برخی از رسانههای خارجی این عدد را بیش از ۷۰ تا ۷۷ کشور اعلام کردهاند که میتوان آنرا یک رکورد منفی برای تلآویو و شخص نتانیاهو دانست. این خروج دستهجمعی در حالی اتفاق افتاد که نتانیاهو در ابتدای سخنرانی خود و با مشاهده صف طولانی خروج نمایندگان کشورهای عضو، از پشت تریبون اعلام کرد «اگر ترسوهای بیشتری باقی ماندهاند که هنوز سالن را ترک نکردهاند، از آنها میخواهم که خارج شوند». این ادبیات او از یکسو نشانه عصبانیت اسرائیل از مواجهه جامعه ملل با اقدامات ارتش رژیم صهیونیستی در غزه، لبنان، سوریه و حتی در قبال ایران است و از سوی دیگر به نوعی مشروعیت سیاسی آنرا آنهم در خانه ملل زیر سوال میبرد؛ تا جایی که روزنامه یدیعوت آحارانوت در تحلیلی با انتقاد تند از سخنرانی بنیامین نتانیاهو در سازمان ملل، آن را مملو از حمله و اتهام، اما فاقد چشمانداز صلح و پایان جنگ دانست و خروج هیأتهای دیپلماتیک از سالن را نشانه انزوای فزاینده رژیم صهیونیستی توصیف کرد. دوم؛ استفاده تبلیغاتی از تریبون سازمان ملل توسط نتانیاهو یکی دیگر از اضلاعی است که نباید از آن چشمپوشی کرد. نخستوزیر اسرائیل قبل از آنکه وارد نیویورک شود در یک ویدئوی جداگانه اعلام کرده بود که سوپرایزهای مختلفی برای سخنرانیاش در سازمان ملل متحد دارد، اما در نهایت آنچه جهانیان با آن روبهرو شدند، خاطرهگویی نتانیاهو از برادرش (یوناتان نتانیاهو) و همچنین تهدید و اتهامزنی به ایران بود. مساله مهم این است که بررسی کلیات و جزئیات سخنرانی نتانیاهو نشان میدهد که او موضوع جدیدی را نسبت به گذشته مطرح نکرد، بلکه او تمام مواضعی که طی یک سال و حتی چند هفته گذشته در قبال تحولات داخلی و خارجی اسرائیل اتخاذ کرده بود را مجدداً تکرار کرد. نتانیاهو تلاش کرد طی سخنانش، آن بخش از مسائلی را بازگو و برجسته کند که به نوعی جنبه انتخاباتی داشته باشد. او دائماً این موضوع را مطرح کرد که یهودیان و اسرائیل از هر جهتی با تهدید روبهرو هستند و حتی در این راستا به انگلیس و فرانسه نیز تاخت و آنها را بانی و سکاندار استعمار و استثمار در جهان خواند. باید پذیرفت که نتانیاهو بیش از آنکه یک روند مشخص را در قبال منطقه و اقدامات مخرب اسرائیل در خصوص جهان و خاورمیانه ترسیم کند، بیش از هر چیز ترورها و اقداماتی که جنبه نظامی و امنیتی دارند را برجسته کرد تا در آستانه انتخابات هم خودش و هم حزب لیکود را منجی یهود و اسرائیل معرفی کند. این مانور تبلیغاتی بی. بی که از پشت تریبون سازمان ملل به جهان و تلآویو مخابره شد در حالی انجام میشود که اغلب نظرسنجیها و به خصوص نظرسنجی رسانههای اسرائیل نشان میدهد که نتانیاهو با مشکلات زیادی روبهرو است و ممکن است در این انتخابات نوعی از افول سیاسی را تجربه کند. به عنوان مثال کمتر از دو روز پیش، یک نظرسنجی توسط شرکت تحقیقاتی و مشاورهای «سمپل» برای کانال ۱۲ و با مشارکت ۲ هزار ۴۹۸ شرکتکننده انجام شد که دارای حاشیه خطای ۴/۴ درصدی بود. در نتیجه این نظرسنجی آمده است که اگر در زمان این نظرسنجی انتخابات کنست برگزار شود، حزب «یِشار» به رهبری گادی آیزنکوت که مخالف و رقیب جدی نتانیاهو به حساب میآید با کسب ۲۳ کرسی به عنوان بزرگترین حزب ظاهر میشود و پس از آن، حزب «لیکود» به رهبری نتانیاهو ۲۰ کرسی در اختیار خواهد داشت و مابقی کرسیها میان احزاب دیگر تقسیم میشوند که نشان دهنده تشکیل مجدد یک دولت ائتلافی شکننده است.
* طعنه به کشورهای عربی
در نگاه سوم؛ اما نکته سوم که نباید از آن غافل شد، تهدید و طعنههای نتانیاهو به کشورهای عربی و مسلمان منطقه است. او به نوعی ترکیه و قطر را به عنوان تهدید جدی و فوری اسرائیل خطاب قرار داد؛ تا جایی که سیاستهای اردوغان در قبال سوریه را به باد انتقاد گرفت و در جای دیگری قطر را به دلیل ایفای نقشش در پرونده غزه مورد انتقاد قرار داد و حتی خبرگزاری الجزیره که دوحه آنرا هدایت میکند را تهدید اسرائیل و سیاستهای آن در منطقه خواند. این ادبیات در قبال ترکیه و قطر نشان میدهد که نه تنها نتانیاهو بلکه بسیاری از اعضای کابینه و حتی چهرههای خارج از کابینه او، به دنبال آن هستند تا آنکارا و دوحه را آرام آرام وارد فهرست تقابلی خود کنند. اما موضوع اینجاست که داستان به همینجا ختم نمیشود، بلکه او سایر کشورهای عربی را هم خطاب قرار داد و حتی متهم به دورویی کرد؛ چراکه به زعم او این کشورها در پشت صحنه از اسرائیل به دلیل برخورد با ایران تشکر کردهاند ولی در فضای سیاسی و رسانهای علیه تلآویو موضع میگیرند. همین سخن نتانیاهو نشان میدهد که اولاً کشورهای عربی و اسلامی که به تئافق ابراهیم نپیوستهاند، احتمالاً با اسرائیل رابطه مستقیم ولی پنهانی دارند و دوماً اینکه اسرائیل علیرغم فشارهای ترامپ به دولتهای عربی نتوانسته آنها را وارد این پیمان کند؛ پیمانی که نتانیاهو در آستانه انتخابات میتوانست به عنوان دستاورد به مخالفان و موافقانش بفروشد.