از این رو عدم دسترسی به این فضا تاثیر مخرب خود را به واسطه تحمیل هزینه گزاف بر جامعه گذاشته و در سوی دیگر حاکمیت و دولت را در معرض وجوه امنیتی و مسائل مربوط به اقتصاد خرد و کلان میگذارد. با توجه به پیشرفت چشمگیر و سریع تکنولوژی شبکههای اجتماعی با کارکردهای گسترده و نامحدود، توانستهاند جایگاه خود را در زندگی و کسب و کار جامعه تثبیت کنند و به بخش جداییناپذیر از زندگی مردم تبدیل شوند. از طرفی این شبکهها توانستهاند در رقابت با رسانههای سنتی نگاه جامعه را به رسانه تغییر دهند و حالا جامعه میتواند از مسیرهای متعدد و گوناگون اخبار و اطلاعات مورد نیاز خود را جستوجو کنند. درباره اهمیت این فضا باید یادآوری کرد که امروز تقریبا همه رسانههای سنتی در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی حضور دارند. در شرایط عادی این انتظار از مسئولان و دست اندرکاران این حوزه وجود دارد که شرایط را برای تسهیل هرچه بیشتر دسترسی مردم فراهم کنند، اما مشکل زمانی رخ میدهد که بدانیم جریاناتی هستند که با این دسترسی و آزادی عملکرد مردم در شبکههای اجتماعی مخالف هستند. هر چند که علل مختلفی را نیز برای این مخالفت مطرح میکنند؛ اما اگر در اصل قضیه ورود کنیم خواهیم دید آنچه در قالب دلیل گفته میشود، چندان به استدلال دقیق و موجه نزدیک نیست. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و دلایل مطرح شده برای اعمال محدودیت را بهانهتراشی میدانند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران مضرات فیلترینگ را برشمردهاند. تردید نیست که مسائلی، چون زیان اقتصادی، مضرات فرهنگی و حتی مشکلات امنیتی از مضراتی هستند که با رواج فیلترینگ به کشور وارد آمده و میآید. حال اینکه برخی گویی با علم به اینکه فیترینگ و رواج فیلترشکنها و VPNها چه میزان خسارت به کشور و جامعه وارد میآورد باز هم از این شرایط دفاع میکنند و حتی در گامی جلوتر، خواهان گسترش فیلترینگ هستند. رویکردی که یک احتمال را در ذهن برجسته میکند، اینکه منافع افراد و جریاناتی در فیلترینگ است و از این طریق کسب درآمد میکنند و اگر این بساط جمع شود کسب و کار آنها به خطر میافتد، لذا بیتوجه به خواست ملت و منافع کشور مجدانه و مصرانه به مخالفت خود ادامه میدهند.
* سهگانه الزام رفع فیلترینگ
مسعود پزشکیان در قامت رئیسجمهور با شعارهای زیادی روی کار آمد و یکی از آنها که بارها نیز بر روی آن تاکید داشته مساله رفع فیلترینگ بوده است. تا کنون نیز بارها و بارها رئیسجمهور بر لزوم حل و فصل این مهم تاکید داشته است. چه اینکه پزشکیان بهمن ماه سال گذشته نیز با اشاره به مضرات فیلترینگ گفته بود: «گردش مالی قابل توجهی در حوزه فروش ویپیان شکل گرفته که ارقام آن قابل تأمل است سالانه ۳۰ همت. این نشان میدهد که مسئله را نمیتوان صرفاً با اعمال محدودیتهای ظاهری حل کرد؛ بلکه باید با نگاه واقعبینانه و اصلاحی به آن پرداخت». از سوی دیگر معاون اول رئیسجمهور نیز در سفری که به قم داشت در دیدار با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به این موضوع اشاره و رسما اعتراف کرد که فیلترینگ موجبات خسارات بسیاری برای کشور شده است. محمدرضا عارف گفت: «در حال حاضر فیلترشکنها اشراف امنیتی ما را از بین بردهاند، در حالی که باید بتوانیم حاکمیت بر فضای مجازی را به دست آورده و آن را مدیریت کنیم. فیلتر کردن، اشراف امنیتی ما را از بین میبرد و در جنگهای اخیر نیز از این مسئله ضربه خوردهایم». بر این مسائل نارضایتی جامعه از فیلترینگ و پرداخت هزینههای بالا برای خرید فیلترشکن را نیز اضافه کنیم مثلث چرایی لزوم رفع فیلترینگ مشخص میشود. حال با این گزارهها از رئیسجمهور و معاونش در اشاره به خسارتهای هنگفت مالی و امنیتی فیلترینگ و نارضایتی مردم اکنون پرسش این است که چرا همچنان در بر پاشنه سابق میچرخد و مسئولان با وجود دانستن چنین مسائل و اطلاعاتی همچنان تلاشی در جهت رفع فیلترینگ انجام نمیدهند؟ اینکه صرفا به جامعه گفته شود فیلترینگ چه زیانها و مضراتی دارد چیزی را درست نمیکند و رسانهها و صاحب نظران این حوزه نیز میتوانند به خوبی این مسائل را بیان کنند. دولت به عنوان دستگاه اجرایی کشور باید درصدد حل مساله برآید و رفع فیلترینگ را که وعده خود رئیسجمهور بوده را نه بر مبنای شعاری مردمپسند که بر مبنای نیاز روز جامعه و جلوگیری از خسارت روزافزون بر کشور پیگیری کرده و به انجام رسانند.
* منطق مخالفان
هر چقدر دولت، کارشناسان و جامعه به لزوم رفع فیلترینگ تاکید دارند کاسبان فیلترینگ نیز به عدم رفع فیلترینگ اصرار میورزند و با کلیدواژه «امنیت» اقدام خود را توجیه میکنند. اما حداقل اظهارات اخیر عارف نشان میدهد که اتفاقا ماجرا برعکس است و چیزی که در تصور آنها موجب تقویت امنیت میشود، باعث ناامنی گسترده در کشور شده و به گفته عارف، اشراف امنیتی را از بین برده است. پرسش صریح این است که چرا مخالفان این سخن ساده و در عین حال منطقی معاون اول رئیسجمهور را نمیفهمد و چرا فهم آن برایشان دشوار است؟ چنین است که آن احتمال مربوط به برخورداری از مواهب فیلترینگ برجسته میشود. منفعت چشمگیری که جلو پذیرش واقعیت را میگیرد. اگر چنین نیست و اگر واقعا دنبال منافع ملی هستند، برای امنیت کشور و جلوگیری از خسارتهای اقتصادی هم که شده باید از مخالفت با رفع فیلترینگ دست میکشیدند و اگر اینگونه بود باوجود تاکید مکرر دولت بر لزوم تجدید نظر در مصوبات پیشین، خروجی جلسات شورای عالی فضای مجازی میتوانست تغییر ملموسی در زندگی و کار شهروندان ایجاد کند و پلتفرمهای کلیدی همچنان مسدود نمیماند. به نظر میرسد اظهارات اخیر عارف بیش از آنکه یک نقشه راه عملیاتی برای باز کردن اینترنت و رفع محدودیت شبکههای اجتماعی باشد، تلاشی است برای توجیه جناحهای سنتی و امنیتی تا آنها را قانع کند که روشهای کنونی انسداد کارکرد خود را از دست داده است.