ایران بلافاصله واکنش نشان داد. هم کاردار موقت اوکراین را به وزارت خارجه احضار کرد تا مراتب اعتراض رسمی کشورمان را به اوکراین منتقل کند و هم سیدعباس عراقچی در گفتوگو با کایا کالاس حق واکنش را برای ایران محفوظ دانست. با این حال سوال مهمی در این میان مطرح است؛ حمله اوکراین به کشتی در دریای خزر، با وجود فاصله زیادی که با میدان نبرد با روسیه دارد، با چه هدفی صورت گرفته است؟
هدف اوکراین
نبرد اوکراین که از ۴ سال پیش آغاز شده، دورههای اوج و فرود بسیار به خود دیده است. زمانی ارتش روسیه توانست تا نزدیکی کییف پیشروی کند و در دورهای اوکراینیها توانستند ارتش روسیه را از مناطقی عقب برانند. در سوی دیگر حمایتهای اروپاییها تقریبا پیوسته ادامه داشته، اما حمایت آمریکا در دوره بایدن با دوره ترامپ متفاوت بوده است. روشن است که دو ارتش روسیه و اوکراین قابل مقایسه با هم نیستند، اما آنچه که توانسته توازن نسبی در میدان نبرد پدید آورد، علاوه بر حمایت همهجانبه اروپا و آمریکا از اوکراین، به کار گیری روشهای نبرد نامتقارن بوده است. در فضای مجازی تصاویر و فیلمهایی منتشر میشود که به نوعی نشان دهنده برتری اوکراین در میدان نبرد را القا میکند، اما این تصاویر بیشتر از آنکه نشان دهنده برتری اوکراین باشد، نشان میدهد که در روایت سازی، اوکراین توانسته میدان روایت را از آن خود کند وگرنه در سطح راهبردی دو ارتش هنوز هم قابل مقایسه با هم نیستند و روسیه از نظر کنترل سرزمین، توان تولید تجهیزات، ظرفیت بسیج نیرو و فرسایش طرف مقابل همچنان مزیتها و برتریهای قاطعی دارد. باید دانست که جمعیت و ذخیره نیروی انسانی روسیه بیشتر است، ظرفیت صنعتی و تولید مهمات آن بالاتر است، اقتصاد آن، با وجود تحریمها، همچنان توان تأمین جنگی طولانیمدت را حفظ کرده است و علاوه بر اینها روسیه بخشهایی از خاک اوکراین را در کنترل دارد و در برخی محورهای نبرد طی ماههای اخیر پیشرویهای تدریجی داشته است؛ بنابراین با نظر به کلیپها و تصاویر منتشر شده در فضای مجازی نمیتوان گفت اوکراین برتری قاطع دارد. برتری روسیه در میدان نبرد موجب شد که اوکراین به استفاده از پهپادهای کوچک رو بیاورد تا عملیات را به عمق خاک روسیه بکشاند و در این راه توانست ضرباتی را به روسیه وارد کند. با این وجود کفه ترازوی این نبرد هنوز به سمت روسیه بسیار سنگینتر است. سنگینتر بودن کفه ترازوی نبرد موجب میشود که اوکراین از هر راهی برای تضعیف ارتش روسیه استفاده کند. آیا حمله به کشتی ایرانی را باید در همین راستا دید؟ آیا اوکراین از توانایی نظامی ایران بیخبر است و نمیداند که ایران میتواند از خاک خود اوکراین را مورد حمله قرار دهد؟ آیا این حرکت اوکراین تلاشی برای گسترش دامنه نبرد به جبههها و میدانهای دیگر بوده است؟ بعد از اولین حمله اوکراین به کشتی ایرانی، زلنسکی اعلام کرد که این کشور به دو کشتی دیگر هم حمله کرده است. به گفته او این دو کشتی در حال انتقال سلاح و قطعات به روسیه بودهاند.
اهمیت مسیر کشتی
هادی حقشناس استاندار گیلان، در توضیح این ماجرا اظهار کرد که کشتی مورد نظر، یک کشتی تجاری بوده که از بندر آستراخان روسیه به سمت بندر انزلی حرکت میکرده و بار آن آهن بوده است. به عبارت روشنتر این کشتی هیچ محموله نظامی را حمل نمیکرده است. در مقابل، اوکراین اعلام کرده که هدف، کشتیای بوده که در انتقال محمولههای نظامی مرتبط با ایران برای روسیه نقش داشته است. زلنسکی و چند مقامهای امنیتی این کشور گفتهاند کشتی حامل قطعات پهپاد و موشک یا دیگر تجهیزات نظامی بوده که برای پشتیبانی از ماشین جنگی روسیه حمل میشده است. سفیر اوکراین در اسرائیل نیز گفته است که محموله شامل اجزای پهپادها و موشکها بوده، نه کالای غیرنظامی، اما دلایلی برای رد ادعای اوکراینیها وجود دارد. مقامات کشورمان تاکید کردهاند که کشتی از بندر آستراخان روسیه حرکت کرده بود و در مسیر بندر انزلی قرار داشته است؛ یعنی در حال حرکت به سمت ایران بوده است، نه در مسیر رفت به روسیه. سیدعباس عراقچی در گفتوگو با همتای روس خود به این موضوع اشاره کرده و مقامهای استان آستراخان نیز مبدأ حرکت کشتی را تأیید کردهاند. با روشن شدن این اطلاعات مهم از سوی مقامهای استان آستاراخان، مقامهای اوکراینی مدعی شدند که این کشتی بخشی از شبکه انتقال تجهیزات نظامی میان ایران و روسیه بوده است. اما حتی در روایت اوکراین نیز، حمله به کشتیای توصیف شده که در مسیر بازگشت از روسیه قرار داشته و به گفته کییف، محمولهای مرتبط با برنامه نظامی روسیه را حمل میکرده است. روشن است که حمل قطعات نظامی مرتبط با برنامه نظامی روسیه نمیتواند در مسیر آستاراخان به انزلی باشد و از کنار هم گذاشتن اطلاعات منتشر شده، تردیدی نمیماند که کشتی به سوی ایران در حرکت بوده و باری غیر نظامی داشته است. روایت ایران از حمله به یک کشتی تجاری حامل آهن، به معنای نقض جدی حقوق بینالملل و اقدامی علیه کشتیرانی غیرنظامی تلقی میشود و باید در انتظار واکنش ایران به چنین رفتاری بود. مواضع کشورهای اروپایی و نهادهای اتحادیه اروپا نشان میدهد که تاکنون هیچ بیانیه رسمی از سوی اتحادیه اروپا، بریتانیا، فرانسه، آلمان یا دیگر دولتهای اروپایی منتشر نشده که به طور مشخص از حمله اوکراین به کشتی ایرانی حمایت کرده باشد یا آن را محکوم کرده باشند. سکوت اروپاییها احتمالا نشانه دیگری است مبنی بر تایید روایت ایران که کشتی غیرنظامی بوده است.
احتمال اثرگذاری دیگران
با اینکه ایران توانایی گستردهای در پاسخ به این عمل اوکراین در اختیار دارد، اما احتمالا در حال حاضر بر فعالیتهای دیپلماتیک متمرکز میماند و اگر این اتفاق دوباره تکرار شود، پاسخ ایران قطعا خارج از تصور اوکراین خواهد بود. ایران از نظر نظامی توان گوشمالی دادن اوکراین را دارد و حتی اگر منظور اوکراین از این حمله قطع زنجیره تامین قطعات برای ارتش روسیه هم باشد، نتیجهای از آن حاصل نخواهد شد. در عین حال نمیتوان احتمال اثرگذاری صهیونیستها را در نظر نگرفت. بعید نیست اوکراینیها تحت تاثیر القائات رژیم صهیونیستی دست به چنین کاری زده باشند تا بخشی از تمرکز ایران را به سوی دیگر بکشانند.