نعمتا... ایزدی، سفیر پیشین ایران در روسیه نوشت:، اظهارات اخیر رئیسجمهور روسیه در حاشیه اجلاس سران کشورهای عضو اتحادیه مشترکالمنافع مبنی بر کمک مسکو به حلوفصل پرونده ایران و آمریکا را باید از چند جهت مورد بررسی قرار داد؛ اما به صورت کلی روسیه در شرایط فعلی، حتی اگر بخواهد، چندان دستش برای کمک به ایران باز نیست؛ زیرا مشکلات این کشور در اوکراین و همچنین مسائل ناشی از تحریمها بهاندازهای زیاد است که هرگونه کمک به ایران، اگر منفعت جدی و مستقیمی برای روسیه نداشته باشد، میتواند هزینهبر باشد.
حتی اگر روسیه صرفاً بخواهد در جایگاه میانجیگر ظاهر شود و دوستی و مودت خود را با ایران ابراز کند، این اقدام نیز برایش هزینههایی به همراه خواهد داشت. بنابراین، به نظر میرسد روسیه در شرایط کنونی چارهای جز این نداشته باشد که با استفاده از ابزارهای سیاسی و گاهی نیز با اظهارنظرها و تعارفات دیپلماتیک، حضور خود را در معادلات حفظ کند تا این تصور شکل نگیرد که در برابر تحولات منطقهای و بینالمللی کاملاً بیتحرک و منفعل است.
بااینحال، روسیه حتی در مواردی که امکان انجام اقدامات کمهزینه نیز وجود داشته، عملکرد قابلتوجهی از خود نشان نداده است. در جنگ ۱۲روزه و حتی در جنگ ۴۰ روزه، و همچنین در تحولات اخیر خلیج فارس و تنگه هرمز، مسکو حتی رفتار متعارفی را که در گذشته از این کشور انتظار میرفت، به نمایش نگذاشت. این در حالی است که در دوران شوروی، بهویژه در دوره جنگ سرد، و حتی در سالهای پس از فروپاشی شوروی، روسیه تلاش میکرد با تحرکات سیاسی و دیپلماتیک خود نشان دهد که بهعنوان یکی از بازیگران عمده نظام بینالملل، توانایی اثرگذاری بر تحولات جهانی را دارد، اما در تحولات اخیر چنین رویکردی کمتر مشاهده شده است.
برای نمونه، روسیه در جریان جنگ ۱۲روزه تقریباً سکوت کرد و حتی در برابر حملات به ایران، بهویژه حمله به مراکز هستهای کشور، واکنش سیاسی متناسبی از خود نشان نداد. در جنگ بعدی و تحولات اخیر نیز نشانههای چندانی از نقشآفرینی مؤثر این کشور مشاهده نشد. این وضعیت نشان میدهد که روسیه در حال حاضر، بهویژه در قبال تحولات خارج از حوزه مستقیم منافع و امنیت خود، با نوعی انفعال سیاسی مواجه است. البته، مسکو تمایل ندارد این تصور در افکار عمومی جهان شکل بگیرد که روسیه دیگر توانایی ایفای نقش در بحرانهای بینالمللی را ندارد.
از همین رو، تلاش میکند با اظهارنظرهایی از جنس اعلام آمادگی برای کمک یا میانجیگری، حضور خود را در صحنه حفظ کند. با توجه به جایگاه و ادعاهای روسیه در عرصه بینالمللی، انتظار میرفت این کشور دستکم از ظرفیتهای دیپلماتیک خود برای کاهش تنشها استفاده کند. برای مثال، در جریان جنگ ۱۲روزه میتوانست با اعزام نمایندگانی به ایران و آمریکا، تلاش برای شناسایی زمینههای اختلاف و بررسی راههای کاهش تنش یا دعوت از نمایندگان دو طرف به مسکو، ابتکار عملی دیپلماتیک را در دستور کار قرار دهد.
چنین اقداماتی، در مقایسه با حمایت مستقیم و پرهزینه از ایران، هزینه چندانی برای روسیه نداشت؛ اما میتوانست نشانهای از تمایل این کشور به ایفای نقش فعال در مدیریت بحران باشد. از همین رو، انفعال روسیه در چنین شرایطی با تصویری که این کشور از خود بهعنوان یک قدرت بزرگ بینالمللی ارائه میکند، همخوانی ندارد.
روسیه همچنان تمایل دارد در جایگاه یک ابرقدرت دیده شود، اما رفتار کنونی آن الزاماً چنین جایگاهی را منعکس نمیکند. با در نظر گرفتن این سابقه، اظهارات اخیر مقامهای روسیه، از جمله اعلام آمادگی ولادیمیر پوتین برای کمک به حل منازعه ایران و آمریکا، بیش از آنکه نشانهای قطعی از آمادگی برای اقدام عملی باشد، میتواند نوعی اعلام حضور سیاسی و دیپلماتیک تلقی شود. این ارزیابی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که محدودیتها و گرفتاریهای کنونی روسیه را نیز در نظر بگیریم.
مسکو در شرایطی قرار دارد که بخش مهمی از ظرفیت سیاسی، اقتصادی و نظامی آن درگیر جنگ اوکراین است و نمیتواند بدون محاسبه هزینهها، وارد بحران تازهای شود. اولویت اصلی روسیه در حال حاضر، پایاندادن به جنگ اوکراین و دستیابی به نتیجهای ملموس به خصوص رهایی از تحریمها در این مناقشه است. مسکو انتظار نداشت این جنگ تا این اندازه طولانی شود و بهویژه پیشبینی نمیکرد که کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا و ناتو، تا این حد از اوکراین حمایت کنند.
اگر روسیه با حمایت کامل از ایران، روابط خود با آمریکا را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد، ممکن است بخشی از فرصتهای موجود برای مدیریت روابط با واشینگتن یا بهرهبرداری از شرایط بازار انرژی را از دست بدهد.
از این رو، مسکو ناگزیر است هزینهها و منافع چنین تصمیمی را بررسی کند. هرگاه احساس کند حمایت گسترده از ایران میتواند منافع اقتصادی یا سیاسیاش را به خطر بیندازد، احتمالاً از ورود جدی به این مسیر خودداری خواهد کرد.