در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد». این بخشی از پیام رهبر انقلاب به مناسبت عید غدیر بود که در آن به طور مشخص به مساله لزوم وحدت و انسجام ملی و پرهیز از سیاهنمایی و ایجاد بدبینی در جامعه تاکید داشتند. مسالهای که پیش از این نیز در پیام ایشان به نمایندگان مجلس نیز شاهد و ناظر آن بودیم، اما واقعیت این است که این دست سخنان رهبری نیز مخاطب خاص خود را دارد و تبعا در چنین شرایطی فقط جریان تندرو به دنبال تخریب دولت، هیأت مذاکره کننده و موافقان مذاکره است که از تریبون تجمعات شبانه یا صداوسیما و برخی رسانههای متبوع خود روند تخریبی را پی میگیرند. اتفاقا اگر این روند را به طور دقیق پی بگیریم به یک جریان خاص و افرادی مشخص میرسیم که مرور مواضع و اظهاراتشان طی چند سال اخیر کاملا نشان از وحدتشکنی و تخریب مسئولان دارد. جریانی خود حقپندار که فقط تفکرات، منویات و رویکردهای خود را درست و صحیح میپندارد و سایرین را در مسیر اشتباه میبیند. کافی است فقط به برخی مواضع این دست افراد نگاهی بیندازیم مثلا حجتالاسلام غلامرضا قاسمیان از عناصر جریان تندرو در ادامه سلسله مواضع عجیبش گفته است: «هرکس که مذاکره میکند، مطمئناً بیباور به سنن الهی است و مذاکره حرام است». وی حتی گامی پیشتر هم میگذارد و در خصوص اجازه رهبری برای مذاکره میگوید: «برخی با خوشخیالی فکر میکنند همهچیز تحت کنترل است». یا در جای دیگری امیرحسین ثابتی نماینده تندرو تهران در اتهامی به رئیسجمهور و وزیر اسبق امور خارجه گفته است: «حسن روحانی و ظریف بلندگوهای آمریکا و اسرائیل در ایران در بسیاری از موارد هستند»؛ لذا مشخصا این نوع مواضع و گفتهها آن هم در شرایط حساس چیزی جز اختلاف افکنی و تخریب انسجام ملی نیست و باید نسبت به آن جریان و تحرکاتش هوشیار بود.
*مخاطب پیام رهبری
پیام رهبر انقلاب کاملا واضح بود و مخاطب خاص خود را نیز پیدا کرد. چنانکه سیدمصطفی هاشمیطبا گفته برای بسیاری از مردم روشن است که منظور رهبر انقلاب از افراد تفرقهافکن چه کسانی هستند. در همین راستا یک فعال سیاسی اصلاحطلب اظهار داشت: در نظام سیاسی ایران رهبری موقعیت بسیار رفیع و تعیین کنندهای دارد. رهبری یک نقش مستمر در هدایت عمومی کشور دارند و ماموریت و مسئولیت مهمی هم در بزنگاهها، نقاط عطف و در زمانهایی که نیازمند هدایت مدیریت کشور به سمتی است که از عوارض پیرامونی در امان باشد نقش تاریخی دارند. محمد عطریانفر به «آرمان ملی» گفت: این نقش را در دوران حیات امام (ره) به خوبی دیدیم و در دوران رهبری شهید هم دیدیم. طبیعتاً همین مسئولیت و احساس تکلیف بر عهده رهبری سوم آیتا... سیدمجتبی خامنهای حس میشود و ایشان هم با همان دغدغهها بر کشور نظارت میکنند و از امر درست مدیریت در کشور جانبداری میکنند. وی افزود: مقوله افراط و تندروی همیشه سم مهلک بوده و معمولا کسانی که طبل توخالی هستند و حرفی برای گفتن ندارند یا بیش از حد عادی خود مطالبه میکنند معمولا نظم مستقر را با فرافکنی و شعارهای افراطی به هم میریزند؛ لذا طبیعی است که رهبری باید تذکر دهد و نظارت و مدیریت کند که عوارض پیرامونی رادیکالیسم جریان روتین اداره کشور را دچار آسیب نکند. عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی بیان کرد: این منطق پذیرفته شدهای از گذشتههای دور است. این گونه رویکردهای افراطی میتواند بسیار زیانبخش باشد به جهت اینکه منافع کشور را تحتالشعاع قرار میدهد و آسیب میزند. در این رابطه به نظر من کاملا رهبری هم هوشمندانه تذکراتی میدهد که جنبه تنبه، هوشیاری و نظارتی دارد که اگر تخلفی هم صورت بگیرد مسئولان ذیربط باید با عوامل تندروی که نقشه موثر و هدایت کننده دارند برخورد کنند. وی ادامه داد: از این جهت من از این موضع رهبری استقبال میکنم و فکر میکنم که تذکر رهبری مسئولیت سنگینی را برای مجریان امر به خصوص بخش قضایی کشور که باید بر امنیت کشور نظارت کند ایجاد کرده است.
* ۳ سطح برخورد
مساله دیگری که بسیار روی آن بحث میشود مساله نوع برخورد با تندروها است از برخورد قضایی تا محدودیت رسانهای که عطریانفر در این خصوص اظهار کرد: سه سطح از مواجهه را میتوان در این خصوص برآورد کرد؛ سطح اول در واقع موضع هدایت شوندگی و تذکر مشفقانه است. به این معنا که نهادهای مسئول و نهادهای ناظر تذکرات مشفقانه و دلسوزانه خود را به نهادهای تندرو منتقل کنند. همینطور که رهبری به این موقعیت توجه دارند و بدان عمل کردند. علاوه بر رهبری دیگرانی هم در فضای فرهنگی اجتماعی هستند که باید این سطح از تذکرات خیرخواهانه را منتقل کنند. این فعال سیاسی اصلاحطلب عنوان کرد: خود این رویکرد میتواند بخش بزرگی از مشکل را حل کند. حداقل افرادی که ناخودآگاه و بدون قصد و غرضی در این فرایند تندروی قرار میگیرند میتوانند تحت تاثیر این تذکرات قرار داشته و مرزبندی خود را با نقطه کانونی جریان تندرو بیشتر کنند. وی ابراز کرد: سطح دوم از برخورد تذکراتی است که نهادهای نخبهگرای کشور و نهادهای سیاسی که ماموریت مهمی برای آرامش کشور میدهند. اینها باید بیایند و تحلیل سیاسی بدهند، اطلاعرسانی و استدلال کنند که این شیوه تندروی به مصلحت ملی و مصلحت کشور نیست. یک خسارت فراگیری دارد که حتی خود تندروها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. عطریانفر تصریح کرد: سطح سوم نیز جایی است که بهرغم تذکرات مشفقانه و تحلیلهای کاملاً منطقی، واقع بینانه و سیاسی و از منظر نخبگی اثر نکند و افرادی از موضع سرسختی، تصلب، خودخواهی و خودشیفتگی و بیتوجهی به منافع ملی همچنان روی مبانی خود بمانند و به کشور آسیب بزنند که در چنین نقطهای به طور طبیعی برخوردهای قضایی توصیه میشود. وی تاکید کرد: من کلاً معتقدم که این سه سطح از برخورد منطق مواجهه با این ماجرا است. یعنی ابتدا باید بیشتر تذکرات مشفقانه و خیرخواهانه داد، در مرحله دوم بیانی از تحلیل و توصیف واقعبینانه از شرایط کشور، منافع ملی و ضرورت رجحان بخشی منافع عمومی بر منافع فردی جناحی و در مرحله سوم آنجایی که سرسختیهای بیمورد را حس کنند و عامدانه حس کنند که مقاومتهای غلطی صورت میگیرد و منافع مردم تحتالشعاع بازیهای کودکانه تندروها قرار میگیرد باید برخورد قضایی را مبنای کار قرار داد.