آرمانملي- زينب مختاري: بازار سرمايه در روزهاي اخير شاهد تحولات جديدي بوده است. چند روز قبل، مديرعامل فرابورس ايران از برنامهريزي براي انجام چند اقدام مهم و اثرگذار در اين بازار خبر داد که يکي از آنها، کاهش دامنه نوسان به سه درصد تا زمان توقف تمامي نمادهاي مورد معامله در بازار در پايان اين هفته بود. اين تصميم فرابورس ايران اگرچه پيش از اين نيز به انحاي مختلف اعلام شده بود اما برخي هيجانات را در معاملات بازار پايه رقم زد. مخالفان از اجراي يکپارچه اين تغييرات انتقاد ميکنند و در مقابل، موافقان آن را از پيش اعلامشده ميدانند، اما در حقيقت، محدوديت نوسان بازار از 10 به حدود سه درصد، موجب زيان برخي سهامداران شده است. همچنين گفته ميشود بر اساس قوانين همه بازارها، در مقابل، برخي نيز در اين ميان سود کسب کردهاند و از همين منظر نميتوان تغيير مقررات را مورد نقد قرار داد. «آرمانملي» درباره حواشي فرابورس ايران و تحولات بازار پايه با عليرضا کديور- کارشناس بازار سرمايه- گفت وگو کرده است که در ادامه ميخوانيد.
برخي بر اين باورند که ريسک شرکتهاي زيانده و غيرشفاف به بازار فرابورس منتقل ميشود و به همين علت، معاملات در اين بازار از حاشيه خطر زيادي براي سرمايهگذاري برخوردار است. ساختار اين بازار چگونه است و تا چه ميزان اين نظريه صحيح است؟
آنچه بيش از همه عوامل باعث فرستادهشدن شرکتها به فرابورس ميشود، بحث ساختار مالي و زياندهي و مسائلي از اين دست است. بازار فرابورس براي معامله سهام شرکتهايي ايجاد شده است که شرايط پذيرش در بورس را ندارند يا شرايط پذيرش در بورس را از دست ميدهند و اين غير از ابزارهاي ديگري مانند اوراق با درآمد ثابت يا اوراق تسهيلات خريد مسکن و مانند اينهاست که دارد در اين بازار معامله ميشود؛ اما در مورد سهام، عمدتا سهامي که شرايط مشخص پذيرش در بورس را ندارند يا آن را از دست ميدهند، به فرابورس ميروند و سهام آنها در اين بازار معامله ميشود. در بازار فرابورس هم بازارهاي مختلفي داريم؛ بسته به شرايط آن شرکت به لحاظ شفافيت مالي يا سودآوري يا ساختار سهامداري و غيره، بازار اول، دوم و پايه وجود دارد. ما از بازار اول به سمت بازار دوم ميرويم و بعد به سمت بازار پايه ميرويم؛ در اين روند، شرکتهايي که به بازارهاي پايينتر ميروند، شرايطشان از لحاظ شفافيت، سودآوري و غيره نسبت به شرکتهايي که در بازارهاي بالاتر هستند، بدتر است. طبيعتا اين تقسيمبندي از اين جنبه صورت گرفته که سرمايهگذاراني که ميخواهند وارد اين بازار شوند، بدانند که دارند در ريسکيترين بخش بازار ورود ميکنند يا در بخش کمريسکتر وارد ميشوند. اين داستان فرابورس است.
اخيرا بحثهاي زيادي درباره محدوديت نوسانات بازار پايه در گرفته است. برخي اين محدوديت را سبب زياندهي اين بازار ميدانند و برخي بر اين باورند که اين محدوديت براي تنظيم معاملات اين بازار مفيد خواهد بود. تحليل شما از اين تغييرات در قوانين بازار پايه چيست؟
محدوده نوسانات در بعضي از بازارهاي پايه، روزانه 10 درصد بود و خود بازار پايه هم سطوح الف و ب و جيم داشت. در بعضي از بازارهاي پايه محدوديت نوسان روزانه 10 درصد بود که در واقع اين اکنون به دو درصد و يک درصد تبديل شده است. اين اتفاق از نظر من با توجه به وضعيتي که شرکتهاي پذيرفتهشده در بازار پايه داشتند بايد اتفاق ميافتاد. آن محدوديت نوسان 10 درصدي باعث ميشد يک سيگنال غلطي را به سرمايهگذاران بدهد درباره اينکه اين بازار بازاريست که امکان کسب سود بالاتر در آن وجود دارد. در حالي که فلسفه بازار پايه فرابورس بازاري نبوده که در آن کسب سود اتفاق بيفتد، بلکه بازاري بوده که عمدتا ايجاد شده تا در آن امکان نقدشوندگي سهام براي سهام شرکتهاي اخراجي از بورس ايجاد شود. يعني حتي شرکتهايي که در بازار پايه پذيرفته شدهاند، اصلا شرکتهاي پذيرششده نيستند. اين وضعيتيست که در بازار پايه وجود دارد. به نظر من سرمايهگذاران تلقي درستي از بازار پايه نداشتهاند و از نظر من تصميمي که سازمان بورس و فرابورس گرفتهاند در خصوص ايجاد محدوديت در اين بازار، تصميم کاملا درستي است.
گفته ميشود اين تغييرات در محدوده نوسان بازار پايه، باعث شده است که سهامداران در روزهاي اخير، حدود 20 درصد از سرمايه خود را از دست بدهند؛ کساني که مخالف اين تغييرات هستند نيز اين اتفاق را موجب ايجاد صفهاي فروش چند ميليوني دانستهاند که موجب زيان سهامداران شده است. ارزيابي شما از اين شرايط چيست؟
بله طبيعي است. اما قبل از اين اتفاق به سرمايهگذاران چندين بار اين هشدار داده شده بود که اين بازار، بازار بسيار پرريسکي است و در آن امکان نوسانات قيمت وجود دارد. نکته ديگر اينکه يکسري از سهامداران ممکن است در اين دو سه روز اخير زيان کرده باشند اما در مقابل، خيليها هم سود کردند. يعني يکي از واقعيتهاي بازار سهام اين است که در يک مقطع زماني ممکن است يکسري از سرمايهگذاران سود کنند و يکسري هم زيان کنند و اين چيزي نبوده که يک شبه اتفاق بيفتد. يعني از مدتها قبل اعلام شده بود که از اين تاريخ، بازار پايه با اين تغييرات قوانين روبرو خواهد بود و سرمايهگذاران هم اين را ميدانستند. يعني اين گونه نبود که يک شبه تصميمگيري شود و اجرا شود. سازمان بورس از قبل هشدار را داده بود و سرمايهگذاراني هم که در آن مقطع زماني همچنان در حال ورود به اين بازار بودند، طبعا بايد اين موضوع را مد نظر ميداشتند.
به طور کلي آيا اين تغييرات قوانين در بازار سهام بر سوددهي شرکتها نيز اثرگذار است؟ برخي اين تحولات را موجب ضرر و زيان شرکتها دانستهاند.
سهام يک شرکت در بورس يا فرابورس معامله ميشود؛ تغيير قوانين و مقررات فقط ميتواند باعث سودکردن يا زيانکردن سهامداران آن شرکت شود و اصلا ربطي به سود و زيان خود شرکتها ندارد. يعني خود شرکتها اگر هر روند فعاليتي که داشتهاند، سودده بوده است سودده ميماند و اگر زيانده بوده است زيانده ميماند و در حقيقت همان روندي که داشتند را ادامه ميدهند. قرار نيست به واسطه تغيير ضوابط معاملات سهام، وضعيت سودآوري آنها هم مثبت يا منفي شود.