موافقان این طرح آن را راهکاری برای افزایش سرمایهگذاری در صنعت برق و ایجاد تعادل میان تولید و مصرف میدانند، اما در مقابل برخی کارشناسان معتقدند چنین سیاستی در عمل میتواند به افزایش هزینهها در اقتصاد و فشار بیشتر بر مصرفکنندگان منجر شود. در این میان پرسش اصلی این است که بورسی شدن برق چه سازوکاری دارد و اجرای آن چه پیامدهایی برای مصرفکنندگان و فعالان اقتصادی خواهد داشت.
مدیریت مصرف برق
به گزارش «آرمان ملی»، محمدرضا وحیدی اظهار کرد: از جمله اهداف اصلی عرضه برق در بورس انرژی ایجاد نوعی نظام مدیریت مصرف است که در این چارچوب برای مشترکان یک الگوی مشخص مصرف تعیین میشود. مصرف تا سقف این الگو با قیمت پایینتری محاسبه خواهد شد، اما اگر مصرف از این حد فراتر برود، سازوکار دیگری فعال میشود و بر اساس آن، افرادی که مصرف برق خود را کاهش دهند و کمتر از الگوی تعیینشده استفاده کنند، میتوانند گواهی صرفهجویی دریافت کنند. این گواهی در واقع نوعی اعتبار انرژی محسوب میشود که قابلیت معامله در بازار را دارد و از سوی دیگر، مشترکانی که مصرف بیشتری دارند باید این گواهیها را خریداری کنند تا بتوانند مازاد مصرف خود را تأمین کنند. محمدرضا وحیدی کارشناس انرژی در این باره گفت: این روش شبیه به برخی بازارهای مدیریت مصرف در جهان به نظر میرسد؛ بازاری که در آن کاهش مصرف میتواند به یک دارایی قابل معامله تبدیل شود، اما از طرفی شرایط اقتصادی و اجتماعی در ایران با بسیاری از کشورهایی که چنین مدلهایی را اجرا کردهاند متفاوت است، چون در حال حاضر مسئله اصلی در راستای اجرای این طرح، تعیین الگوی مصرف است، چراکه اگر این الگو به گونهای تعریف شود که بخش قابل توجهی از خانوارها نتوانند آن را رعایت کنند، عملاً بسیاری از مشترکان مجبور خواهند شد برق را با قیمت بالاتری خریداری کنند و در ادامه در چنین شرایطی، بازار گواهی صرفهجویی ممکن است به بازاری تبدیل شود که در آن گروهی از مصرفکنندگان ناچار به پرداخت هزینههای بیشتر شوند و قطعاً این به معنای آن است که در نهایت، برق گران میشود، البته بر اساس آنچه که تاکنون اعلام شده است، پیامدهای این سیاست تنها به مصرفکنندگان خانگی محدود نخواهد شد. چون اگر قیمت برق در بورس به عنوان یک معیار مرجع در اقتصاد مطرح شود، این قیمت به تدریج در محاسبه هزینههای تولید نیز اثرگذار خواهد شد.
توجه به اقتصاد خانوارها
او افزود: در بسیاری از صنایع، انرژی یکی از اصلیترین نهادههای تولید است، به این ترتیب هرگونه تغییر در قیمت برق میتواند مستقیماً بر هزینه تمامشده کالاها و خدمات اثر بگذارد، از این رو، این احتمال هم وجود دارد که شکلگیری بازار برق در بورس ممکن است در نهایت به افزایش هزینه تولید در بخشهای مختلف اقتصاد منجر شود که این امر هم تبعات احتمالی خود در حوزههای اجتماعی و اقتصادی را به دنبال خواهد داشت. این کارشناس تاکید کرد: مجموعه سیاستهایی که در سالهای اخیر در حوزه انرژی مطرح شده، در مجموع به سمت واقعیسازی قیمتها و کاهش یارانهها حرکت میکند که در نهایت این روند بخشی از سیاستهای افزایش قیمت تلقی میشود که ممکن است در نهایت فشار بیشتری بر اقتصاد خانوارها وارد کند. وحیدی یادآور شد: البته نباید از نظر دور داشت که با توجه به شرایط کنونی مدیریت مصرف انرژی در شرایط فعلی کشور اجتنابناپذیر است، چون شبکه انرژی ایران با چالشهای متعددی مواجه است، از محدودیت منابع گرفته تا آسیبهایی که در طی جنگهای تحمیلی دوم و سوم و همچنین طی سالهای تحریم به برخی زیرساختهای انرژی وارد شده است، ایجاب میکند که شرایط را به گونهای دیگر مدیریت کرد. قطعاً در شرایط کنونی، مصرف بهینه انرژی به یک ضرورت تبدیل شده است و بدون اصلاح الگوی مصرف نمیتوان از منابع موجود به شکل پایدار استفاده کرد و در این بین، سیاستهایی مانند تعیین سقف مصرف یا ایجاد مشوق برای کاهش مصرف، میتواند ابزاری برای مدیریت بهتر منابع انرژی باشد، چراکه کشور در شرایطی خاص قرار دارد و استفاده مسئولانه از منابع انرژی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در چنین وضعیتی رعایت الگوی مصرف تنها یک توصیه اقتصادی نیست، بلکه میتواند به عنوان یک مسئولیت اجتماعی نیز تلقی شود.
احتمال گرانی برق
او درباره احتمال افزایش قیمت برق در حین اجرای سیاستهای جدید بورس انرژی گفت: بحث درباره عرضه برق در بورس انرژی تنها به یک تصمیم فنی محدود نمیشود، بلکه ابعاد اقتصادی و اجتماعی گستردهای دارد. از یکسو، صنعت برق برای ادامه فعالیت و توسعه زیرساختها به منابع مالی جدید نیاز دارد و برخی معتقدند ایجاد بازار رقابتی میتواند به جذب سرمایهگذاری کمک کند. از طرفی، نگرانیهایی درباره تأثیر این سیاست بر هزینههای زندگی و تولید در اقتصاد وجود دارد. از این رو، هرگونه اصلاح در ساختار بازار انرژی باید با دقت و حساسیت بالا انجام شود، چون شفافیت در سیاستها، تعیین الگوهای مصرف واقع بینانه و در نظر گرفتن سازوکارهای حمایتی برای اقشار مختلف جامعه، از جمله اقداماتی است که میتواند از بروز پیامدهای منفی جلوگیری کند. این کارشناس اضافه کرد: قطعاً آینده بازار برق در ایران به تصمیماتی بستگی دارد که در حوزه سیاستگذاری انرژی اتخاذ خواهد شد، یعنی اگر این تصمیمها بتوانند میان ضرورت مدیریت مصرف، تأمین منابع مالی صنعت برق و حفظ رفاه خانوارها تعادل ایجاد کنند، احتمالاً مسیر اصلاحات با پذیرش بیشتری در جامعه همراه خواهد بود، در غیر این صورت، این نگرانی وجود دارد که سیاستهای جدید به جای حل مشکلات، چالشهای تازهای برای اقتصاد و معیشت مردم ایجاد کند.
کاهش فشار بر مردم
این کارشناس توضیح داد:، اما آنچه که مسلم است، اینکه؛ مدیریت در این زمینه نباید به افزایش فشار اقتصادی بر خانوارها منجر شود، یعنی اگر قرار است اصلاحاتی در حوزه انرژی انجام شود، باید همزمان سیاستهایی نیز برای حفظ قدرت خرید مردم در نظر گرفته شود؛ و بسیار مطلوب است که در شرایط دشوار اقتصادی کنونی، تا حد امکان از فشار بر سفره مردم جلوگیری شود. او تاکید کرد: در سالهای قبل و در جنگ عراق وایران با وجود محدودیتهای گسترده در منابع و امکانات، سیاستهای اقتصادی به گونهای طراحی شده بود که کالاهای اساسی با قیمت مناسب در اختیار مردم قرار گیرد. وحیدی معتقد است: نظام توزیع و سیاستهای حمایتی به شکلی تنظیم شده بود که نیازهای اساسی جامعه تأمین شود و فشار معیشتی به حداقل برسد. به این ترتیب این تجربه تاریخی نشان میدهد که حتی در شرایط سخت نیز میتوان با سیاستگذاری مناسب از اقشار مختلف جامعه حمایت کرد.