لذا به نظر میرسد ترامپ دنبال فشار اقتصادی همراه با حملات محدود نظامی تا انتخابات کنگره است. در همین راستا «آرمان ملی» با اسفندیار خدایی کارشناس مسائل آمریکا و استاد دانشگاه به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
** تحولات اخیر میان ایران و آمریکا و مواجهه آمریکاییها در قبال تهران را چطور ارزیابی میکنید؟
اینکه تصور کنیم در آمریکا یک رویکرد خالص در قبال ایران وجود دارد اینگونه نیست. هم بین دموکراتها و جمهوریخواهان تفاوت است و هم خود جمهوریخواهان با هم تفاوتهایی دارند و تاثیری که از لابی اسرائیل میگیرند متفاوت است. یعنی میتوان گفت که خود شخص ترامپ هم در این زمینه خیلی برنامه دقیق و مشخصی ندارد. تنها چارچوبی که به نظر میرسد هدف مشخصتری دارد همان اسرائیل و لابی اسرائیل است که پای آمریکا و ترامپ را به واسطه نفوذی که روی ترامپ داشتند به جنگ کشاندند و برای آن بیبرنامه نبودند. الان هم بیبرنامه نیستند. در مقابل در جمهوری اسلامی هم این تصور بود که ما در مقابل چنان تجاوز و چنان روزی کارتهایی داریم که حتی ما را از هستهای شدن و هزینههایی که باید برای آن بپردازیم بینیاز میکند. از جمله وجود حزبا...، سوریه، حماس و فشارهایی که از آنجا میتوانیم به اسرائیل وارد کنیم. ولی این چهارچوب عملاً باعث امنیت نشد و معلوم شد که باید صرفا روی توانمندی موشکی، دفاعی و مردمی در داخل کار کنیم. به همین دلیل الان طرف صاحب نفوذ و لابی اسرائیل با توجه به پاسخهایی که از جمهوری اسلامی میگیرد در هر صورت بازنده نیست. یعنی تنگه هرمز بسته باشد اسرائیل ضرر نمیکند و ایران با همسایگان خود وارد تقابل میشود؛ لذا دلیلی ندارند که از ادامه تنش جلوگیری کنند. به نظر میآید منافع آنها به خوبی پیش میرود و با فرسایشی شدن جنگ و فشارهایی که محاصره به ایران وارد میکند در واقع شرایط را آماده میکند که آنها طرح خود را کارگردانی کنند و برنامه خود را پیش ببرند.
** بسیار مطرح میشد که ترامپ تا انتخابات میاندورهای کنگره به ایران حملهای نخواهد کرد؛ اما اکنون در کنار فشار اقتصادی حملات محدودی هم به ایران انجام میدهد؛ اساسا با توجه به شاریط داخلی آمریکا این رویکرد ترامپ را چگونه تحلیل میکنید؟
اینکه بنزین در آمریکا گرانتر شده ولی نه در حدی که قابل تحمل نباشد و از طرفی ترامپ کارتی به اسم ونزوئلا به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر نفتی جهان در اختیار دارد که الان کاملاً در آغوش آمریکا است لذا بحث شرایط داخلی آمریکا و قیمتها بیش از هر چیز مسئله روانی است و ترامپ هم استاد جنگ روانی هست و در این زمینه از کارتهای مختلف خود استفاده میکند. ترامپ، چون نمیخواد مقابل ایران بازنده باشد و محدودیتهای ایران را هم میبیند هر از گاهی فشارهایی میآورد. البته پاسخ ایران هم معمولاً قابل پیشبینی بوده، اما اگر در ترور سردار سلیمانی یا حملات اخیر پاسخ متناسب و قابل پیشبینی نمیبود، شاید مقداری ترامپ را محافظهکارتر میکرد. ولی اینکه آمریکا حملات محدودی کند و ایران در پاسخ حملات محدودی به کشورهای منطقه داشته باشد که خیلی هم برای آمریکا و اسرائیل مهم نیست و با هزینه آنها بیشتر جنگ را ادامه میدهند شرایط به نحوی پیش میبرد که تا وقتی ترامپ روی کار است شرایط فعلی ادامه پیدا میکند. اما همانطور که بعید است این تلاشها ایران را با چالش بقا مواجه کند به نظر میرسد بین جانشینان ترامپ مثل ونس یا روبیو نیز در درازمدت مردم آمریکا به سمت ونس گرایش بیشتری داشته باشند. اما به نظر میرسد که تا پایان دوره ترامپ این تقابلها ادامه پیدا خواهد کرد. با همه اینها اینکه فشارهای اقتصادی بتواند جمهوری اسلامی را بشکند بعید است. از طرفی بعید میدانم لابی اسرائیل اجازه دهد توافقی بین ایران و آمریکا شکل بگیرد. ترامپ هم نمیخواهد بازنده این ماجرا باشد و توافقی امضا شود که از برجام ضعیفتر باشد.
** تصور میکنید چرا با توجه به اینکه خود ترامپ و آمریکاییها تفاهم اسلامآباد را امضا کردند و تمایل داشتند با ایران به یک فصل مشترکی دست پیدا بکنند؛ باز هم خود تفاهم را بهم زدند؟
من معتقدم آمریکا به دو جهت به دنبال یک تنفس بود. هم بابت بنزین و بالا رفتن قیمت نفت و هم به جهت لجستیکی و نظامی، کاهش ذخایر موشکی و دفاعی پدافندی آمریکا در مقابل موشکهای جمهوری اسلامی. از این طرف هرگونه توافق بدون اینکه آمریکا به به هدفش برسد برای ایران یک پیروزی بود؛ لذا با این توجیه جلو رفتند و از این فرصت استفاده کردند. الان مساله جایگزین برای تنگه هرمز با سرمایهگذاری روی آن سالها طول میکشد و از ظاهر امر اینطور بر میآید که تنگه هرمز از جانب کشورهای عربی دور زده شود و آمریکا و اروپا و سایر کشورها هم روی سرمایهگذاریهای در زمینه نفت و گاز در نقاط دیگر بروند که این هم کارت تنگه هرمز را کم اثرتر میکند.