باید دید موضع حاکمیت در قبال تندروها چگونه است. در همین راستا «آرمان ملی» با جلال رشیدیکوچی نماینده سابق مجلس به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*با وجود یکدستی حاکمیت در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا برخی جریانات همچنان در تخریب تفاهم و هیأت مذاکرهکننده قدم برمیدارند؛ ارزیابی شما از نوع مواجهه این جریان در قبال تصمیمات حاکمیتی چیست؟
اعتقاد و باور من بر این است که این جریان که من آنها را فرقهای پایداری میدانم نه جبهه پایداری به دلیل اینکه به شدت احساس خطر کرده و به این نتیجه رسیدهاند که در آینده سیاسی ایران به حاشیه رانده میشوند از زمانی که اعلام آتشبس شد دیدهایم که شروع به مطرح کردن برخی مسائل و تحریک فضایی کردهاند که با اینها همسو بودهاند. سعی کردند که با کمک گرفتن از اینکه ما در جهت منافع جبهه مقاومت حرف میزنیم تصمیم حاکمیت را تحتالشعاع قرار دهند و در زمانهای مختلف نیز اتفاق افتاده است. یکی از بارزترین آنها زمانی بود که بحث اعزام حجاج به عربستان مطرح شد که دیدیم همین تفکر به واسطه رسانههایی که در اختیار دارد و جای تاسف است که صداوسیما هم اگر نگوییم که در اختیار آنهاست، به شکل روشنی از این دیدگاه حمایت میکند، این شبهه را ایجاد کردند که تصمیم برای اعزام حجاج غلط است و قرار است عربستان این حجاج را گروگان گرفته و آنها را اذیت کند و اگر قرار است حملات گستردهای به منافع آمریکا انجام دهیم حضور حجاج ما در عربستان میتواند مشکلساز باشد. این یکی از مثالهایی است که میشود به آن استناد کرد. از طرفی بعد از اینکه اینها به این نتیجه رسیدند آن فردی که منتسب به این جریان است نمیتواند دخل و تصرفی در جلسات شعام یا تصمیمات دیگر داشته باشد، اینها با این مضمون که رهبر انقلاب در جریان امور نیست و عدهای مثل آقای قالیباف، پزشکیان و عراقچی تصمیمی برخلاف تصمیم و نظر رهبری میگیرند بلوا، اختلاف و شکافی را در کشور ایجاد کردند و این اختلاف و شکاف به قدری سریع شکل گرفت که باعث شد افرادی که در میدان دیپلماسی و نبرد خیلی خوب با هم کار میکردند مجبور شوند در رسانهها مواضع خود را علیه این جریان اعلام کنند. ما دیدیم که سردار قاآنی، فرمانده سپاه قدس، سردار موسوی، فرمانده هوافضای سپاه و حتی دبیرکل حزبا... لبنان هم با این تفاهمنامه که انشاءا... منجر به توافق پایدار و مطمئن خواهد شد همراهی نشان دادند که این تصمیم، تصمیمی حاکمیتی است و تصمیم شخص نیست و بر حفظ وحدت در جامعه تاکید کردند، اما به رغم تمام این مسائل به اعتقاد بنده تندروها به امنیت ملی لطمه وارد میکنند.
* از نگاه شما برای مصون ماندن کشور از هزینهسازیهای این جریان باید چه نوع برخوردی با آنها صورت گیرد؟
این جریان هزینههای زیادی به کشور، مردم و نظام تحمیل کرده و من نگاهم این است که عزم جدی برای برخورد با این جریان در تارک سیاسی کشور وجود دارد. من به شخصه انتظار دارم نهادهای امنیتی و به ویژه قوه قضائیه همان برخوردی را که با کسانی که خلاف امنیت ملی صحبت کردند و قدم برداشتند و میبینیم بعضیها در زندان هستند، همان برخورد را با اینها هم صورت دهد. نباید این تصور در ذهن مردم ایجاد شود که در برخورد با کسانی که امنیت ملی را به بازی میگیرند دوگانگی وجود دارد. این تقاضای من و خیلیهای دیگر است و امیدوارم این اتفاق بیفتد. وقتی چند نماینده بلند شده و فراخوان میدهند یا آن شخص معلومالحال که دستش از همه جا کوتاه شده، دعوت به شورش خیابانی میکند، میبینیم که عدهای تحت تاثیر لیدرها و بزرگان این جریان قرار گرفته و حتی به فرزند شهید تنگسیری هم توه ین کردهاند. کسی که صهیونیستها پدرش را به شهادت رساندهاند و اکنون از حاکمیت دفاع میکند، توهین میکنند؛ لذا انتظار این است که با اینها برخورد شود. به عنوان مثال همانطور که با آقای صادق زیباکلام برخورد شد، توقع و انتظار معقول این است که با این افراد هم همانطور برخورد شود.
* رهبری شهید در بیانات خود مولفههایی در باب انقلابیگری فرموده بودند اساسا برخی که سروصدای بلندی هم دارند و در خیابانها علیه مذاکرات و تفاهم حرف میزنند، بهرهای از انقلابیگری بردهاند؟
ما بارها در فرمایشات رهبر شهیدمان هم داشتیم که انقلابیگری سروصدا کردن، بهم ریختن، اردو کشی، تحصن و لشکرکشی نیست. در انقلابیگری عقلانیت حرف اول را میزند. به نظر من تمام اقداماتی که تا این لحظه در میدان نبرد و در میدان دیپلماسی توسط عزیزان ما انجام شده اوج انقلابی بودن و انقلابیگری است. اگر قرار است انقلابیگری را تعریف کنیم باید اینگونه تعریف کنیم. من سالهای قبل بارها گفتم این جماعت با مستمسک قرار دادن برخی ارزشها متاسفانه تا امروز کار خود را پیش بردهاند ولی خوشحال هستم که امروز این نتیجه حاصل شده که وجود این افراد آسیبزننده است. شاید قبل از این فکر میکردند اینها از روی دلسوزی این اقدامات را انجام میدهند، اما الان مشخص شده که از روی دلسوزی نبوده و بقا و حیات این جریان در دو قطبیسازیهایی بوده که سالها است شکل گرفته و زنده بودنشان به همین بستگی دارد. خیلی شفاف بگویم که اکثریت مردم هم فهمیدهاند که دعوای اینها حزبی، باندی، گروهی و سیاسی است نه دعوای دلسوزانه برای مردم و کشور و لذا میبینیم از زمانی که اینها فراخوان دادهاند، اجتماعات شبانه به شدت کاهش یافته و مردم حساب خود را از اینها جدا کردهاند. همانطور که مردم حساب خود را از دشمنان خارجی و نفوذیهایی که جوانان مردم را در هجدهم و نوزدهم دیماه به خاک و خون کشیدند جدا کردند. مردم آگاه هستند