رویکردی که مدتها است جسته و گریخته علیه دولت در پیش گرفتهاند و تحت هر شرایطی به هجمه و تخریب علیه دولت مشغولند. دستاویزهای زیادی نیز برای آنها وجود دارد که بخواهند هر یک را پیراهن عثمان کنند و به تخریب دولت بپردازند. یک روز ماجرای قانون حجاب، یک روز بحث اینترنت، یک روز مذاکره و روز دیگر نیز مشکلات اقتصادی و معیشتی و از قضا در همه این مسائل نیز صرفا دولت را مقصر میپندارند و سیبل و هدفشان رئیسجمهور و دولت است. جالب اینکه وقعی هم به صحبتهای رهبر انقلاب مبنی بر پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و حفظ انسجام ملی نمینهند و همان گونه که فکر میکنند عمل میکنند. از طرفی خود تندروها بر این مساله معترفند که دولت عملکرد بسیار خوبی در مدیریت جامعه در زمان جنگ داشته و مردم به لحاظ اقتصادی با کمبود و محدودیتی مواجه نبودهاند و دولت در این مقطع توانسته رضایتمندی جامعه را تامین کند. اما با این حال همچنان از هر فرصتی برای تخریب دولت غفلت نمیورزند و هر چیزی را دستاویز قرار میدهند تا جامعه را دوقطبی کنند. باز شدن اینترنت بینالملل جدیدترین دستاویز آنها است تا از این مسیر دولت را مورد اهانت، تخریب و سیاهنمایی قرار دهند. چنانکه حمید رسایی نماینده تندرو تهران در اهانت به تصمیم اخیر دولت گفته است: «از آن فرد بیخردی که اینترنت را وصل کرد در مراجع قانونی شکایت میکنیم. در شرایط جنگی و حتی پساجنگ بازگشت اینترنت یعنی خیانت به جمهوری اسلامی». پرسشی که اینجا پیش میآید اینکه شخصی مثل رسایی چگونه خود را در جایگاهی دیده که مصلحت اندیشی جمهوری اسلامی کند و خود را بالاتر از مسئولان ارشد کشور بداند و به تخریب آنها بپردازد که چرا مطالبه قاطبه مردم را محقق ساختید؟ اساسا تندروها که جز خسارت و زیان چیزی برای نظام و کشور نداشتهاند در چه جایگاهی نشستهاند که خود را دلواپس کشور نشان دهند؟ امثال تندروها که گرفتار مشکلات اقتصادی و معیشتی نیستند چگونه به بهانه امنیت میخواهند کسب و کار میلیونها نفر از مردم را که در فضای مجازی مشغولند و تازه چند هفته است که به اینترنت آزاد دست پیدا کردهاند، به بهانههای واهی از بین ببرند؟ جالب اینجا است دولتی که مطالبه مردم را شنیده و پس از ۳ ماه قطعی اینترنت بهواسطه شرایط جنگی اینترنت را آن هم نه به طور کامل و با سرعت بالا؛ بلکه با مشکلات فراوان باز کرده از نگاه اینها متهم است و باید محاکمه شود؛ اما خودشان را که مدتها در مسائل مختلف کشور را از فرصتهای مختلفی که میتوانست رو به توسعه و پیشرفت حرکت کند محروم کردند دلسوز کشور و مردم میدانند! البته این تمامیت خواهی تندروها نه فقط حوزه اینترنت بلکه در سایر حوزهها نیز دیده میشود و رئیسجمهور و دولت به خاطر تصمیمات و اقداماتشان همواره مورد تخریب و سیاهنمایی تندروها و رسانههایشان هستند.
* اقتصاد جنگ
شرایط اقتصادی مناسب نیست و جامعه نیز نسبت به این شرایط معترض است؛ اما نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که کشور در شرایط جنگی است و مدیریت زمان جنگ نیازمند اقتصاد زمان جنگ است و در آن صورت بسیاری از اقدامات بلندمدت در دستور کار یا پروژههای در دستور کار کنار رفته و صرفا مسائل کوتاهمدت و معیشت جامعه در دستور کار قرار میگیرد. چه اینکه اخیرا نیز رئیسجمهور طی دستوری به مسئولان امر خواهان افزایش قیمت کالابرگ به شش دهک نخست یارانه بگیر شدند، اما اینکه برخی بخواهند از این شرایط سوءاستفاده کنند، شرایط موجود را در نظر نگیرند و صرفا دولت را به ناکارآمدی و عدم کارآیی محکوم کنند نه سویهای از انتقاد مشفقانه در جهت بهبود دارد نه تذکری در جهت دلسوزی؛ بلکه صرفا مچگیری از سر تندروی و سیاهنمایی علیه دولت است. این در حالی است که رهبر انقلاب طی پیامهای اخیر همواره از لزوم حمایت از دولت و عدم انتقاد صحبت کردهاند، اما تندروها گوشی برای شنیدن نداشتهاند. در حالی که دولت گذشته در حالت عادی با آمارهای فاجعه بار اقتصادی شرایطی سخت را برای مردم رقم زده بود؛ اما تندروها کوچکترین انتقادی به دولت وقت نداشتند، اما امروز همان افراد با نگاه باندی و جریانی در حال تخریب هستند. چنانکه علی نادری مدیر مسئول خبرگزاری ایرنا در دولت رئیسی در تخریبی آشکار علیه دولت نوشت: «بهنظرم بهتر باشد پاسخ درخور را به اقدامات و اظهارات همین امروز ترامپ و نتانیاهو بدهید وگرنه که چماقداران وفاق هرچه رسانه و فعال بوده را ساکت کردند، میماند انتشار آمار رکوردشکنی تاریخی تورم که آنهم آمار رسمی است و کارنامه دولت خود شما. به قول معروف با کی دعوا داری برادر؟» این در حالی است که نادری اگر کارنامه اقتصادی دولت متبوع خود در شرای عادی و نه جنگی را بیاورد خواهد فهمید ماجرا از چه قرار است هرچند یوسف پزشکیان فرزند رئیسجمهور در مقام پاسخ به این فعال رسانهای برآمد و نوشت: «پاسخ درخور به ترامپ باید در میدان داده شود، که نیروهای مسلح ما پاسخ میدهند و دولت حمایت میکند. رئیسجمهور باید به مردم هم پاسخ بدهد. اگر شما تاثیر جنگ بر تورم را نادیده بگیرید و رئیسجمهور را متهم کنید راهی جز این نمیماند که عوامل و علل تورم اطلاعرسانی شود». این در حالی است سیاهنماییها باعث شده تا شخص رئیسجمهور نیز به ستوه آمده و لب به شکوه بگشاید. چنانکه اخیرا مسعود پزشکیان در شبکه اجتماعی ایکس و با لحنی تند و گلایهآمیز خطاب به صداوسیما نوشت: «همکاران ما در دولت همواره مراقب بودهاند آرامش روانی جامعه مورد تهدید قرار نگیرد و تاکید من بر حفظ وحدت و تحمل تفاوتهاست، اما وقتی صداوسیما و برخی فعالان رسانهای در شرایط جنگی لبه نقدهای غیرمنصفانه را به سمت دولت بگیرند، مجبور خواهیم بود پاسخ درخور بدهیم. این به صلاح کشور نیست». با این تفاسیر باید دید حاکمیت چه نوع مواجههای با جریان مخرب و سیاهنما خواهد داشت.
* تصور عجیب تندروها
یک فعال سیاسی اصولگرا در خصوص عبور تندروها از مواضع رهبری اظهار داشت: تندروها همیشه فکر میکنند که رهبری باید مثل آنها و مؤید آنها باشد و حرف آنها را تایید کند و در غیر این صورت که اصلا رهبر نیست؛ بنابراین هر وقت که بتوانند سخنان رهبری را به نفع خود تاویل یا تفسیر کنند حتما این کار را انجام میدهند. محمد مهاجری به «آرمان ملی» گفت: روش دیکر این است که وقتی صحبتهای رهبری دلخواهشان نیست مدتی سکوت میکنند و وقتی آبها از آسیاب افتاد دوباره شروع میکنند. سومین کار و زشتترین کار هم این است که حتی وقتی که رهبری مخالف اینا اظهارنظر میکند میگویند که رهبری موید حرف ما بوده است. وی افزود: یعنی بیان رهبری را با تحریفی که به لحاظ لفظی یا به لحاظ محتوایی انجام میدهند مصادره به مطلوب میکنند. البته این چیز جدیدی نیست و از زمان حضرت امام (ره) و رهبری شهید بوده و الان هم همین کار را میکنند. مهاجری تصریح کرد: حتی من معتقدم با وجود همه این شعارهایی که میدهند هیچ ارادت و تبعیتی از رهبری ندارند. با شناخت دقیقی که از اینها دارم میگویم که معتقدند رهبری زمانی خوب است که فقط حرف ما را بزند و وقتی چنین نباشد، کار خودشان را میکنند.