امروزه اقتصاد ايران از مشکلات متعددي نظير تورم، رکود توليد، نبود سرمايه، سقوط رشد اقتصادي، تحريم و ... رنج ميبرد. در بازار پولي و مالي کشور نيز مشکلات متعددي نظير ناترازي بانکها، تناقض نرخهاي سود بانکي با شاخص تورم و ... ديده ميشود. در حالي که از مسئولان اجرايي کشور و تصميمگيران انتظار ميرود در انديشه درمان اين مشکلات باشند و راهي براي رونق اقتصادي بينديشند، متاسفانه خروجيهيات دولت و مجلس نشان ميدهد که براي آنها دغدغهها و اولويتهاي ديگري مطرح است. از جمله اين مسائل ميتوان به حذف چهار صفر، تفکيک وزارتخانهها از يکديگر و مسائل اين چنين اشاره کرد. بهويژه حذف صفر از پول ملي در تاريخچه اقتصاد ايران بارها مطرح شده و کارشناسان هم الزامات آن را بهترتيب شمردهاند، اما بهناگاه زماني که نرخ تورم ايران در بالاترين حد چند سال اخير خود قرار گرفت و تحريمها هم به شديدترين حد خود رسيد، خبري از هيات دولت خارج شد که تعجب همگان را برانگيخت. در حالي که اگر قرار بر اين است که بخش واقعي اقتصاد دچار تحول شود، بايد برنامههاي رونق توليد در دستور کار قرار گيرد. ساير کشورهاي جهان زماني اقدام به حذف صفر از پول خود کردند که با نرخهاي سهرقمي تورم درگير بودند، اما اقتصاد ايران هيچگاه تورم سهرقمي را تجربه نکرده است. اين کشورها زماني اين طرح را به اجرا گذاشتند که در ابتدا توانسته بودند نرخ تورم را در شيب نزولي قرار دهند، در حالي که امروز نرخ تورم در ايران به 40 درصد رسيده و سير آن صعودي است. در حال حاضر در بازار پول بايد مواردي همچون کنترل رشد حجم نقدينگي، مطالبات معوق بانکها، تسهيلات تکليفي و انضباط پولي و بانکي در اولويت برنامهها قرار بگيرند. به عبارت سادهتر در شرايطي که بازار پول نيازمند جراحيهاي درماني است، مسئولان با حذف چهار صفر جراحي زيبايي انجام ميدهند. يکي از مشکلات کشورهايي که اقدام به حذف صفر از پول خود کردند به حمل پول بازميگشت، اما امروزه با رواج کارتهاي الکترونيکي حمل اسکناس ضرورتي ندارد. امروزه از بچههاي دبستاني تا افراد خانهدار همه داراي کارت بانکي هستند. در حالي که در کشورهايي که اين طرح به اجرا گذاشته شد افراد به شکل کاريکاتوري حجم زيادي از پول را با خود حمل ميکردند که استفاده از گوني و کيسههاي بزرگ را در عکسها و تصاوير آن مشاهده ميکنيم. پس تنها بحث اين نکته به صورتهاي حسابرسي بازميگردد که فعالان اين حوزه نگارش صفرها را بيدليل ميدانند. تغيير واحد پول از ريال به تومان نيز ريشه در گفتار عامه مردم دارد که رئيسجمهوري نيز به اين موضوع اشاره کرد. شکي وجود ندارد که اين مسائل بايد اصلاح شوند، اما اجراي اين طرح نياز به پيشزمينههايي دارد که از جمله آن ميتوان به کنترل نرخ تورم و هدايت صحيح نقدينگي به سمت توليد اشاره کرد. تا زماني که اين ساختارها در اقتصاد ايران اصلاح نشوند، تضميني وجود ندارد که طي سالهاي آينده اين صفرها بار ديگر به اقتصاد بازنگردند. همانطور که در کشوري نظير ترکيه اين اتفاق افتاد و دولت اين کشور مجبور شد اين طرح را دوباره اجرا کند. حال از تصميمگيران انتظار ميرود در کنار تجارب موفق به تجربههاي ناموفق هم گوشهچشمي داشته باشند.