بستن
کد خبر: ۱۵۲۴۸۹۱
سیدجلال ساداتیان در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی» بررسی کرد

واشنگتن چرا به سراغ پکن رفت؟

واشنگتن چرا به سراغ پکن رفت؟
آرمان ملی: برخی از منابع رسانه‌ای ایالات متحده مدعی شده‌اند که وزیر خزانه‌داری این کشور با چراغ سبز ترامپ از چین خواسته تا از نفوذ خود بر ایران استفاده کند و برای پایان جنگ وارد میدان شود.

این موضوع به نوعی می‌تواند خروجی انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر قلمداد شود، اما برای واکاوی ابعاد آن و اینکه چرا مجدداً پکن مورد توجه قرار گرفته، موضوعی است که برای روشن شدن ابعاد آن به گفت‌و‌گو با سیدجلال ساداتیان، تحلیلگر مسائل بین‌الملل پرداختیم که می‌خوانید.

*چرا واشنگتن برای پایان جنگ با ایران به سراغ چین رفته است؟

ترامپ بار‌ها تلاش کرد با افزایش فشار، ایران را پای میز مذاکره بکشاند و وادار به دادن امتیاز کند؛ اما ایران از برخی مواضع قبلی خود عقب‌نشینی نکرد. مسأله هسته‌ای را عملاً از چارچوب مذاکراتی مورد نظر آمریکا خارج کرد و درباره تنگه هرمز نیز در برابر فشار‌ها ایستادگی نشان داد. آمریکایی‌ها از یک طرف مدعی بودند تنگه را باز کرده‌اند و از طرف دیگر، با اقدامات نظامی و فشار‌های دریایی تلاش می‌کردند وضعیت را تغییر دهند و با این حال، مقاومت ایران مانع تحقق اهداف آنها شد. محاسبه دیگر آمریکا این بود که فشار‌های اقتصادی و مشکلات معیشتی، مردم ایران را به نقطه‌ای می‌رساند که شرایط داخلی دچار آشفتگی شود، اما این موضوع هم به‌رغم وجود مشکلات اقتصادی با شکست روبه‌رو شد. اهمیت این شکست زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم دولت ترامپ برای مرحله بعدی، تدارکات گسترده‌ای در منطقه از محاصره دریایی و هوایی گرفته تا بررسی گزینه‌های نظامی و حتی حمله زمینی فراهم کرده بود. تصور آنها این بود که با حمایت کنگره می‌توانند فشار را ادامه دهند و ضربه نهایی را به ایران وارد کنند، اما تحولات انتخاباتی، این محاسبات را با تردید جدی مواجه کرد و حتی در داخل دولت آمریکا نیز شکاف‌هایی پدید آمد. اظهارات ونس درباره اینکه همراهی با اسرائیل و پذیرفتن خواسته‌های آن، از عوامل شکست آمریکا بوده، نیز نشان‌دهنده عمق اختلافات داخلی است. البته این به معنای پایان خطر نیست؛ بلکه همچنان لابی صهیونیستی، حمایت بخشی از کنگره و عصبانیت شخص ترامپ وجود دارد و ممکن است او در واکنش به شکست‌های خود دست به تصمیمی پرخطر بزند تا به تعبیر عامیانه، زهرش را خالی کند و خسارت بیشتری به ایران وارد آورد. وضعیت سیاسی نتانیاهو نیز بر این معادله تأثیرگذار است و در وضعیت مناسبی نیست. در آمریکا نیز انتقاد‌ها از ترامپ افزایش یافته است رسانه‌ها و برخی نمایندگان و سناتورها، سیاست جنگی او را زیر سؤال برده‌اند و حتی تلاش می‌شود مسئولیت شکست‌ها به گردن وزیر جنگ، یعنی پیت هگست، انداخته شود. بحث محدودیت بودجه، مخالفت کنگره و احتمال حرکت به سمت استیضاح نیز مطرح است. در اروپا و آسیا هم نگرانی از بسته ماندن تنگه هرمز و کاهش ذخایر انرژی افزایش یافته است. کشور‌هایی مانند ژاپن و کره جنوبی نیز با نگرانی‌های جدی اقتصادی و انرژی مواجه‌اند. عامل دیگر نیز نگرانی کشور‌های عربی منطقه است. عربستان، قطر، امارات و عمان به‌شدت نگران گسترش تنش‌ها و آسیب دیدن زیرساخت‌های انرژی خود هستند. حمله به بخشی از تأسیسات آرامکو نیز نشان داد که این نگرانی‌ها واقعی است. سفر هیات سه‌جانبه به تهران و برگزاری نشست چهارجانبه، بیانگر آن است که کشور‌های منطقه برای حفظ امنیت خود به نقش ایران نیاز دارند و در واقع، آنها از ایران می‌خواهند در مهار تنش‌ها و جلوگیری از آسیب به امنیت منطقه نقش‌آفرینی کند. 

*نگاه چین به درخواست آمریکا چگونه است؟

اساساً ورود جدی‌تر چین به معادله دیپلماتیک مهم است. ایران اعلام کرده که اگر چین در سطح بین‌المللی ضمانت لازم را برای توافق فراهم کند، می‌تواند این تضمین را در مذاکرات بپذیرد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که مسأله دیگر صرفاً تبادل پیام میان ایران و آمریکا نیست، بلکه بحث بر سر وجود یک تضمین معتبر برای اجرای توافق است. در همین چارچوب، پیشنهاد‌های هفت‌بندی ایران نیز مطرح شده است؛ بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، ایران اعلام کرده در صورت تحقق شرایط موردنظر، ظرف شش روز تنگه هرمز را باز خواهد کرد و در روز هفتم درباره جزئیات توافق گفت‌و‌گو خواهد شد. همچنین موضوع گفت‌و‌گو درباره پرونده هسته‌ای نیز مطرح شده است. در کنار چین، روسیه نیز در تحولات دیپلماتیک و نظامی مورد توجه قرار گرفته است. اما آنچه فعلاً اهمیت بیشتری دارد، نقش میانجیگرانه این کشورهاست. از سوی دیگر، قطر نیز در تبادل پیام میان تهران و واشنگتن نقش فعالی ایفا می‌کند و سفر‌های مکرر نماینده این کشور میان دو پایتخت نشان‌دهنده تداوم این ارتباطات است. در مجموع، اگرچه خطر اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل همچنان وجود دارد، اما وزن تحولات به‌تدریج در حال تغییر است. مقاومت ایران، ناکامی انتخاباتی ترامپ، اختلافات داخلی آمریکا، بحران سیاسی اسرائیل، نگرانی کشور‌های عربی و تلاش‌های دیپلماتیک، همگی احتمال حرکت به سمت مذاکره را تقویت کرده‌اند. به ویژه نقش چین می‌تواند در ایجاد تضمین‌های بین‌المللی و شکل‌گیری چارچوبی برای توافق اهمیت تعیین‌کننده داشته باشد. آنچه امروز بیش از گذشته روشن شده، این است که امنیت منطقه بدون حضور و مشارکت ایران امکان‌پذیر نیست؛ واقعیتی که اکنون آمریکا، کشور‌های عربی و قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز ناگزیرند آن را در محاسبات خود لحاظ کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار