هفته قبل از آن یک ماشین پراید برای نیفتادن در همان چاله، مجبور به تغییر مسیر ناگهانی میشود و همین تغییر موجب چرخش خودرو میشود و راننده به سختی ماشین را کنترل میکند. در تهران هم داستانی مشابه وجود دارد و مسئله مرمت معابر حتی در آمار تماسهای شهروندان با مدیریت شهری بازتاب دارد. گزارشی که در مهر ۱۴۰۵ منتشر شده، میگوید مرمت معابر در چند ماه پیاپی در شمار پرتکرارترین درخواستهای شهروندان قرار داشته است؛ این در حالی است که شهرداری از پخش حدود شش میلیون تن آسفالت طی چهار سال خبر داده بود. اهواز از نمونههای برجسته در گزارشهای انتقادی محلی است. تسنیم در ۱۱ شهریور گزارشی با عنوان «لکهگیری خیابان با غیرت شهروندی، شوآف با کتوشلوار مدیریتی» منتشر کرد که به اقدام چند شهروند برای پر کردن چالههای خیابان با آسفالت سرد میپرداخت. همچنین روزنامه محلی «نسیم خوزستان» از خرابی آسفالت حتی در بعضی معابر تازه روکششده و گلایه شهروندان درباره هزینه تعمیر خودروهایشان گزارش داده است. این داستان در شهریور ۱۴۰۵، به شکلی دیگر بر زبان یک عضو شورای شهر کرج جاری شد که از نامناسب بودن وضعیت آسفالت معابر انتقاد کرد و گفت برخی خیابانهایی که ماهها پیش برای روکش جدید تراشیده شده بودند، همچنان آسفالت نشدهاند. در گزارش دیگری نیز از گلایه شهروندان درباره خرابی آسفالت پس از حفاری دستگاههای خدماترسان سخن گفته شد. آنچه که توجه را جلب میکند این است که آیا ارزان بودن قیر نمیتواند دلیل قانعکننده برای عدم توجه به کیفیت آسفالت باشد؟ به معنای دیگر آیا لازم است کنترل کیفیت به شکل سختگیرانه صورت گیرد، وقتی قیمت قیر چنان پایین است که میتوان به سرعت همه آسفالت را دوباره نوسازی کرد؟
نسبت دانهبندی
آزمایش مارشال یکی از آزمایشهای اصلی در مهندسی راه و ساختمان است که برای تعیین مقدار مناسب قیر در مخلوط آسفالتی و ارزیابی مقاومت و پایداری آن به کار میرود. این آزمایش کمک میکند مشخص شود چه مقدار قیر باید با مصالح سنگی مخلوط شود تا آسفالت، ضمن داشتن استحکام کافی، در برابر عبور خودروها و تغییر شکل ناشی از بار ترافیکی مقاومت کند. یعنی اگر قیر بیش از حد باشد، در تابستان بخاطر گرما نرم میشود و زیر چرخ ماشینها جمع میشود و اگر کمتر از حد باشد در زمستانها ترک میخورد و موجب نفوذ آب به عمق آسفالت میشود و همین به نوبه خود بعد از یخ زدن، شکاف را پهنتر و عمیقتر میکند. رسیدن به بهترین نسبت برای دانهبندی برای جلوگیری از جمع شدگی در تابستان و شکاف در زمستان است. اما یک نکته مهم وجود دارد که آزمایش مارشال بهتنهایی برای تعیین نسبت دانهبندی شن به قیر طراحی نشده است. دانهبندی مصالح سنگی و درصد قیر دو موضوع مرتبط، اما متمایزند؛ در طرح اختلاط آسفالت، ابتدا باید دانهبندی مناسب مصالح تعیین شود و سپس مقدار بهینه قیر با آزمایشهای مربوط بررسی شود. معنای دیگر این حرف این است که نمیتوان برای مخلوط کردن با قیر، از هر نوع شن استفاده کرده، چه رسد به خاک بیابانی و نخاله ساختمانی. آسفالت باکیفیت حاصل استفاده از قیر مناسب، مصالح سنگی استاندارد، طرح اختلاط درست، اجرای اصولی و کنترل دقیق کیفیت است. حتی اگر بهترین قیر در اختیار پیمانکار قرار گیرد، کاهش میزان مصرف آن، دانهبندی نامناسب مصالح، تراکم ناکافی یا اجرای غیراصولی میتواند عمر آسفالت را کاهش دهد. بنابراین، کیفیت نهایی محصول فقط به قیمت مواد اولیه وابسته نیست، بلکه به مجموعهای از تصمیمهای فنی و اقتصادی بستگی دارد. در یک پروژه اصولی، هزینه اجرای آسفالت نباید تنها با مبلغی سنجیده شود که برای پخش و کوبیدن آن پرداخت میشود. عمر مفید آسفالت نیز بخشی از ارزش اقتصادی پروژه است. اگر آسفالتی با هزینه اولیه اندکی بیشتر بتواند چند سال بیشتر دوام بیاورد، ممکن است در مجموع برای کارفرما و جامعه ارزانتر تمام شود. در مقابل، آسفالتی که با هزینه کمتر اجرا میشود، اما به ترمیم زودهنگام نیاز پیدا میکند، میتواند در طول زمان هزینهای بهمراتب بیشتر به بودجه عمومی تحمیل کند.
داستانی پُر آب چشم!
آنچه در این مقال مهم تلقی شده، ارتباط بین خرابی آسفالت و تحمیل هزینه تعمیر به خودروهاست. مسئله آسفالت را باید فراتر از قیمت قیر یا هزینه یک عملیات عمرانی دید. خیابان و جاده دارایی عمومی است و منابعی که برای ساخت و نگهداری آن هزینه میشود، از بودجههایی تأمین میشود که میتوانست صرف نیازهای دیگر جامعه شود. هر بار که یک مسیر زودتر از موعد مقرر به ترمیم نیاز پیدا میکند، علاوه بر هزینه مستقیم تعمیر، اختلال در رفتوآمد، اتلاف وقت شهروندان و هزینههای ناشی از خرابی وسایل نقلیه نیز به جامعه تحمیل میشود. بنابراین، ارزان یا گران بودن قیر مساله اصلی نیست. سوال این است که آیا سازوکارهای مالی، قراردادی و نظارتی به اندازه کافی میان کیفیت کار و منافع مجری ارتباط برقرار کردهاند؟ آیا پیمانکار از دوام محصولی که تحویل میدهد سود میبرد یا فقط بابت حجم عملیات انجامشده پول میگیرد؟ و آیا خرابی زودهنگام موجب پاسخگویی میشود یا صرفاً زمینه تخصیص اعتبار و انعقاد قراردادی دیگر را فراهم میکند؟ ارتباط بین خرابی آسفالت و افزایش هزینه تعمیر خودروهای شخصی، مستقیم و چندلایه است. چالهها، ناهمواریهای سطح خیابان، نشست آسفالت و اختلاف ارتفاع میان بخشهای ترمیمشده میتوانند فشارهای ناگهانی به چرخها و مجموعه تعلیق خودرو وارد کنند. این فشارها گاهی به خرابی قطعات منجر میشوند و گاهی عمر مفید آنها را کاهش میدهند؛ در نتیجه، مالک خودرو ناچار میشود زودتر از موعد برای تعمیر یا تعویض قطعات هزینه کند، آنهم در رورهایی که قیمت قطعات و خدمات مربوط به تعمیر خودروها به داستانی پر آب چشم تبدیل شده است. اشکالات زیادی به واسطه خرابی آسفالت میتواند به خودرو وارد شود. برخورد با لبه تیز چاله میتواند باعث بریدگی یا پارگی لاستیک، آسیب به دیواره آن و ایجاد برآمدگی شود. گاهی لاستیک باید پیش از پایان عمر معمولش تعویض شود. ضربه شدید میتواند رینگ را خم یا ترکدار کند و موجب لرزش خودرو یا کاهش فشار باد لاستیک شود. از آن گذشته ضربههای مکرر به اجزایی مانند کمکفنر، بوشها، سیبکها و طبق فشار وارد میکند و میتواند موجب فرسودگی یا خرابی زودرس آنها شود. ضربه به چاله ممکن است تنظیم زوایای چرخ را به هم بزند. پیامد آن میتواند کشیده شدن خودرو به یک سمت، لرزش فرمان یا ساییدگی نامتوازن لاستیک باشد. اینها فقط بخشی از مشکلاتی است که بخاطر خرابی آسفالت به خودرو وارد میشود. باید راهی پیدا شود که مسئولان شهری کنترل بیشتری روی چنین عملیاتی داشته باشند و از هدر رفتن سرمایه کشور جلوگیری کنند.