این در حالی است که شرایط نهجنگ نهصلح باعث شده تا دولت نتواند آنطور که باید بر اساس اهداف و برنامههای از پیش تعیین شده خود پیش برود. در همین راستا «آرمان ملی» با حسین راغفر اقتصاددان و استاد دانشگاه به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*از نگاه شما تابآوری اقتصادی در جامعه از سوی حاکمیت و دولت چگونه باید ایجاد شود؟
مسأله این است که اقدامات حاکمیت و دولت باید این درک را در جامعه به وجود بیاورد که مسئولان به فکر منافع مردم هستند. متاسفانه این مساله الان حلقه گم شده در اذهان عمومی نسبت به عملکرد حاکمیت به ویژه دولت است. به همین دلیل است که میبینیم بحران بنزین درست میشود و از ابتدا سخن از این است که نتوانستند یک قطره نفت بفروشند و بعد واردات بنزین صورت نگرفته و بعد توزیع بسیار نامناسب را انجام میدهند، به نحوی که تعدادی از پمپهای بنزین تعطیل میشود و ازدحام درست میشود فقط برای اینکه مردم را متقاعد کنند که قیمت باید بالا برود. مردم این چیزها را متوجه میشوند و آن را به عنوان نشانه صداقت کارگزاران نمیبینند. نکته دیگر این است که تمام تلاش دولت و اقداماتی که انجام میدهد در این جهت است که گویی جنگ وجود ندارد. اگر دولت روی این مسئله تاکید کند و نشان دهد که جنگ وجود دارد و هزینه دارد و نیازمند مدیریت کاملا متفاوت از دوران صلح و آرامش است، در آن صورت مردم محدودیتها را میپذیرند. در حالی که الان تمام تلاش بر این است که نشان دهند جنگ فقط در حوزهها و شاید مناطق خاصی است و گویی هیچ اتفاقی در جای دیگری نیفتاده است. به نظرم این رویکرد غلطی است و بایستی مسئله جنگ همگانی شود. در موضوع سهمیهبندی بنزین یکی از اقدامات غلطی که طی سالهای گذشته صورت گرفت همین بود که کارت بنزین آزاد گذاشتند و خود همین مسئله مصرف را افزایش و فشار جنگ را روی مصرف کنندهها کاهش داد. در حالی که اصلا همین کارت سوخت خارج از سهمیه مصرف را افزایش داده است. به نحوی که در کرمان وقتی که فقط همین کارت را برداشتند و مردم از سهمیه خود استفاده کردند ۱۲ درصد مصرف سوخت کم شد.
* از نگاه شما دولت باید چه اقداماتی برای حل مشکلات اقتصادی در کشور انجام دهد؟
من معتقدم دولت باید برای مردم و به خصوص طبقات محروم و آنهایی که آسیبهای جدی در اثر سیاستهای اقتصادی خوردهاند باید سهمیه بندی کالایی به وجود بیاورد. به ویژه در مناطق محروم کشور و از جمله در مورد خدماتی مثل آموزش و پرورش و بهداشت. در دوران جنگ ۸ ساله دولت همه این خدمات را دولت ارائه میکرد و این اقدامات خود حس همبستگی اجتماعی را تقویت میکردند و مردم میفهمیدند که محدودیتهای جدی در جنگ به وجود آمده و بعد مردم این مساله را تحمل میکردند. چون میدیدند که این کالا را به همه یکسان توضیع میکنند. اینطور نبود که یک گروهی امتیاز خاصی داشته باشد. ولی الان اینطور نیست و آنهایی که دستشان میرسد میتوانند هر جوری که میخواهد خرج کنند و همزمان تعداد زیادی از مردم نیازهای اساسی مثل دارو را نمیتوانند دریافت کنند و شاهد رشد اشرافیگری در شهرهای بزرگ هستند. خودروهای لوکسی که وارد میشود و به اشرافیت دامن میزند، خلاف همبستگی اجتماعی و خلاف انتظار مردم است؛ بنابراین یکی از اقداماتی که دولت حتماً باید انجام دهد اقداماتی است که این حس را در مردم به وجود بیاورد که ما با محدودیتهای جدی روبهرو هستیم. اینها مشکلاتی است که به وجود آمده و منظور از اصلاح، اقداماتی است که مردم یکسان حس کنند که در این مقاومت شریکاند و بخشی از هزینهها را میپذیرند و به دوش میکشند.
* اقداماتی مثل افزایش مبلغ کالابرگ یا یارانه نقدی میتواند جامعه را برای تابآوری بیشتر اقناع کند؟
دولت هر اقدام اساسیتری که میتواند انجام دهد باید همین الان انجام دهد، چون وقتی که این شرایط اضطراری میگذرد انتظارات متفاوت میشود. ضمن اینکه اصلا این شیوه پرداخت یارانههای نقدی بجز برای کسانی که از کار افتادنهاند و قادر به کار کردن نیستند، شیوهای اصولی نیست؛ بنابراین دولت نباید این کار را انجام دهد. کما اینکه وقتی این اقدام را انجام میدهد به خاطر تورم بزرگی که ایجاد میکند قدرت خرید مردم را مستهلک میکند. در سال ۸۹ که یارانهها وضع شد، یارانهها آن زمان ۴۵ هزار تومان برای هر نفر بود که هر نفر ۴۵ دلار میشد ولی تورمی که در اثر همین افزایش قیمت ارز طی این مدت اتفاق افتاده یارانه ۳۵۰ هزار تومانی که به مردم پرداخت میشود عملاً یک دلار و ۶۰ سنت ارزش دارد که با روال سابق قابل مقایسه نیست. این به خاطر همین سیاستهای نادرست پرداختهای نقدی است که صورت گرفته است. یا اینکه این یک میلیون تومانی که به عنوان کالابرگ میدهند، کمتر از ۵ دلار است. این بهخاطر سیاستهای دیگری است که دولت به اشتباه انجام داده، آن وقت هزینه بزرگی را هم متحمل میشود و اصلا آن اثربخشی را که انتظار دارد نمیتواند به جامعه منتقل کند.