آرمان ملي- مرتضي خبازيان : عدهاي با مراجعه به ساختمانهاي وزارتي براي ورود به مجلس ثبت نام ميکنند، هستههاي نظارتي شکل ميگيرد و صلاحيتها بررسي ميشود، کساني که تاييد صلاحيت شدهاند به مردم معرفي ميشوند و در روزهاي تعيين شده در تقويم کشوري، تبليغات آغاز ميشود. سرانجام مردم در انتخابات شرکت ميکنند تا 290نماينده را به مجلس شوراي اسلامي بفرستند. قوه مقننه به عنوان يکي از قواي سهگانه، در ساختار سياسي کشور از بعد قانونگذاري اهميتي غير قابل انکار دارد. مطابق اصول بايد هموغم نمايندههايي که روي صندليهاي سبز مينشينند کاستن از مشکلات کشور باشد. مجلس شاخص مردمسالاري است و نمايندهها کارگزاراني براي کاستن از نقاط ساکت قانون هستند و در برابر کاري که ميکنند حقوق ميگيرند؛ حقوقي که حق آنهاست و چنان که در تسنيم آمده؛ در سال 98 عدد سرراست 10 ميليون تومان به آنها تخصيص يافته است. سال قبل حدود 5/8 ميليون تومان بود. يک ضرب و تقسيم سرانگشتي معلوم ميکند که هر نماينده در طول چهار سال نمايندگي 480 ميليون تومان دريافت ميکند. علاوه بر آن هزينه دفتر نمايندگي در تهران، هزينه خودرو، هزينه اجاره مسکن، هزينه تامين خودرو در حوزه انتخابيه، هزينه دفتر نمايندگي در حوزه انتخابيه، هزينه پروازهاي داخلي يا خارجي انجام ماموريت، هزينه يک محافظ يا مسئول دفتر، هزينه راننده و پاداش نمايندگي که سه ماهه پرداخت ميشود، جزو رديفهاي دريافتي نمايندگان مجلس است، اما به راستي آنچه که نمايندهها در طول يک دوره نمايندگي به دست ميآورند، همين است؟ اگرچه رقمها متفاوت است اما فيشهاي حقوقي منتشر شده نشان ميدهد که دريافتي نمايندهها بيش از 30 ميليون تومان است. ضمن اينکه برخي نمايندگان در پاسخ گفتهاند: نميدانم رقم دقيق دريافتيام چقدر است! البته محمود صادقي نماينده تهران ميگويد که دريافتي نمايندگان از هزينه دفتر نمايندگي تا عبور و مرور و مسکن و سفرها و هزينههاي مختلفي است که نمايندگان هر ماه ميپردازند. صادقي اضافه ميکند: گاهي اينطور مطرح ميشود که يک نماينده حقوق ميگيرد و ميگذارد توي جيبش که اينطور نيست.
جنگ؛ در شهر کوچک شمالي!
آنچه شايسته توجه است اين است که عدهاي تا مرزهاي سرشکستن براي ورود به مجلس از خود انگيزه نشان ميدهند. گفته شده که برخي از نمايندهها براي ورود به مجلس هزينههاي ميلياردي ميکنند. در يکي از شهرهاي کوچک شمالي دو نامزدي که با هم رقابت ميکردند، آرامآرام وارد بخشهاي خشن ماجرا شدند اما قبل از آن يکي از نمايندهها سفرهاي پهن کرد و مردم شهر کوچک شمالي را به صرف شام دعوت کرد. گفته ميشد که نماينده آن شب به هشت هزار نفر شام داده و در اين بين به برخي از مهماناني که به او قول همکاري «همهجانبه» داده بودند، تراولهاي پنجاه هزارتوماني داد. ماجراي ورود به مجلس از مجراي شهر کوچک باراني آنقدر مهم بود که يکي از نمايندهها گروهي راي دهنده تازه نفس را از استاني ديگر آورد اما رقيب هشيار بود و مردانش اتوبوسها را در ورودي شهر متوقف کردند و برگرداندند. شايد سوالي ايجاد شود که اگر دريافت مالي همين باشد که گفته ميشود، چنين جزميتي براي ورود به مجلسي با اين اندازه از فشار سياسي و رواني چه توجيهي دارد؟ شايد گشت و گذاري شتابزده هم در خبرها بتواند تا حدي نشان دهد که اگر اخلاق وجود نداشته باشد، جايگاهي مانند مجلس تا چه اندازه ميتواند در کسب رانتهاي سنگين کارگشا باشد. بهزاد نبوي که سابقه نايبرئيسي مجلس را دارد گفته است: موضوعات اخير که درباره فساد مطرح ميشود خاص اين مجلس نيست و در مجالس ديگر هم وجود داشته است. او به وضعيتي اشاره ميکند که نمايندهاي از مديرعامل ايرانخودرو ميخواسته که افرادي را استخدام کند؛ نه يک نفر و دو نفر و ده نفر... 164 نفر! صرف نظر از سخنان بهزاد نبوي که در انصاف نيوز آمده، ماجراي تلخ تغيير کاربري زمين در خيابان درختي سعادتآباد همچنان مثل سنگي درگلوي رسيدگي باقيمانده و به پروندهاي ناسور تبديل شده است. محمدجواد حشمتي معاون دادستان کل کشور، دراين باره گفته است: اين پرونده در دست رسيدگي دادسراي ويژه زمينخواري قرار دارد و به جاهاي خوبي نيز رسيده است. به راستي نمايندگي و زمينخواري چطور با هم جمع ميشوند؟
برخورد سياسي يا اصولي؟
وقتي خبر بازداشت دو نماينده در ارتباط با مافياي خودرو منتشر شد، تقريبا کسي تعجب نکرد. هرچند هنوز هم کساني که بي حرفي از کنار اين خبر گذشتند منتظرند ببينند عاقبت اين پرونده به کجا کشيده ميشود. اما يکي از سختترين واکنشها را احمد توکلي نشان داد و بعد از آنکه دو نماينده با پادرمياني رئيس مجلس و با توديع وثيقه از بازداشت رها شدند، نوشت: «مساله مشارکت دو نماينده بازداشت شده در سوداگري طلا نيز مطرح است که دادستان وقت تهران به اطلاع جنابعالي رسانده بود. ما مطلع هستيم که جنابعالي در حاشيه نامه نوشتهايد که مساله روشنتر از آن است که نظر هيات را احتياج داشته باشد. حق با شما بود ولي عجيب است که درباره آن دو توصيه کرديد و اعضاي هيات نظارت به آن تشخيص شگفتآور رسيدند». کلماتي که توکلي در اعتراض خود بهکار برده چنان انرژي سنگيني دارد که تعجب برانگيز مينمايد. آيا بهراستي وضعيت برخي نمايندههاي مجلس تا اينجا رسيده است؟ اگر رسيده باشد، چرا تا امروز بايد ادامه داشته باشد و مگر جدا کردن افرادي که چنين شائبهاي اطراف آنها وجود دارد از مناصب مديريتي چقدر سخت است؟ در عين حال موضوع دو نماينده در مجلس بررسي شده و کساني نظر دادهاند که چنين نبوده که توکلي ميگويد. در اين صورت چرا بايد توکلي کاري کند که شائبه حرکتهاي جناحي بر او وارد شود؟ مثل کاري که گروهي از اصولگرايان کردند و از زاکاني گرفته تا مجري تلويزيون در برابر مديريت قبلي قوه قضائيه جبهه گرفتند و با اين کار به شکلي عجيب احتمال سياسيکاري را بالا بردند.