مسابقه دلواپسان براي تخريب کارگزاران و جهانگيري
با واردکردن نام کارگزاران در موتورهاي جستوجوگر اينترنتي موارد زيادي از اين تخريبها بر صفحه نقش ميبندد که در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود. ا...کرم به برنامه «شناسنامه» صداوسيما ميگويد: «جرياني که بعدها معروف به جريان تندروي دوم خرداد شد، آن زمان هم در روزنامه «سلام» بودند، ميخواستند پرچم عدالتخواهي در دست خودشان بماند، گرچه اينها فقط در حد نماد بود و اينها تغيير رويه داده بودند» و در پاسخ به اين سوال مجري که حداقل بگوييد عاقبت اين جريان نفوذي چه شد؟ در کارگزاران ادغام شدند؟ پاسخ داد: «به هر حال جايزه خود را هم از کارگزاران گرفتند؛ در حد معاون وزير!» که سايت دلواپس «مشرق» اين گفتوگو را با تيتر «ماجراي نفوذ کارگزاران در انصار حزبا... چه بود» منتشر کرد يا روزنامه کيهان با استناد به اظهارات سيدحسين مرعشي در يک گفتوگوي رسانهاي، نوشت: «گفتهها و نوشتههاي مدعيان اصلاحات حاکي از آن است که آنها وقتي خود را در شطرنج سياست و بهويژه انتخابات پيشرو به دليل کارنامه منفي خود بازنده ميبينند، تحرکات و اقدامات راديکاليتر مانند حمله به قانون اساسي را در دستور کار خود قرار دادهاند.» هجمههاي اصولگرايان دلواپس فراوان است که ذکر بيشتر آنها در اين گزارش نميگنجد. البته دلواپسان تنها هجمه به حزب کارگزاران را در دستور کار ندارند بلکه به اسحاق جهانگيري که عضو باتجربه اين حزب بود اما از آن جدا شد هم هجمه ميبرند، بهعنوان مثال سايت الف منتسب به احمدتوکلي از تيتر «جزئياتي از تخلفات مربوط به ارز جهانگيري» براي گزارشي استفاده کرد که در کل آن گزارش اشارهاي به معاون اول رئيسجمهور نشده بود! نکته قابل تامل آنجاست که در کامنتهاي اين گزارش هم به بيربط بودن تيتر با محتوا چنين اشاره شد که مخاطبي نوشت: «تيتر جزئياتي از تخلفات پديده جهانگيري چه ربطي به مطالب داشت؟» و مخاطب ديگر چنين پاسخ داد: «ربطش خرابکردن جهانگيري بود. متاسفانه بياخلاقي بر سياست غلبه پيدا کرد.» هجمه عليه کارگزاران و جهانگيري بسيار روشن و هويداست اما مشخص نيست و آنها به دليل درک جامعه نيازي به پاسخگويي نميبينند.
جفاي اصلاحطلبان به کارگزاران
اما سوال اين است که چرا برخي اصلاحطلبان کمر به تضعيف کارگزاران بستهاند. بهعنوان مثال محسن رهامي اخيرا گفته است: «مواضع حزب کارگزاران، بهعنوان يک حزب وفادار به ميراث اعتدال مرحوم هاشمي چه تفاوتها و چه تشابهاتي با جريان اصلاحات دارد؟» در پاسخ به او بايد به اين نکته اشاره شود که جريان اصلاحات مطالبات خود از آيتا... هاشمي و از سال 92 به بعد مطالباتش از روحاني را از چه طريق به آنها منتقل ميکرد و مگر چنين نبود که هرگاه نياز بود از کارگزاران پل عبور ساخته ميشد؟ اظهارات کرباسچي هم سبب نارضايتي برخي اصلاحطلبان شد. او گفته بود: «واقعيت اين است که شوراي عالي اصلاحطلبان براي برخي بد فهميده شده است. برخي فکر ميکنند شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان سازوکار پيچيده و وظايف مهمي دارد. به نظر من از شروع به کار اين شورا، نه ترکيبي که آنجاست و نه اعضا، مسئولان و احزاب نسبت به آن، اين ايده را نداشتند که جايي است که بتواند در آن ايدهپردازي کرد. اين شورا، فقط شورايي در جريان انتخابات سالهاي 92، 94 و 96 بوده است.» علي تاجرنيا عضو حزب اتحاد در پاسخ به اين پرسش که چقدر احتمال ائتلاف حزب کارگزاران با علي لاريجاني و انشقاق ميان اصلاحطلبان وجود دارد، اظهار کرد: «انتخابات مجلس دوقطبي خواهد شد اما ترديد نکنيد که اصلاحطلباني ميداندار انتخابات خواهند بود که نزديک به رئيس دولت اصلاحات هستند. مجموعههايي که با يدککشيدن نام اصلاحطلبي در پي ائتلاف با اصولگرايان معتدل هستند، هيچ شانسي نخواهند داشت. آنها با دانستن چنين موضوعي سعي ميکنند که رئيس دولت اصلاحات را تحت فشار قرار دهند و در نهايت علي لاريجاني را به او تحميل کنند.»
حرکت آهسته و پيوسته اعتماد ملي
حزب اعتمادملي هم از احزاب بيحاشيه اصلاحطلب است که بدون ايجاد هياهو به سازماندهي نيروهاي خود براي انتخابات مجلس يازدهم مشغول است. استقلال اين حزب هم مورد گلايه برخي احزاب اصلاحطلب است که خود را پدرخوانده اصلاحات ميدانند. نتيجه انتخابات شوراياريها اما نشان داد دوران پدرخواندگي تمام شده و حزب اعتماد ملي در سکوت توانست نتيجه خوبي نسبت به ساير احزاب اصلاحطلب بهدست آورد. ديروز هم سيدابراهيم اميني، عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي، با حکم الياس حضرتي، قائم مقام حزب، بهعنوان سرپرست اعتماد ملي استان تهران منصوب شد. حزب اعتماد ملي اخيرا هم با برگزاري جلسه بررسي و تدوين استراتژي انتخابات، وارد عرصه انتخابات مجلس شد که در اين جلسه موضوع استراتژي حزب اعتماد ملي براي انتخابات پيشرو مورد بحث و بررسي قرار گرفت. حزب اتحاد هم برنامههاي انتخاباتي خود را تدوين ميکنند. درنهايت جبهه اصلاحطلبان ايران اسلامي است که همه احزاب را گردهم ميآورد که اين باهم بودن مستلزم رفع گلايههاست.