مرتضی مکی، کارشناس مسائل بینالملل نوشت: یکی از متغیرهای مهم در تعیین نوع رویکردی که ترامپ در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد، انتخابات میاندورهای کنگره آمریکاست. اینکه پیروزی یا شکست جمهوریخواهان در این انتخابات میتواند چه تفاوتی در سیاستهای دولت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند به مولفههای متعددی بستگی دارد.
برای پاسخ به این پرسش، باید به شخصیت ترامپ و نوع رفتار و کنش سیاسی او توجه کنیم. اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای پیروز شوند یا دستکم اکثریت خود را حفظ کنند، ترامپ از شرایط باثباتتر و پایدارتری برای اتخاذ سیاستهای تهاجمی علیه ایران برخوردار خواهد بود. هرچند نظرسنجیها همچنان از احتمال پیشتازی دموکراتها در مجلس نمایندگان و سنا حکایت دارند، اما با توجه به تجربه انتخابات گذشته، نمیتوان نتایج این نظرسنجیها را قطعی دانست.
احتمالاً دموکراتها در مجلس نمایندگان با پیروزی مواجه خواهند شد. در سنا نیز با توجه به ساختار نظام انتخاباتی آمریکا، ممکن است جمهوریخواهان بتوانند دستکم اکثریت شکنندهای را حفظ کنند. البته همه این موارد به رفتار رأیدهندگان آمریکایی بستگی دارد؛ چراکه تغییر گرایش رأیدهندگان در روزهای پایانی و حتی در لحظات آخر میتواند بر نتایج انتخابات تأثیرگذار باشد.
در صورتی که جمهوریخواهان پیروز شوند، احتمال اینکه ترامپ سیاست تهاجمی خود را دنبال کند و تجربه تحمیل جنگ دیگری را در دستور کار قرار دهد، دور از ذهن نیست. نشانههایی نیز در این زمینه وجود دارد. به هر حال، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه بهشدت افزایش یافته است.
گزارشهایی از حضور و استقرار هواپیماهای نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده و تحرکات نیروهای آمریکایی نیز ادامه دارد. مجموع این تحولات نشان میدهد که احتمالاً ترامپ با توجه به روحیه و رفتار سیاسی خود، به دنبال ترکیبی از جنگ و دیپلماسی خواهد بود؛ زیرا او در پی دستیابی به یک دستاورد سریع، کوتاهمدت و برقآسا است.
در همین چارچوب، محاصره اقتصادی و برخی خطاهای محاسباتی که در جریان جنگ ۱۲روزه نیز تأثیرگذار بودند، قابل ارزیابی هستند. به نظر میرسد برخی اطرافیان ترامپ و نتانیاهو همچنان بر این باورند که فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران بسیار تأثیرگذار است و میتواند در نهایت به تسلیم ایران منجر شود.
این دیدگاه در میان جریان جنگطلب کاخ سفید، برخی شخصیتهای نزدیک به ترامپ و مقامات رژیم صهیونیستی وجود دارد. با این حال، در مقابل، تحرکات سیاسی و دیپلماتیک نیز در حال انجام است که میتواند امیدواریها به مسیر گفتوگو و دستیابی به یک توافق، حتی توافقی کوتاهمدت، را افزایش دهد.
در صورت پیروزی دموکراتها، احتمال تقویت این روند بیشتر از زمانی خواهد بود که جمهوریخواهان پیروز شوند. دموکراتها نیز در این زمینه مواضع و دیدگاههای خود را مطرح کردهاند و کشورهای اروپایی هم به دنبال بازگشت به مسیر گفتوگو هستند. برخلاف جنگهای اخیر، این بار کشورهای مختلف بهخوبی نسبت به پیامدهای بحران در تنگه هرمز آگاه هستند و تبعات احتمالی چنین بحرانی را در محاسبات خود لحاظ میکنند.
جمهوری اسلامی ایران نیز نشان داده است که تهدیدهای خود را صرفاً در حد شعار و بلوف مطرح نمیکند. واکنش ایران در جریان جنگ نشان داد که اراده و عزم جدی برای پاسخگویی به هرگونه تجاوزی وجود دارد. ترامپ لزوماً خود را مقید به ملاحظات سیاسی، حزبی یا حتی برخی ملاحظات بشردوستانه نمیداند و نوع رفتار او نیز نشان داده است که الزاماً در چارچوب تعهدات حزبی عمل نمیکند.
برخی صاحبنظران آمریکایی نیز بر این نکته تأکید کردهاند که ترامپ بیش از آنکه به تعهدات حزبی و منافع متعارف آمریکا بیندیشد، به دنبال میراث سیاسی و تاریخی خود است؛ میراثی که میخواهد ماندگار شود. همانطور که او به دنبال کسب جایزه صلح نوبل است، تمایل دارد نامش در تاریخ ماندگار شود.
از این منظر، این احتمال وجود دارد که جنگ و دیپلماسی را بهصورت همزمان یا در قالب یک راهبرد ترکیبی دنبال کند. بنابراین، شرایط کنونی را باید وضعیتی دوگانه و پیچیده دانست؛ از یک سو، احتمال تشدید تنشها و اقدام نظامی وجود دارد و از سوی دیگر، فشارهای سیاسی و منطقهای برای جلوگیری از جنگ و حرکت به سمت توافق همچنان ادامه دارد.