يک سوال بسيار مهمي که مطرح است اينکه آيا آمريکا «عربستان، امارات و رژيم صهيونيستي» را در سياستهاي خود عليه ايران بسيج کرده يا خير؟ يا اينکه «عربستان، امارات و رژيم صهيونيستي» به دنبال آنند در سياستهاي خودشان آمريکا را عليه ايران بسيج کنند تا به ايران ضربه بزنند. بنابراين اين دو وجه از يک سوال مهمترين تحليلي است که پاسخ به آنها را حائز اهميت ميکند. اگر آنها به يک مساله جدي رسيده باشند که آمريکا در يک تحليل بزرگتر به دنبال آن است تا از اين ابزار به نفع سياستهايش استفاده ميکند. يک تحليل ديگر اين است که بنسلمان، بنزائد و نتانياهو با يکديگر جمع شدهاند تا از قدرتي به نام آمريکا در پي استفاده از آن به نفع منافع خودشان در درگيري با ايران بهره بگيرند. اين انتخاب تبعاتي در رفتار و سياستها خواهد داشت. اما بعد از انهدام پهپاد آمريکاييها و عدم واکنش واشنگتن، منطقه به يک بن بست نظامي رسيده است. به عبارت ديگر با وجود خريدهاي تسليحاتي چند صد ميليارد دلاري کشورهاي منطقه اين کشورها نگرانند که چرا آمريکاييها نسبت به انهدام پهپادشان هيچ گونه واکنشي نشان ندادند. بنابراين محرکين آمريکا عليه ايران به اين نقطه رسيدهاند که اين سياست درستي نيست. لذا امارات و عربستان به اين نتيجه رسيدهاند که اين امکان وجود دارد که خودشان در لبه تيغ قرار گيرند. بنابراين اگر بخواهند ائتلاف با آمريکا را به هر شکل ممکن حفظ کنند بايد سياستهاي تنش آفرينشان با ايران را افزايش دهند. براي اينکه اگر صهيونيستها بخواهند اين روند را وارد فاز جديتري کنند بايد مواضع جديتري عليه ايران اعلام کنند و بهگونهاي اين پيام را ارسال ميکنند که ما ميتوانيم به هر نحو ممکن اين ائتلاف را حفظ کنيم. امارات و عربستان براي فشار آوردن روي آمريکا و رژيم صهيونيستي قرار بوده دست به اقداماتي بزنند. اما اين در حالي است که تلآويو- واشنگتن دست به اقدام موثري بر ضد ايران نزدهاند. پس چرا رياض- ابوظبي بايد خودشان را با ايران درگير کنند. لذا چنين مسالهاي موجب ميشود تا رياض-ابوظبي خودشان را به تهران نزديک کنند. چنين روندي باعث ميشود تا اقدامات خشونت آميز عليه ايران شيب افزايشي به خود گيرد. شکل اين مساله را ميتوان در واکنشهاي جدي سياسي بريتانيا و واشنگتن عليه ايران همچون تحريم دکتر ظريف در اين محدوده مشاهده نمود. بنابراين آمريکاييها در پي آن هستند تا حد ممکن به اصطلاح ائتلاف را حفظ کنند. عربستان و امارات با احتمال افزايش فشار روي آمريکا ميتوانند چنين شرايطي را بازي کنند. چنين روندي در خط سياستهاي رژيم صهيونيستي قرار ميگيرد. اما نکتهاي را که بايد در نظر داشته باشيم اين است که رفتار امارات تا حدودي در عملکرد مثبت و عربستان منفي تلقي ميشود. امارات در واقع در هماهنگي با سياستهاي استقلالطلبانه بريتانيا در منطقه عمل ميکند. سياستهاي استقلالطلبانه بريتانيا در منطقه عبارت است از اينکه مشکل يمن تا حدودي حل شود و همچنين اگر قرار است که اين کشور تجزيه شود اين کشور تجزيه شده و از جنگ فاصله گيرد. امارات اين مساله را در سياست به ايران ميبازد. در مجموع هر دو طرف مجبور هستند دست به اقداماتي بزنند که ارزش سياسي بالايي ندارد، اما مجبورند آن را انجام دهند.