بستن
کد خبر: ۱۵۲۴۸۲۳
«آرمان ملی» اظهارات اخبر سعید جلیلی را بررسی می‌کند

تندرو‌ها علیه دیپلماسی

تندرو‌ها علیه دیپلماسی
آرمان ملی- حمید شجاعی: همچنان بر طبل مخالفت می‌کوبند و مواضع و اظهارات پیرامون مذاکره یا توافق را زیر سوال می‌برند.

 انگار بنا دارند منطق خود را که صرفا بر تنش و جنگ استوار است، به عنوان بهترین راهکار به جامعه و حاکمیت ارائه دهند و اینگونه القاء کنند که این است و تمام راه‌های دیگر خطاب و ناصواب است. سخن در باب جریان خاص و تندرویی است که در تمامی شئون جامعه، صرفا نظر و منویات خود را ارجح می‌بیند و به تخریب سایر رویکرد‌ها و نظرات می‌پردازد. جریانی خود حق‌پندار که خود را در همه حوزه‌ها مطلع و صاحب نظر می‌داند و هر اتفاقی در هر شرایطی رخ دهد اینها سریع مدعی می‌شوند «ما گفته بودیم»، بعد هم با کنارهم قرار دادن چند گزاره نامربوط نتیجه‌گیری می‌کنند، چون فلان فعل انجام شد در نهایت فلان اتفاق افتاد. اما به واقع اگر نگاهی به نوع تحرکات این جریانات در مقاطع مختلف بیندازیم خواهیم دید که اینها آورده‌ای جز هزینه‌سازی و خسارت برای کشور نداشته‌اند و همواره یا با عملکردشان برای کشور مشکل‌ساز بوده‌اند و یا با اظهار نظر‌ها و رفتارشان در کشور ایجاد اختلاف و چنددستگی کرده‌اند. کافی است تحرکات این جریانات در تجمعات شبانه را طی چند ماه اخیر مورد بررسی و مداقه قرار دهیم تا دریابیم چرا تجمعاتی که در جهت حمایت از حاکمیت، نیرو‌های مسلح و سربازان دیپلماسی تشکیل شد و به عنوان ضلع سوم قدرت میدان -دیپلماسی و خیابان از آن یاد می‌شد به تجمعاتی در جهت تخریب مسئولان و دیپلماسی تبدیل شد؛ لذا به نظر در شرایط حساس کنونی هر چه این جریان متصلب و بسته از تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها دور بماند و به حاشیه رانده شود بیشتر به صلاح و منفعت کشور باشد. 

* اراده حاکمیت

نگاه حاکمیت به بحث مذاکره و توافق همواره نه کاملا مثبت بوده و نه کاملا منفی و همواره با دیده احتیاط و بدبینی به آن نگریسته شده است. در همه مقاطع نیز چه در زمان رهبری شهید و چه در حال کنونی مسئولان ارشد کشور نه تنها پنجره مذاکره و دیپلماسی را نبسته‌اند؛ بلکه ایران همواره از پایبند‌ترین کشور‌ها به مذاکرات بین‌المللی بوده است. در عین حال نیز هر زمان این نتیجه حاصل شده که زمان مذاکره نیست و از مذاکره طرفی نمی‌توان بست حاکمیت با تمام قوا از میدان و نیرو‌های مسلح پر توان کشور حمایت کرده است؛ لذا هر دو وجه میدان و دیپلماسی را همزمان در کنار هم پیش برده است. چنانکه خود فرماندهان نیرو‌های مسلح نیز می‌گویند ما پشت دیپلماسی هستیم و دیپلمات‌ها نیز همواره حمایت خود را از میدان اعلام کرده‌اند. مذاکرات، اما جریان خاص و خالص‌ساز تندرو طی ادوار و مقاطع مختلف همواره بر این باور بوده که اساس و نفس مذاکره زیر سوال است و به طورکلی نباید مذاکره‌ای صورت گیرد و همواره رویکرد‌های تقابلی را به رویکرد‌های تعاملی ترجیح داده‌اند. حتی همان‌جایی که اکثریت قریب به اتفاقات مسئولان و مقامات در حاکمیت و جامعه به این درک و پذیرش رسیده‌اند که با توجه به جمیع جوانب امروز وقت تعامل و مذاکره است اینها روال مخالفت پیشه کرده‌اند. ماجرای رای‌گیری در شعام درباره آتش‌بس در جنگ ۴۰ روزه نمونه بارز رویکرد تقابلی اینها است. چنانکه بار‌ها مطرح شد از بین ۱۳ نفر اعضای شعام ۱۲ نفر به تفاهم اسلام‌آباد رای موافق دادند و گفته می‌شود که فقط سعید جلیلی رای مخالف داده بود. اگر چنین باشد، انگار این جماعت بجز جنگ، تنش و درگیری نسخه دیگری برای کشور ندارند و برنمی‌تابند که کشور روی امنیت و آرامش را ببیند. در شرایط حاضر نیز در قبال تحولات میان ایران و آمریکا حاکمیت موضعی واحد دارد که از مسئولان ارشد گرفته تا میدان و دیپلماسی آن را تکرار می‌کنند. اینکه اگر شروط ۷ گانه ایران از سوی طرف آمریکایی مورد پذیرش قرار گیرد و عملا به اجرای آن متعهد باشند ایران نیز طی مدت مشخصی تنگه هرمز را باز کرده و به میز مذاکرات باز می‌گردد. اما باز هم تندرو‌ها کاسه داغ‌تر از آش شده‌اند و با حمله به تفاهم اسلام‌آباد و تخریب تلاش‌های دستگاه دیپلماسی اساسا تلاش برای مذاکره و رسیدن به تفاهم در جهت جلوگیری از جنگ را تخریب و زیر سوال برده‌اند. حال پرسش از تندرو‌ها این است که بجز جنگ چه منطق و نسخه‌ای برای کشور دارید که بدون آسیب به کشور، نابودی زیرساخت‌ها و از بین رفتن مردم کشور بتواند از شرایط کنونی عبور کند؟ اگر نسخه‌ای بهتر از مذاکره و تفاهم دارید ارائه کنید تا اگر مورد قبول بود همه بر مبنای آن عمل کنند؛ اما اگر نسخه‌ای ندارید در کار ارکان حکامیت اخلال ایجاد نکنید و با تخریب عملکرد‌ها در کشور ایجاد نفاق و اختلاف نکنید. 

* از تخریب مذاکره تا تفاهم اسلام‌آباد

شامگاه جمعه بود که یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگوی ویژه خبری اظهار داشت: «امروز به نقطه‌ای رسیده‌ایم که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از طرف مقابل تضمین عینی بگیرد. این دستاورد، یک نقطه عطف مهم در مسیر مقاومت ملت ایران است و باید آن را محقق کنیم. سعید جلیلی در ادامه تاکید کرد: «مذاکره هسته‌ای با آمریکا نه‌تنها فایده ندارد، بلکه ضرر هم دارد؛ تجربه تلخ برجام نباید تکرار شود. نمی‌شود ایران تمام تعهدات هسته‌ای خود را انجام دهد، اما از حقوقش محروم باشد و حتی مورد حمله نظامی قرار بگیرد». وی افزود: باید از این وضعیت عبور کنیم تا بتوانیم با سرعت، مسیر پیشرفت کشور را دنبال کنیم. این هدف قطعاً با این تصور که اگر در چند موضوع امتیاز بدهیم، طرف مقابل هم اقدام متقابلی انجام خواهد داد، محقق نمی‌شود. این یک تصور غلط است». جلیلی با حمله به تفاهم اسلام‌آباد اظهار کرد: «تفاهمی که طرف مقابل بگوید به اندازه کاغذش هم نمی‌ارزد، تفاهم نیست سوءتفاهم است». حال در این میان چند پرسش مطرح می‌شود. روند فعلی که از سوی دستگاه دیپلماسی و شعام اتخاذ شده مگر سیاست کلی نظام و مورد حمایت رهبر انقلاب نیست پس چرا سعید جلیلی باید با چنین سخنانی در این روند اخلال ایجاد کند؟ تفاهم اسلام‌آباد نیز مورد حمایت شعام و رهبر انقلاب بود و انجام شد. حال اگر طرف مقابل بدعهدی کرده یعنی اقدام ایران اشتباه بوده است؟ به نظر می‌رسد که جلیلی دوست دارد به تنهایی تئوریسین نظام باشد و از آنجایی که در مذاکرات دوره خود دستاوردی نداشته اساس مذاکره را زیر سوال ببرد. امری که بیشتر از واقعیت نوعی فرافکنی است.ش

انتشار :
پربازدیدترین اخبار