هرچند که در این میان نباید از تاثیرات میانجیگری پاکستان، عمان و قطر نیز گذشت. در همین راستا «آرمان ملی» با کوروش احمدی تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*در شرایط حاضر با توجه به تبادل آتش و همچنین تلاشها برای از سرگیری دیپلماسی و مذاکره تصور میکنید شرایط به سمت تنش بیشتر خواهد رفت یا بازگشت به میز مذاکره و تفاهم؟
در حال حاضر باید دید که آیا مقامات ایران و آمریکا حاضرند به میز مذاکره برگردند یا خیر ولی به هر حال شرایط عینی اینگونه است که در عرصه نظامی با یک بنبست مواجه هستیم که معنای آن این است که نه ایران میتواند نیروهای آمریکایی را نابود کند و کشتیهای آمریکایی را غرق کند و نه آمریکا میتواند از راههای نظامی ایران را وادار کند به سیاستی که مدنظر آمریکا است تن دهد. عین همین اتفاق در جنگ ۴۰ روزه نیز آزمایش شد و این البته در جای خود برای یک ابر قدرت نظامی یک شکست است. از طرفی اگر جنگ را ادامه سیاست با ابزار دیگری بدانیم، دیپلماسی نهایتاً باید تعیین کننده باشد و کشورها از جنگ به عنوان ابزاری استفاده کنند برای اینکه مقاصد دیپلماتیک خود را پیش ببرند؛ لذا در حال حاضر ایران و آمریکا نیز اهدافی دارند و در این فرمول که گفتم دیپلماسی جزء لاینفک جنگ است. یعنی جنگ به قصد نابودی تمام و کمال طرف مقابل مطرح و عملی نیست. در نتیجه قاعدتاً طرفین باید به دیپلماسی تن بدهند و سعی کنند از راههای دیپلماتیک مشکل را حل کنند. ولی مسئله این است که الان برای هر یک از طرفین یک موضوع حیثیتی شده است. برای آمریکا باز کردن تنگه هرمز و برای ایران اعمال حاکمیت بر تمام تنگه هرمز حیثیتی شده است. حال باید دید در این بین میشود فرمولی پیدا کرد که هر دو طرف بتوانند به آن تن بدهند به نحوی که حیثیتشان خدشهدار نشود؟ البته این خیلی مشکل است و شاید الان مساله این است که طرفین از راههای نظامی سعی در تضعیف طرف مقابل داشته باشند تا جایی که بتوانند اهرمی بهدست آورند و اقدام نظامی و دست بالا پیدا کردن در عرصه نظامی تبدیل به اهرمی شود تا از طریق آن اهرم بتوانند نظر خود را در حوزه سیاسی و دیپلماتیک پیش ببرند. حال اینکه این عملی است یا نه و آیا فاکتورهای اقتصادی کار میکند یا نه باید صبر کرد و دید. اکنون طرفین کم و بیش با مشکلات اقتصادی مواجه هستند. آمریکاییها با مشکل کمبود نفت در بازار و مشکل بهره اوراق ۱۰ ساله خزانه و قیمت بنزین و... مواجه هستند. اگر بتوانند کار را پیش ببرند و مشکل حادی برایشان ایجاد نشود و منافع ژئوپولیتیک و استراتژیک آنها ایجاب کند ممکن است این جنگ را ادامه دهند؛ لذا ممکن است طرفین جنگ را تا هفتهها ادامه دهند تا اینکه بالاخره یک راه حلی در شرایطی متفاوت شکل بگیرد. پیشنهادهای ترکیه، قطر و پاکستان و عمان هم مطرح است. آخرین تحول مهم همین توقف حملات آمریکا طی دو شب همزمان با سفر هیات عمانی به تهران در جمعه و شنبه است. اگر چه گفته شده که مذاکرات مفید بوده، اما هنوز خبری از محتوای مذاکرات ارائه نشده است.
*اخیرا آقای عراقچی مطرح کردند مشکل ما میانجیها نیستند، بلکه زیادهخواهی طرف مقابل است؛ آیا رویکرد حداکثری خواهانه آمریکا با استقبال همزمان از مذاکره و توافق تناقض ندارد؟
طبیعی است که هر کشوری دنبال این است که در هرمسالهای پوئنهای مثبتی برای خود بگیرد و هیچ گاه کشورها در جهت دادن پوئنهای مثبت به کشور مقابل حرکت نمیکنند. ما یک یادداشت تفاهم داریم و بر اساس آن یادداشت تفاهم قرار بوده طرفین بنشینند، مذاکره کنند و به یه جایی برسند. الان بهترین راه همین است که طرفین به یادداشت تفاهم برگردند و روی بندبند این یادداشت تفاهم متمرکز شوند و جلو بروند. راه دیگری وجود ندارد و در نهایت نیز همین خواهد شد البته با خسارتهای عظیمی که به طرفین به خصوص به ایران و این چند کشور عربی و پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی وارد میشود نهایتاً باید به همین تفاهمی که حاصل شده برگردند و این تفاهمی هم که حاصل شده ۹۰ درصد یا حتی بیشتر به سود ایران است و علاقه ایران باید این باشد که این تفاهم محفوظ بماند و اجرا شود.
* اختلافات اخیر در هیأت حاکمه آمریکا در قبال ایران را بیشتر اختلافات سلیقه اختلاف در نوع تفکر افراد میدانید یا اختلافات سیاسی داخلی در آستانه انتخابات کنگره؟
این اختلاف وجود دارد و در همه دولتها اختلاف هست. در داخل نظام سیاسی ایران مگر اختلاف نظر نداریم؟ مقامات مختلف نظرهای مختلف دارند. در داخل آمریکا هم مقامات مختلف نظرهای متفاوت دارند ولی با شنیدن همه دیدگاههای مختلف و متفاوت نهایتاً ترامپ تصمیم میگیرد. در داخل ایران نیز نهایتاً رهبری و شورای عالی امنیت ملی تصمیم میگیرد. این اختلافات طبیعی است و در همه کشورها و نظامهای سیاسی هست. بالاخره یه رئیس کشوری که میخواهد تصمیم بگیرد مجبور است تا حدودی رعایت همه جوانب را بکند. او ممکن است نظرات خاص خود را داشته باشد. ولی مجبور است که نظرات دیگران را هم تا حدودی در نظر بگیرد و در بحثهایی که میشود نهایتا به حد وسطی برسد یا نظر خود را اعمال کند. ولی به هر حال نهایتا یک نفر در همه کشورها تصمیم میگیرد.