بستن
کد خبر: ۱۵۲۲۶۴۸
محمدجواد ظریف:

باید از موضع خودباوری با جهان تعامل کنیم

باید از موضع خودباوری با جهان تعامل کنیم
وزیر پیشین امور خارجه در نشست رونمایی و بررسی سه کتاب تألیفی اخیر خود اظهار داشت: من معتقدم که مشکل اساسی ما، هم در داخل ایران و هم در خارج از کشور، که به این همه کشمکش انجامیده، شناخت است.

 یکی از همکاران من، آقای دکتر رضا نصری، دو هفته پیش به همراه آقای دکتر بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، به لامرد رفته بود. او می‌گفت اگر در سطح کشور، به‌طور میانگین نزدیک به ۶۰ درصد مردم طرفدار مذاکره باشند، در لامرد ۷۰ درصد مردم با مذاکره مخالف‌اند. آمریکایی‌ها این واقعیت را درک نکرده‌اند؛ آنها تصور می‌کنند می‌توانند با فشار و تهدید، ایران را وادار به تسلیم کنند.

ظریف بیان کرد: یک بار در بحبوحه بحث‌ها بر سر سازوکار تحریم‌ها در جلسات برجام تصریح کردم که «هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید». تجارب بیش از چهار دهه فعالیت مستقیم بنده در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی اثبات می‌کند که تهدید کردن ملت ایران همواره نتیجه‌ای کاملاً معکوس به همراه دارد و این مردم در برابر ادبیات تهدیدآمیز هرگز تسلیم نشده و سر خم نخواهند کرد. چرا واشنگتن مکرراً سیاست‌های شکست‌خورده را علیه ایران تکرار می‌کند، آیا آمریکایی‌ها خودآزار هستند و تعمداً به دنبال آسیب زدن به خود می‌گردند؟ خیر؛ ریشه اصلی این رفتار در یک ناترازی و فقر شناختی نهفته است. ناتوانی در فهم صحیح واقعیت‌های جامعه و حاکمیت ایران بستری فراهم ساخت تا بنیامین نتانیاهو بتواند دستگاه حاکمه آمریکا را بفریبد و آنها را به درون این گرداب خطرناک تهاجم نظامی علیه ایران بکشاند؛ گردابی که متأسفانه همچنان شاهد تکرار توهمات پیرامون آن هستیم.

وی ادامه داد: اگر به روند رخداد‌ها با دقت بنگرید، درمی‌یابید که خروج غیرقانونی از برجام ریشه در همین فقر ادراکی و محاسبه غلط داشت. تهاجم نظامی اخیر نیز دقیقاً بر پایه همین تصورات موهوم و عدم ادراک از واقعیت‌های میدانی و ملی شکل گرفت. حتی امضای یادداشت تفاهم پس از آن تقابل خشن نیز ناشی از این واقعیت بود که تصمیم‌گیران واشنگتن پس از گذشت هفت روز متوجه شدند چه اشتباه راهبردی و پرهزینه‌ای مرتکب شده‌اند؛ بنابراین اختلال در ادراک نه یک موضوع فرعی، بلکه بحرانی بنیادین در سطح بین‌المللی است که ساختار‌ها را به ورطه جنگ، ویرانی و خونریزی سوق می‌دهد.

 وزیر پیشین امور خارجه اظهار کرد: مشکل اساسی دیگر ما این است که نمی‌شنویم؛ همه ما ترجیح می‌دهیم سخن بگوییم تا اینکه گوش فرا دهیم، در حالی که نشنیدن مراتب انسانیت را تنزل می‌دهد. متون دینی نیز به صراحت به این حقیقت اشاره دارند؛ آنجا که می‌فرماید آیا آنان گوش‌هایی دارند که با آن بشنوند یا دل‌هایی دارند که با آن تعقل و ادراک کنند؟ متأسفانه ما عادت نکرده‌ایم بشنویم و در فرهنگ ما شنیدن حرف دیگران نوعی کسر شأن تلقی شده است.

وی ادامه داد: تجربه من در فرایند‌های مذاکراتی اثبات می‌کند که کنشگر موفق کسی است که کمتر سخن می‌گوید و بیشتر می‌شنود؛ زیرا فرد شنونده، نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و اولویت‌های واقعی طرف مقابل را با دقت رصد می‌کند. زمانی که شما دغدغه و نگرانی طرف مقابل را به درستی شنیدید و شناختید، می‌توانید سازوکاری طراحی کنید تا با روشی که کمترین هزینه حیثیتی و مادی را برای کشور شما در پی دارد، آن نگرانی برطرف شود.

بنیان‌گذار مؤسسه پایاب عنوان کرد: همه ما پیوسته درباره منافع ملی سخن می‌گوییم، اما اگر دو نفر در کنار یکدیگر بنشینند و بخواهند مؤلفه‌های عینی آن را صورت‌بندی کنند، به‌ندرت به توافقی پایدار دست می‌یابند. ما پیش‌تر تلاشی را آغاز کردیم و از اساتید و صاحب‌نظران دعوت به عمل آوردیم تا به تبیین دقیق این مفهوم بپردازیم؛ چرا که هنوز بر سر این تمایز بنیادین مناقشه وجود دارد که آیا با یک منفعت واحد ملی روبه‌رو هستیم یا منظومه‌ای از منافع ملی. وی ادامه داد: جامعه فکری و اجرایی ما عمیقاً نیازمند یک گفت‌وگوی بنیادین است تا مشخص شود منافع ملی دقیقاً چه دلالت‌هایی دارد.

 وی تصریح کرد: خطای بزرگ زمانی رخ داد که منافع ملی را صرفاً در تقابل با آرمان تعریف کردند. این رویکرد حاصل یک نگرش سخت‌افزاری مفرط است؛ نگرشی که حتی نمی‌توان آن را رئالیسم اصیل نامید. اگر بخواهید منافع ملی را بر اساس منافع مادی و معنایی ترسیم کنید، آن‌وقت، همان‌طور که آقای دکتر سجادپور گفتند، حتماً بقا مهم‌ترین منفعت ملی است.

 هرکس به شما گفت توسعه مهم‌ترین منفعت ملی است، بدانید که هیچ‌وقت درد بقا را نداشته است. برای هر موجود زنده‌ای، هیچ چیزی اولویتی بالاتر از بقا ندارد. البته نباید یکدیگر را تخطئه کنیم و بگوییم اینها فقط به دنبال بقا هستند؛ همه به دنبال بقا هستند. ظریف تصریح کرد: اصل بنیادین این است که خود و توانایی‌هایمان را باور کنیم. تنها در صورت دستیابی به چنین خودباوری است که می‌توانیم بدون افتادن در دام ضعف و انفعال و در عین حال بدون گرایش به تقابل‌های پرهزینه و بی‌حاصل، با جهان تعامل سازنده برقرار کنیم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار