در سالهاي گذشته طرحهاي زيادي براي جمعآوري و ساماندهي کودکان کار در کشور برگزار شد، اما هربار راهي به جزء توقف نداشتند. آييننامه ساماندهي کودکان کار و خيابان نيز در سال 84 به تصويب هيات وزيران رسيد، به نظر شما چرا اين آييننامه ضمانت اجرايي ندارد؟
ما در همه عرصههاي اجتماعي قانون داريم، ولي بخشي از ساختار قانونهاي مصوب داراي اشکالاتي است و به همين دليل در اجرا با محدوديتها و اشکالاتي همراه هستند و در نهايت منجر به شکست ميشوند. قانون ساماندهي کودکان کار در سال 77 تدوين و تصويب شد و در سال 84 به تصويب هيات وزيران رسيد. در همان سال نيز ما جلسات بسياري برگزار کرديم که اين قانون در ساختار با مشکلاتي همراه است. يکي از مشکلات اين آييننامه در فرابخشيبودن موضوع است. چندين سازمان و دستگاه بايد با نظارت وزارت کشور(به نمايندگي از دولت) اين کار را به سرانجام برسانند، ولي تمام کار برعهده بهزيستي است و بهيقين اين سازمان بهتنهايي نميتواند اين حجم از کودکان کار و خياباني را ساماندهي کند. در اين رابطه همدلي و هماهنگي وجود ندارد و بعضا موازيکاري صورت ميگيرد و دود آن به چشم بچههاي معصومي ميرود که ناخواسته بهجاي رفتن به پشت ميز مدارس، در کنار خيابان کار ميکنند. 12دستگاه از جمله شهرداريها، اداره اتباع، اداره کار، فني و حرفهاي، آموزشوپرورش، دانشگاهها، کميته امداد و در نهايت سازمان بهزيستي درگير اين موضوع هستند.
فقر و افزايش مهاجرت به دليل بيکاري يکي از دلايل عمده بروز اين پديده در جامعه است، چطور دولت ميتواند اين کودکان را به آغوش تحصيل و زندگي عادي بازگرداند؟
زمانيکه فقر اقتصادي همراه با فقر فرهنگي در جامعه از حد متعارف خود بگذرد و در حقيقت نانآوران خانواده مانند پدر و مادر نتوانند شکم خانوادهشان را سير نمايند، پديده کودکان کار به وجود ميآيد. اين پديده ارتباطي به اجازه خانواده و پدر ندارد و ممکن است که سرپرست خانواده فرزندش را وادار بهکار در کارگاه و خيابان کند. از سوي ديگر آن کودک ممکن است احساس مسئوليت نسبت به خانواده داشته باشد و با انجام کارهاي سخت کمکحال پدر و مادرش شود. در شکل سوم اين موضوع، افراد سودجو و باندهاي مافيايي اين بچههاي مظلوم را شناسايي ميکنند و آنها را بهکار ميگيرند. در حقيقت بيشترين سود را اين باندهاي مافيايي ميبرند و رقم بسيار ناچيزي نصيب بچهها ميشود. تا زماني که اين شرايط در جامعه وجود دارد و روزبهروز نيز بيکاري، فقر و مهاجرت تشديد شود، هيچکس نميتواند اين پديده را کنترل نمايد. زماني که نهادهاي مسئول ما اعلام ميکنند که 18ميليون نفر زير خط فقر هستند (البته رقم فقر بيشتر از اين آمار است) از دل اين فقر، انواع آسيبهاي اجتماعي از جمله کودکان کار و خيابان پديد ميآيد. البته کلمه «آسيب» خيلي برازنده اين کودکان مظلوم نيست و کودک 12-13ساله براي کمک به معيشت خانواده با غيرت و کارهاي طاقتفرسا به خيابان ميآيد. وقتي در جامعه تورم و گراني وجود دارد و معيشت عادي و حداقل توسط سرپرستهاي خانوار که معمولا يک فرد است و بايد هزينههاي پنج يا ششنفر را تامين کند، انجام نميشود، اين پديده گسترش پيدا ميکند و تا زماني که ريشه اين موضوع يعني وضعيت معيشت جامعه بهبود پيدا نکند، طبيعتا اين مشکل نيز وجود خواهد داشت و هر روز بر تعداد کودکان خيابان افزوده ميشود. از سوي ديگر اين پديده صرفا با برخوردهاي انتظامي و قضائي قابل حل نيست. به فرض محال نيز ما توانستيم با ميل و رغبت بچهها، اين کودکان را از سطح خيابان جمعآوري کرديم و در استاديوم 100هزار نفري آنها را اسکان داديم، حالا بايد براي آنها چه کاري انجام دهيم و چه برنامهاي براي اشتغال و تامين هزينههاي زندگيشان داريم. دولت نميتواند آنها را به کانون اصلاح و تربيت بفرستد چون جرمي را مرتکب نشدهاند، اگر بخواهيم به همه آنها آموزش دهيم تا گلفروشي، پاککردن شيشه ماشينها و کارهاي سختي که متناسب با سنشان نيست انجام ندهند، آيا اين بستر در کشور ما وجود دارد براي اين حجم از کودکان شغل يا امکان تحصيل رايگان فراهم کند؟ قطعا با توجه شرايط موجود جواب ما خير است. امروزه ما دانشآموختگان و فارغالتحصيلان بسياري داريم که بخش قابل توجهاي از آنها بيکار هستند، پس چه انتظاري از کودکاني داريم که ششماه تا يکسال آموزش ببينند و به شغل دست پيدا کنند. همه اين عوامل را وقتي کنار يکديگر ميگذاريم آنوقت ميبينيم که نميتوان کودکان کار را ساماندهي کرد.
بايد به صحبتهاي شما وجود بيش از 20هزار کودک کار اتباع در تهران را نيز اضافه کنيم که خانوادههاي آنها از کشورهاي همسايه با هزار اميد به ايران ميآيند تا زندگي بهتري داشته باشند، اما زندگي آنها سختتر ميشود. بنا به آماري که چند روز پيش اعلام شد 90درصد کودکان خياباني اتباع هستند.
بله؛ مهاجرت اتباع خارجي که بيشترين آنها افاغنه هستند و به اميد کار از مرزهاي شرقي وارد کشور ميشوند، يکي از دلايل حضور کودکان در خيابان است، اما من اعتقاد ندارم که 90درصد کودکان کار در تهران افاغنه باشند و اين آمار در حقيقت بسيار کمتر است. زماني که بستر اشتغال براي اين مهاجران مهيا نباشد، آنها مجبور به کارهاي خيلي سخت و با کمترين دستمزد ميشوند. تا چندسال پيش بيشترين آمار کارگران ساختماني ما را افاغنه تشکيل ميدادند و وقتي گراني مسکن و کاهش ساختوساز در کشور ما رخ داد و بيشتر سرپرست خانوار بيکار شدند، طبيعتا آنها فرزندانشان را وادار به کار در خيابان ميکنند. از سوي ديگر وقتي بيکاري و خشکسالي در شهرهاي کوچکتر و روستاهاي داخل کشور نيز رواج پيدا ميکند، خانوادهها بايد به شهرهاي بزرگتر مهاجرت کنند. با اين شرايط مهاجرتکردن بسيار دشوار است و زندگي سختتر ميشود. امروزه برخي از هموطنان ما که به کلانشهرها مهاجرت کردهاند در حاشيه شهرها قرار دارند و طبيعي است که وقتي کسي آنها را در شهر بزرگي مانند تهران نشناسد، فرزندشان را وادار به کار ميکنند يا همراه با خود براي کار به خيابان يا کارگاهها ميبرند، متاسفانه اين معضل روزبهروز گسترش پيدا ميکند. سال گذشته بود که مسئولان اعلام کردند برحسب مطالعه انجامشده روي نمونه 500نفر در استان تهران، نزديک به 30.5درصد از کودکان کار و خيابان دختر بوده و 69.5درصد از آنها پسر هستند. 63.7درصد از اين کودکان اتباع افاغنه و حدود چهاردرصد از آنها تبعه پاکستان هستند. تنها نزديک به 36درصد از اين کودکان ايراني هستند که در مراکز پذيرش شده و خدمات دريافت ميکنند، اما امسال به 10درصد رسيد، پس اين آمار سنديت ندارد.
با اين اوصاف نميتوان نقش باندهاي مافيايي را در اين رابطه کتمان کرد، و همانطور که مديرکل بهزيستي تهران ميگويد در واقعيت وجود دارد. آنها کودکان را وادار به انجام کارهاي سخت ميکنند، نظر شما درباره اين باندها چيست؟
من نيز با اين صحبت موافقم و بچههاي مظلوم گرفتار اين باندها ميشوند و وظيفه برخورد و شناسايي با اين باندها برعهده دولت و نهادهاي مربوطه است. چطور وقتي ميخواهيم در حوزههاي ديگر کاري انجام دهيم، همه اقشار و سازمانها را بسيج ميکنيم تا يک اتفاق مثبت در کشور رخ دهد، اما به اين حوزه و حوزههاي مشابه آنگونه که بايد ورود پيدا نميکنيم و تدبيري که لازم است نميانديشيم. در اين روزهاي گرم وقتي سر هر چهارراهي ميرويم بچههاي زيادي را ميبينيم که در حال کار و تکديگري هستند. بايد در اقدام اول باندهاي بهکارگيري کودکان را شناسايي نماييم و با آنها برخورد جدي صورت گيرد. همه ميدانيم که بخش قابل توجهاي از اين کودکان اسير اين باندهاي مافيايي هستند و از آنها سوءاستفاده ميشود. بيشک يکي از دلايلي که کودکان را از مسير زندگي سالم دور ميکند، همين باندهاي مافيايي است.
يکي از بزرگترين مشکلاتي که آينده اين کودکان را تهديد ميکند، کودکينکردن آنهاست، چون زماني براي کودکيکردن و تفريح ندارند و وقتي روزگار را در خيابان سپري ميکنند بدون محافظ در معرض آسيبهاي اجتماعي قرار ميگيرند. به نظر شما اين امر تا چه اندازه ميتواند روي آينده آنها تاثيرگذار باشد؟
همه کنوانسيونهاي حقوق کودک در دنيا و نيز در متون اسلامي ما، به واژه کودکيکردن و تفريح بچهها تاکيدات بسيار دارد و سلامتي، تحصيل و آموزش يک حق مسلم براي همه کودکان در جهان است. در برخي از کنوانسيونها 10 يا 11مورد را براي سلامتي روح و جسم کودکان ذکر کردهاند و دولتها موظف به اجراي آن هستند، اما وقتي اين بچهها از محبت محروم ميشوند و بالعکس مورد ظلم قرار ميگيرند، وقتي تغذيه مناسبي ندارند و از حمايت و تحصيل محروم هستند بهطور ناخواسته در مسير درستي قرار نميگيرند و چندسال بعد يکي از افراد بزهکار جامعه ميشوند. بيشترين کودکان خياباني کودکاني هستند که خانواده دارند. بچههاي فروشنده در مترو، کودکان داراي خانواده هستند اما چون والدين اين کودکان براي تامين مخارج زندگي، کار و پول ندارند، مجبورند که کودکان خود را براي کسبوکار به خيابانها بفرستند تا بتوانند اجارهخانه و پول مايحتاج خانواده را بپردازند در حالي که براساس کنوانسيون حقوق کودک و در قوانين داخلي ايران، تحصيلات تا پايان دوره متوسطه بايد رايگان باشد و اگر خانوادهاي فرزند خود را به مدرسه نفرستد مقامات قضائي ميتوانند پدر را تحت تعقيب قرار دهند. البته بررسيها و پژوهشها هم نشان ميدهد که در استان تهران 95.4درصد از کودکان بعد از کار در خيابان به خانه خودشان برميگردند و اين مساله نکته مثبتي است، چراکه وقتي اين کودکان به خانه برميگردند يعني هنوز ارتباط عاطفيشان با خانواده برقرار است و نظارتي هرچند نيمبند روي اين کودکان وجود دارد. اين مساله باعث کنترل نسبي و کاهش انحرافات و آسيبهاي اجتماعي در اين گروه ميشود.
بهعنوان يک مددکار اجتماعي چه راهکاري را توصيه ميکنيد؟
بايد همت کنيم و براي معيشت مردم تدبيري بينديشيم. بايد اشکالات ساختار اجتماعي رفع شود و منابع ثروت در جامعه در دسترس همگان قرار بگيرد، در غير اينصورت نميتوان براي اين پديده راهکاري انديشيد.