به باور کارشناسان؛ این واکنش بازار بیش از آنکه فقط به یک خبر سیاسی مربوط باشد، بازتاب تغییر ناگهانی در انتظارات جمعی فعالان اقتصادی تلقی میشود که پیرو آن عملاً متغیرهای سیاسی را خیلی جدی وارد بازارها کرد و در نتیجه جابهجایی سریع سرمایهها میان بازار ارز، طلا و سهام بود. به گونهای که به باور فعالان اقتصادی، بازار سرمایه تاکنون چنین تغییری را در سالهای اخیر تجربه نکرده است.
بازار ارز؛ فروکش ریسک
به گزارش «آرمان ملی»، دلار و طلا مهمترین پناهگاه به خصوص در روزهای جنگ اخیر تلقی میشود و این رویکرد به خصوص از ۹ اسفند ۱۴۰۴ که تنشها شدت گرفت، تشدید شد که نشانه ترس مردم و فعالان در این زمینه برای حفظ سرمایههای خود از تحولات و تغییرات در حوزههای مختلف کشور محسوب میشود. در حقیقت در آن دوران هر خبر منفی بهانهای برای جهش تازه قیمتها میشد و مرز روانی ۲۰ میلیون تومان برای هر گرم طلای ۱۸ عیار شکسته شد، با این حال بسیاری از خریداران در همان اوجهای قیمتی وارد بازار میشدند و با این تصور که تنشها ادامهدار خواهد بود و ارزش پول ملی کاهش بیشتری خواهد یافت، باز هم اقدام به خرید، به خصوص طلا و همچنین دلار میکنند. این رفتار هیجانی، اما این روزها روندی معکوس یافته است و شاهد این هستیم که بازار طلا و ارز به سمت بازار سرمایه گرایش پیدا کردهاند و با همان نیروی روانی مسیر خود را تغییر دادهاند و به این ترتیب بورس باز هم یکپارچه سبز شده است.
بلاتکلیفی معاملهگران ارز
بر اساس این گزارش؛ نخستین و سریعترین واکنش پس از اعلام خبر امضای تفاهمنامه مجازی، از بازار ارز آغاز شد و دلار که تا کانال ۱۷۰ هزار تومان معامله میشد، تقریباً بلافاصله وارد کانال ۱۶۰ هزار تومان شد و تا لحظه تنظم این گزارش به راحتی تا محدوده کانال صد و پنجاه هزار تومان را نیز لمس کرد که به گفته کارشناسان؛ این افت نرخ بازاردر کمتر از چند روز، نشان دهنده شوک انتظاری قابل توجهی است. تحلیلگران بازار ارز، اما معتقدند که رفتار میدانی معاملهگران در این بین همچنان نشان از بلاتکلیفی در لحظات آخر مذاکرات بوده است، چراکه بخش بزرگی از دارندگان ارز از عرضه خودداری میکردند و به اصطلاح در موقعیت انتظار برای نرخهای بالاتر بودند که سرانجام پیش از امضای رسمی تفاهمنامه، دارایی خود را نقد کنند. این تغییر رفتار، اگرچه در ظاهر به دلیل کاهش ریسک سیاسی است، اما در عمق خود ناشی از ترس از جا ماندن از موج نزولی است، اما اکثر فعالان در بازارهای مختلف در حال حاضر باز هم با این سئوال مواجه هستند که آیا اُفت فعلی پایدار خواهد بود یا صرفاً یک واکنش هیجانی است؟ کارشناسان بر این باور هستند که قطعاً این تحولات در دو بازه زمانی کوتاهمدت و بلندمدت قابل بررسی است. در کوتاهمدت، بازار ارز به شدت تحت تأثیر انتظارات سیاسی است و طبیعی است که با هر سیگنال تکمیلی از روند رفع تحریمها، آزادسازی منابع ارزی یا کاهش محدودیتهای تجاری، فشار فروش تشدید شود. اما به احتمال بسیار زیاد با ریختن قیمت دلار از کانال ۱۶۳ هزار تومان از نظر تکنیکال فضای حرکت تا سطوح پایینتر باز میشود. در عین حال به اعتقاد این افراد، در میانمدت، متغیرهای بنیادین همچنان پابرجا خواهد بود و چالشهای قبلی مانند؛ حجم نقدینگی بالا، ساختار بودجهای دولت و نرخ تورم پایدار خواهد بود و به این راحتی تغییر نخواد کرد، چراکه عوامل ایجاد به طور کامل حذف نشدهاند، از این رو، حتی اگر دلار در واکنش به امضای رسمی تفاهمنامه تا جمعه کاهش بیشتری را تجربه کند، تثبیت در سطوح بسیار پایینتر نیازمند نشانههای عملی از ورود منابع ارزی و بهبود واقعی تراز پرداختهاست، در غیر این صورت، بخشی از افت فعلی میتواند ماهیت اصلاحی و هیجانی داشته باشد.
پیشبینی بازار طلا
کاهش قیمت طلا هم پس از تحولات اخیر پس از خبرهای تفامنامه به گونهای بوده است که با ریزش نسبتاً تندی همراه بوده است، هرچند طلا در بازار داخلی تابعی از دو متغیر نرخ دلار آزاد و بهای اونس جهانی است و به نظر میرسد که کاهش قیمت طلا در روزهای اخیر ناشی از تحولات ارز شکل گرفته باشد که نتیجه آن، عقبنشینی سریع قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار به نیمه کانال ۱۶ میلیون تومان تقریباً فوری پس از امضای مجازی تفاهمنامه بوده است و به این ترتیب بازاری که کمتر از یک ماه قبل بالای ۲۰ میلیون تومان معامله میشد، اکنون در محدودهای تقریباً ۱۵ میلیون تومان قرار گرفته که بسیاری از خریداران اردیبهشتماه را در زیان قابل توجه قرار داده است، رویکردی که به دنبال مفهوم حباب انتظاری، اهمیت پیدا میکند، چون بخشی از رشد ماههای گذشته ناشی از ارزش ذاتی طلا نبود، بلکه بازتاب بیم از تشدید جنگ و گسترش تحریمها بود. با فروکش این بیم، همان بخش حبابی در حال تخلیه است.
۱۵ میلیون، پایان کار است؟
بسیاری همچنان به دنبال پاسخ این سوال میگردند که آیا ورود هر گرم طلای هجده عیار به کانال ۱۵ میلیون تومان پایان کار است؟ تحلیلگران در پاسخ میگویند؛ اگر دلار تا زمان امضای رسمی تفاهمنامه وارد کانالهای پایینتر شود، طلا نیز میتواند محدوده حتی زیر ۱۵ میلیون تومان را لمس کند، چون از نظر فنی، این سطح بهعنوان یک حمایت میانمدت شناخته میشود و احتمالاً محل تقابل جدی عرضه و تقاضا خواهد بود. در حقیقت در صورت انتشار اخبار عملی درباره آزادسازی منابع بلوکهشده، فشار نزولی تشدید میشود، اما اگر بازار احساس کند جزئیات توافق کمتر از انتظار است یا اجرای آن زمانبر خواهد بود، طلا میتواند در محدوده ۱۶ میلیون تومان نوسان کند و وارد فاز استراحت شود. هرچند به گفته فعالان بازار بخش قابل توجهی از فروش فعلی نه از سوی معاملهگران حرفهای، بلکه از سوی خریداران خردی صورت میگیرد که در قیمتهای بالا وارد شده بودند و اکنون برای جلوگیری از زیان بیشتر، اقدام به خروج میکنند. این رفتار، شدت نوسان را افزایش میدهد.
نوبت رونق بورس.
اما در بررسی بازارها در روزهای اخیر، در نقطه مقابل طلا و ارز، بازار سهام واکنشی صعودی و کمسابقه نشان داد. شاخص کل با جهش ۱۶۱ هزار و ۵۹۹ واحدی به سطح ۴ میلیون و ۹۸۰ هزار واحد رسید و در آستانه کانال ۵ میلیون واحدی قرار گرفت و شاخص هم وزن نیز با رشد ۳۷ هزار و ۱۸۴ واحدی به یک میلیون و ۳۶۶ هزار واحد رسید. ارزش بازار به ۱۴.۷ هزار همت افزایش یافت و ارزش معاملات به ۳۱ همت رسید. ۷۱۴ نماد مثبت و تنها ۷ نماد منفی بودند که در نهایت تصویری از یک بازار کاملاً سبز را به نمایش گذاشت. در ادامه خروج ۵۶۷ میلیارد تومان پول حقیقی از صندوقهای طلا و ۲۸۸۰ میلیارد تومان از صندوقهای درآمد ثابت، در کنار ورود ۱۱۳۵ میلیارد تومان به صندوقهای سهامی، نشان میدهد جریان نقدینگی در حال تغییر جهت است. این همان چرخش کلاسیک سرمایه در زمان کاهش ریسک سیستماتیک است؛ پول از پناهگاههای امن به سمت داراییهای ریسکپذیر حرکت میکند. تحلیلگران بازار سرمایه معتقدند؛ رشد فعلی بورس صرفاً هیجانی نیست، بلکه کاهش ریسک جنگ، بهبود چشمانداز صادرات، احتمال کاهش هزینههای مبادلاتی و بهبود دسترسی به منابع ارزی، همگی بر سودآوری شرکتها اثرگذارند. از این رو، در سناریوی تداوم فضای توافق، ارزش دلاری بازار که حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود، میتواند در گام نخست به محدوده ۱۳۵ میلیارد دلار و در ادامه به حوالی ۱۶۰ میلیارد دلار نزدیک شود، هرچند این ارقام منوط به ثبات سیاست خارجی و اجرای عملی توافق است. اما کارشناسان این بازار هشدار میدهند که بخشی از رشد اخیر ناشی از هیجان اولیه نیز هست، چون تجربه نشان داده بازار سهام پس از جهشهای تند، معمولاً وارد فاز اصلاح کوتاهمدت میشود، در نتیجه اگر تا روز جمعه جزئیات روشنی از مفاد توافق منتشر نشود، احتمال دارد بازار برای هضم رشد اخیر، نوسان یا استراحت موقت داشته باشد.
هیجان یا واقعیت
صاحبنظران در این حوزه بر این باور هستند که اتفاقات اخیر در بازارها ترکیبی از واقعیت و هیجان هستند و آنچه اکنون در حال رخ دادن هستند، از یک سو بر مبنای تغییر واقعی در ریسک سیاسی است و از سوی دیگر با بزرگنمایی انتظارات کوتاهمدت همراه شده است. کاهش احتمال درگیری نظامی یک متغیر بنیادی است و اثر آن بر نرخ تنزیل، سودآوری شرکتها و انتظارات تورمی واقعی است، اما سرعت و شدت نوسانات، نشاندهنده حضور پررنگ هیجان است. در نتیجهگیری کلی؛ تا پیش از امضای رسمی تفاهمنامه، بازارها به اخبار تکمیلی بسیار حساس خواهند بود و در ادامه با انتشار جدول اجرایی تفاهمنامه و رفع تحریمها یا آزادسازی منابع و... احتمالاً دلار فشار بیشتری را تجربه میکند و طلا ممکن است به کانال ۱۵ میلیون تومان نزدیک شود در غیراینصورت، هرگونه ابهام یا تأخیر میتواند بخشی از افتها را جبران کند. در حقیقت این پایان مسیر بازارها نیست، و در واقعیت بازار ارز و طلا در حال تخلیه بخشی از حباب ناشی از ترس هستند و بورس در حال قیمتگذاری سناریوی کاهش ریسک میباشد و پایداری این روند به میزان تحقق عملی وعدههای سیاسی وابسته است که در این بین تا امضای رسمی تفاهمنامه در روز جمعه بازارها همچنان در انتظار هستند و این نوسانات در حقیقت بخشی از تحولات را پیشخور میکنند، اما شود، تثبیت نیازمند قطعیت هستند و اگر امضا رسمی انجام شود و سیگنالهای عملی منتشر گردد، موج دوم واکنش میتواند عمیقتر باشد؛ در غیر این صورت، بخشی از حرکات اخیر بهعنوان واکنش هیجانی کوتاهمدت در تاریخ بازار ثبت خواهد شد.