این روال طی چند مدت اخیر میان ایران و آمریکا برقرار بوده و ایران پاسخ آمریکا و آمریکا پاسخ ایران را داده است. روالی که به رغم ادامهدار بودن هنوز به نتیجه نرسیده و طرفین هنوز نقطه تعادل را برای رسیدن به درک مشترک از موضوع نیافتهاند. البته باید این مهم را نیز در نظر داشته باشیم که اساسا قرار است طرفین به اشتراک نظری در جهت رسیدن به مذاکره و توافق دست پیدا کنند یا اینکه فقط گذر زمان بدون رسیدن به نتیجهای مشخص و ملموس را شاهدیم؟ واقعیت امر بر آن است که نگاه تهران و واشینگتن به توافقی هر چند محدود و موقت نیز بسیار فاصله دارد و تا این روال برقرار باشد رسیدن به تفاهم و توافق ناشدنی مینماید. ایران به دنبال خاتمه جنگ، برداشتن محاصره دریایی و آزاد شدن داراییهای خود در بانکهای مختلف است و آمریکای ترامپ نه تنها این روال را برنمیتابد و نمیخواهد چیزی به ایران بدهد بلکه دنبال حداکثر حداکثرهای ممکن است و از این زاویه توافق با ایران را شکست خود میداند. او میخواهد بدون دادن هیچ امتیازی به ایران، تهران را مجبور به پذیرش خواستههای خود کند تا هم از این مثلا توافق (تسلیم) برای خود دستاورد بسازد و هم شرایط داخلی و بینالمللی را که علیه او شده تا حدی آرام کند؛ امری که ایران هیچگاه به آن تن نخواهد داد. با این حال پاکستان به عنوان میانجی نهایت تلاش خود را در جهت نزدیک کردن مواضع طرفین انجام میدهد و باید دید طی چند روز آینده به ویژه سفر ترامپ به چین تحولات میان ایران و آمریکا چگونه رقم خواهد خورد.
از پاسخ ایران تا واکنش ترامپ
روز یکشنبه بود که پس از انتظارات بسیار بالاخره پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکاییها به میانجی پاکستانی تحویل داده شد و طرف پاکستانی هم آن را برای هیأت حاکمه آمریکا ارسال کرد. اما آنچه برای رسانهها مهم بوده و هست مفادی بوده که در این نامه ارسالی مطرح شده است. هر چند که رسانههای داخلی صرفا طرح پیشنهادی ایران را بر مذاکرات متمرکز بر موضوع خاتمه جنگ در منطقه خلاصه کردند، اما مطمئنا محتویات این نامه بیش از این خواسته بوده است، چنانکه المیادین نوشت: «پاسخ ایران که از طریق میانجی پاکستانی ارسال شده، حاوی بندی مربوط به آتشبس در لبنان است. گنجاندن پرونده آتشبس در لبنان در پاسخ ایران، جزو خطوط قرمز تهران در مذاکرات محسوب میشود. تهران برخی از تفاهمهای مطرحشده را به تضمینهایی مرتبط با پایان دادن به تشدید تنش در لبنان گره میزند. هر توافقی با واشنگتن باید شامل پایان فوری جنگ بلافاصله پس از اعلام آن باشد. ایران بر لغو تحریمهای آمریکا و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران تأکید میکند و علاوه بر آن خواستار لغو محدودیتهای «اوفک» (OFAC) مربوط به فروش نفت ایران است. پاسخ ایران بر مدیریت ایرانی تنگه هرمز در چارچوب تفاهمهای مطرحشده تصریح دارد. توافق پیشنهادی شامل مذاکرات ۳۰ روزه پس از توقف جنگ برای بحث درباره جزئیات است. ایران گامهای متقابلی را برای آزمایش جدیت واشنگتن در اجرای تعهدات پیشنهاد کرده است». طبیعی بود که تهران در طرح پیشنهادی خود چنین مسائلی را مطرح کند و خواهان برخی مسائل باشد، اما اینکه طرف مقابل چه رویکردی به این طرح داشته باشد نیز خود جای تامل داشت. به هر روی نامه ایران به واشنگتن رسید تا واکنش آمریکاییها را در برداشته باشد. نامهای که انتظار میرفت واکنش مدتدار آمریکا و شخص ترامپ را در پی داشته باشد، اما رئیسجمهور غیر قابل پیشبینی آمریکا خیلی زودتر از آنچه تصور میشد در همان روز اول به این نامه واکنش نشان داد. واکنشی تکراری مثل نامههای قبل. دونالد ترامپ با انتشار پستی در ثروت سوشال در واکنش به پاسخ ایران نوشت: «من همین الان پاسخ به اصطلاح «نمایندگان» ایران را خواندم. این را دوست ندارم، کاملاً غیرقابل قبول است! ترامپ همچنین به آکسیوس گفت: مذاکره با ایران مسئولیت من است، نه هیچ کس دیگری. از پاسخ ایران به طرح صلح خوشم نمیآید. البته پیش از هر نوع واکنشی انتظار میرفت که ترامپ به روال سایر نامهها و پیشنهادات ایران آن را غیرقابل قبول، غیر سازنده و ناپسند بخواند. حال، اما به همان نقطه مورد اشاره میرسیم. نقطه عدم تعادل. ایران تاکنون هر پیشنهاد و طرحی را که داده آمریکا رد کرده است. این رویکرد بیانگر آن است که ترامپ دنبال توافق با ایران نیست؛ گرچه به جهت فشارهای داخلی و بیرونی مجبور است که با ایران به توافقی دست پیدا کند، چراکه هر چیزی جز توافق شرایط را برای او بدتر از قبل خواهد کرد. البته حاجت به گفتن نیست که ترامپ با توافق یا درگیری در باتلاق جنگ با ایران اسیر است و حداقل سودی که توافق دارد اینکه میتواند از جنگ ایران و هزینههای ایجاد شده بگریزد و هزینههای بیشتری را متحمل نشود.
*واکنش ایران به ترامپ
واکنش ترامپ به پاسخ ایران نشان داد که دنبال توافق نیست و صرفا به دنبال تحمیل خوستههای خود بر ایران است. چنانکه سخنگوی وزارت امور خارجه در خصوص واکنش ترامپ به پاسخ ایران گفت: «ما هیچ امتیازی را مطالبه نکردیم تنها چیزی که مطالبه کردیم حقوق مشروع ایران است. اسماعیل بقایی با طرح این پرسش که مطالبه ایران برای خاتمه جنگ در منطقه، توقف محاصره دریایی که به نوعی راهزنی دریایی است و همچنین آزاد شدن داراییهایی که متعلق به مردم ایران است و سالهاست به ناحق در بانکهای خارجی محبوس شده، مطالبه زیاده خواهان است؟ تاکید کرد: پیشنهاد ما مبتنی بر این بود که در تنگه هرمز تردد ایمن صورت بگیرد آیا این مطالبه زیادهخواهانهای است؟ آیا موضوع مهمی، چون برقراری صلح و امنیت در کل منطقه مطالبه غیرمسئولانهای است؟ وی افزود: آنچه که ما در متن پیشنهادی خود مطرح کردیم، خواستههای معقول و مسئولانهای بود و همچنین پیشنهادات سخاوتمندانه؛ موضوعی که برای خیر، ثبات و امنیت منطقه بود. آمریکا همچنان بر دیدگاه یکسویه و خواستههای نامعقول خود پافشاری میکند. بین طرفی که صرفا دنبال حقوق بنیادین خود است و طرفی که بر تضییع حقوق طرف مقابل اصرار دارد، اختلاف نظر است. ما درباره ردوبدل کردن امتیاز صحبت نمیکنیم. آزاد کردن پولهای بلوکه شده ایران امتیازی نیست که آمریکا بخواهد به مردم ایران بدهد؛ این یک مطالبه و حق است و در رابطه با بحث توقف آنچه که تحت عنوان «محاصره دریایی» از آن نام میبرند، توقف یک اقدام خلاف قانون است و امتیازی نیست که به ایران بدهند.