طي روزهاي گذشته دکتر حسن روحاني صراحتا اعلام داشتند که اگر منافع ملي اقتضا کند با هر کسي و در هر جايي مذاکره خواهم کرد. البته ايشان با چنان هجمهاي مواجه گشتند که بلافاصله براي دستيابي به چنين امر اصولي و منطقي شرط و شروطي گذاشتهاند. رئيسجمهور کشور با پشتوانه 24 ميليوني براي چنين امري که همانا تامين منافع و مصالح مردم ايران باشد انتخاب شدند. بنابراين مذاکره در دنياي سياست با هر کسي و هر مقامي امري طبيعي است و نسبت به مذاکره نکردن ارجح است. در گذشته اگر حتي جنگ نيز بهوقوع ميپيوست در همان صحنه جنگ نمايندگان و سفرايي ردوبدل ميشدند حال يا جنگ ادامه يافته و يا متوقف ميشد. در مورد ايران و آمريکا از 40 سال گذشته تاکنون مساله کاملا متفاوت بوده است. اصل دعوا ميان ايران و آمريکا بر حمايت واشنگتن از تلآويو است. سرانجام روابط ايران و آمريکا به جنگ اقتصادي کشيده که بهصورت هر روزه ميليونها دلار به ايران خسارت وارد ميکند. خسارات ناشي از اين جنگ اقتصادي که به دليل عدم صدور نفت است. همچنين عدم امکان مبادله آزاد تجاري با کشورهاي مختلف در دنيا و عدم دستيابي به نظام بانکي بينالمللي، عدم امکان رفت و آمد آزاد به کشورهاي مختلف توسط اتباع يکديگر است. با اين اقداماتي که ايالات متحده آمريکا با تنگتر کردن هر روز حلقه محاصره نسبت به ايران کرده در تلاش بوده که استقلال ايران را تضعيف کند. ما در حال حاضر با شرايطي مواجه هستيم که نميتوانيم واردات، صادرات و مبادلات اقتصادي و بانکي داشته باشيم. نسبت به آن کشورهايي که ميتوانند چنين اقداماتي انجام دهند دچار محدوديت هستيم. آنها نيازي نميبينند تغيير موضع دهند چون بر اين گمان هستند که ايران در اين جنگ آسيب ميبيند. آمريکاييها به دنبال آنند تا به ميزاني به اين جنگ اقتصادي فرسايشي ادامه دهند تا اين جنگ ايران را فرسوده کند. دو مدل سياست خارجي ايران نيز روبهروي يکديگر قرار دارند؛ اول سياست خارجي که از سوي محافل غير دولتي مطرح شده، در مقابل آن سياست خارجي دستگاه رسمي ديپلماسي قرار دارد. در اين ميان بايد ديد که براي حل نهايي مساله کدام يک بر ديگري اولويت داده ميشود. راه مذاکره هر چه بيشتر به طول بينجامد شرايط سختتر خواهد شد. اگر کاخ سفيد شرايط را درست درک کند، بهتر است با ايران وارد مذاکره شود. آنهم بدون هيچ گونه قيد و شرطي. همچنين در تحريمهاي اقتصادي ممکن است که ايران بازارهاي سنتي خود را از دست بدهد. بازار بزرگ خريداران نفت ايراني در شرق آسيا شامل چين، کره جنوبي و ژاپن هستند. اما در حال حاضر تمام اين کشورها از واردات خودشان کاستهاند. به همين ترتيب از صادرات اين کشورها به ايران کاسته شده چون ايران بازار سنتي صادراتي اين کشورها بوده است. با يادآوري اهميت اين روابط براي دو طرف از آنها بهطور غير مستقيم خواسته ميشود که در تماسهاي بينالمللي به آمريکاييها يادآوري کنند که در مذاکره منافع آنها را نيز در نظر داشته باشند.