديگر خودشان ما را پيش خواهند برد. نگراني ندارد که!» اسدا... عسگر اولادي به دو سبب شهرت داشت: نخست به خاطر اين که برادر حبيب‌ا... عسگراولادي سياست‌مدار کهنه‌کار بود و دوم به سبب ثروت و موقعيت تجاري خودش و القابي چون «سلطان زيره» يا «سلطان خشکبار». البته مي‌توان وجه سومي را هم اضافه کرد و آن، شناخت او از رسانه‌ها و رسانه‌اي بودن او بود. درباره ثروت خود در آخرين مصاحبه گفته بود: «خيلي‌ها مرا جزء ثروت‌مندترين‌هاي ايران مي‌دانند. اما من ثروت‌مند نيستم چون ثروت‌مند کسي است که دارايي انباشته داشته باشد، اما خود را مستغني مي‌دانم. يعني نياز به کسي يا بانکي ندارم. من تاجرم.» اسدا... عسگر اولادي البته با مؤتلفه‌اي‌ها نشست و برخاست داشت و گفته مي‌شد عضو شوراي مرکزي هم بوده هرچند گاهي مي‌گفت نيست و تنها سمپاتي دارد اما اشتهار او بيشتر به خاطر صادرات خشکبار و موفقيت‌هاي تجاري او بود اگرچه منتقدان جدي هم داشت يا ثروت او تنها به خاطر صادرات نبود و از امتيازات و امکانات يا تسهيلاتي برخوردار بود که ديگران نبوده‌اند. با اين حال کسي ترديدي ندارد که او مرد بازار بود چندان که لقب «آقاي بازار» او را مي‌برازيد. بامزه‌ترين لقب اما «حاجي ترانسفر» بود که يک روزنامه اقتصادي براي او به کار برد و ناخُرسند شد ولي بعدتر که دانست روزنامه‌نگاري از سر ذوق و علاقه به اقتصاد آزاد ابداع کرده، کوتاه آمد و از اين لقب هم لذت مي‌برد. اسدا... عسگر اولادي به مؤتلفه منتسب بود اما توصيف او با عنوان مؤتلفه‌اي محدود کردن دايره دوستان و روابط اوست. چرا که مرد تجارت بود و با چهره‌هاي متنوع دوستي داشت. از سلام عليک و احترام و علاقه به رئيس دولت اصلاحات که در حضور يا غياب او ابراز مي‌کرد تا خانه‌اي که براي روزنامه زن به فائزه هاشمي اجاره داد و در واقع در اختيار او قرار داده بود. شايد مهم‌ترين کاري که او انجام داد اين بود در فضاي خاص پس از انقلاب که کسب ثروت امري مذموم به شمار مي‌آمد از ثروت دفاع کرد هر چند که مي‌توان حدس زد در مقابل کسب ثروت به شيوه اختلاس‌هاي سال‌هاي اخير انگشت به دهان مانده بود و ماند و ديد که دوباره فضاي جامعه عليه کسب ثروت شده، چرا که نمي‌توان تميز داد از چه راهي به دست آمده است. سلطانِ زيره چنان‌که خود گفته بود بيش از مرگ به زندگي مي‌انديشيد و در همان آخرين مصاحبه گفته بود «راهيِ سفر مسکو هستم» و نمي‌دانم به اين سفر رفت و بازگشت يا اين يکي را نرفته به سفر ابدي رفت...

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی