سخنان پزدانپناه ناظر بر شکلگیری اولیه پرونده و چگونگی تلاش برای کاستن از تنش و رسیدن به وضعیتی است که در آن هر دو طرف نسبت به نتیجه رضایت داشته باشند. یزدانپناه در این فیلم چند دقیقهای میگوید روی سخنش با طرفداران رسایی است که انقلاب را قبول دارند و به حکم دادگاه تمکین نمیکنند.
روایت اول؛ ثابتی
نماینده تهران که از افراد نزدیک به رسایی محسوب میشود و خودش هم به این نزدیکی دیدگاه اشاره دارد، در یکی از تجمعات شبانه، با حمله صریح به وفاق مورد نظر دولت، آن را به یک دکان سیاسی تشبیه میکند و سپس به ماجرای رسایی میپردازد. امیرحسین ثابتی در سخنان خود با گفتن اینکه کاری به جنبه حقوقی حکم ندارد، بر این نکته تاکید میکند که وسط دوره نمایندگی بهخاطر پروندهای که سه سال قبل ایجاد شده، نماینده را به خاطر اینکه به یک نفر گفته «بالای چشمت ابروست»، بهجای جریمه نقدی به زندان محکوم کردن و بعد ادعای وحدت داشتن، آیا تناقض هست یا نیست؟ اگر کسی همین سخنان ثابتی را مبنا قرار دهد و به حکم رسایی نظر کند، بعید نیست اجرای حکم را اشتباه بداند. در واقع نوع روایت ثابتی برای نشان دادن خطایی است که اتفاق افتاده و دلیل آن را سیاسی میداند. ثابتی در سخنان خود حمله به کسانی را ادامه میدهد که از آنها با عنوان کاسبان وحدت نام میبرد. سخنان ثابتی با واکنش مثبت مردم تجمع کرده مواجه میشود. نکتهای که سخنان ثابتی را به سخنان پزدانپناه ربط میدهد، اشاره به بیژن نوباوه در همین فقره است. ثابتی میگوید در همین پرونده قبلا آقای نوباوه تبرئه شده بود.
روایت دوم؛ یزدانپناه
عضو تیم رسانهای رئیس مجلس درباره پرونده رسایی و ختم به زندان شدن، روایت دیگری ارائه میدهد که در مقایسه با سخنان ثابتی میتواند نشان دهنده عمق شکاف سیاسی بین دو جریان باشد. یزدانپناه قبل از ورود به ماجرای رسایی به پرونده نوباوه اشاره میکند. او میگوید: ادعای دستکاری و جعل در اسناد مجلس از سوی نوباوه در زندان پس گرفته شد و گفته شد که منظور او جعل نبوده و صرفا مصادره به مطلوب بوده است. یزدانپناه تصریح میکند که البته دادگاه نوباوه را محکوم کرد. بعد از این ماجرا نشریه ۹ دی وارد داستان میشود و همان ادعا را مطرح میکند. یزدانپناه میگوید در تمام این مدت، رایزنی با رسایی فایده نداشت و او حاضر به پس گرفتن ادعایش نشد. از سخنان یزدانپناه چنین برمیآید که اگر رسایی در نشریه خود به همین اندازه بسنده میکرد که چنین ادعایی درست نبوده، کار ادامه پیدا نمیکرد. عضو تیم رسانهای قالیباف میگوید مدت زمان مدیدی گذشت، اما تغییری در رویه آقای رسایی داده نشد و حتی در روزی که حکم در شرف اجرا بود، بر این ادعا ابرام داشته است.
یک خطر بالقوه
حالا با وجود این دو روایت متضاد، رسایی به زندان رفته است و شاید زودتر از ۱۰ ماه از زندان بیرون بیاید و شاید هم تمام این مدت را در زندان بماند. با توجه به مجموعه واکنشهایی که در اطراف این پرونده دیده شده، بعد از بیرون آمدن رسایی از زندان، جریان سیاسی حامی او چه رفتار خواهد داشت؟ خود رسایی چطور؟ آیا زندان میتواند برای رسایی به سرمایه سیاسی تبدیل شود؟ آیا این احتمال وجود دراد که هزینهای که پرداخته، به عاملی برای افزایش نفوذ و قدرت اثر بدل شود؟ در عین حال باید توجه داشت که چنین اتفاقی الزاما نتیجه حتمی و خودبهخودی نیست و به نحوه برخورد حامیان، بازخوانی و روایت جدید از علت و شرایط محکومیت زندان، واکنش افکار عمومی و رفتار خود او پس از آزادی بستگی دارد. اگر حامیان رسایی بتوانند ماجرای زندان را نه بهعنوان پیامد یک پرونده قضایی، بلکه بهعنوان نشانهای از ایستادگی او در برابر مخالفانش روایت کنند، چنان که در سخنان ثابتی شنیده میشود که یکی از دلایل چنین رسیدگی سنگینی به ایستادگی او در برابر تطمیع و تهدید برمیگردد، امکان شکلگیری چنین سرمایهای وجود خواهد داشت. در این صورت، برای جریان تندرو زندان نه یک محدودیت فیزیکی، بلکه به نماد سیاسی ایستادگی تبدیل میشود؛ نمادی که میتواند به ابزار تازهای برای بسیج هواداران این جریان تبدیل شود. این را میدانیم که رسایی پس از اعلام حکم ۱۰ ماه حبس، در مجلس تأکید کرد که محکومیت او به فساد اقتصادی و اختلاس مربوط نیست، بلکه از شکایت رئیس مجلس ناشی شده است. او همچنین حکم را سیاسی و غیرحقوقی خواند، هرچند اعلام کرد که برای اجرای آن حاضر خواهد شد. ادامه این صورتبندی بعد از آزادی از زندان به او امکان میدهد که در میان هوادارانش، خود را نه یک محکوم قضایی، بلکه سیاستمداری معرفی کند که به دلیل ایستادگی بر مواضع خود هزینه پرداخته است. البته این روایت به معنای پذیرش آن از سوی افکار عمومی نیست، اما برای بسیج پایگاه سیاسی وفادار به او مؤثر خواهد بود.
سه حالت ممکن
اگر رسایی و حامیانش بتوانند تجربه زندان را به روایتی فراگیر و متقاعدکننده تبدیل کنند، این محکومیت ممکن است برای او سودمند باشد. اگر نتوانند از مرز هواداران فعلی عبور کنند، ممکن است نتیجه آن افزایش شهرت و تشدید اختلافات درونجناحی باشد تا افزایش واقعی قدرت. نهایت اینکه برای ارزیابی این موضوع پس از آزادی او، باید به سه نشانه توجه کرد، میزان استقبال از او، دامنه حمایت چهرههای سیاسی خارج از حلقه نزدیکانش و اینکه آیا موضوع زندان همچنان در دستور کار رسانههای همسو باقی میماند یا بهتدریج فراموش میشود.