با این حال طی چند وقت گذشت افراد یا جریاناتی با طرح مسائل بیپایه درپی تخریب چهرههای سیاسی، مسئولان و در مجموع دنبال اختلاف افکنی و ایجاد انحراف در اتحاد و انسجام مقدس مردم هستند. در حالی که مردمی که در خیابان حاضر میشوند، نیات و اهداف روشنی دارند و کسی نمیتواند به نام مردم اهداف و منویات خود را مطرح کرده و پیش ببرد. در همین راستا برای بررسی تجمعات مردمی و منحرف کردن اهداف تجمعات از سوی یک جریان خاص «آرمان ملی» با عبدالرضا داوری فعال سیاسی به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* تجمعات شبانه مردم در حمایت از کشور و حکومت امروز به نوعی مؤلفه قدرت تبدیل شده است، اما شاهدیم که بعضا برخی اشخاص یا جریانات با اظهارات یا اقداماتی اهداف این تجمعات را منحرف میکنند. تحلیل شما از این مساله چگونه است؟
خیابان برای جمهوری اسلامی همیشه مرکز تولید قدرت بوده است. یعنی جمهوری اسلامی، چون از دل یک انقلاب مردمی تاسیس شده، بنابراین همیشه خیابان یکی از معیارهای مشروعیت بوده است؛ لذا این نکته مهم است که جمهوری اسلامی طی این ۴۷ سال همیشه به خیابان ارزش و اهمیت خاص داده و پر کردن خیابان با تودههای مردم همیشه شاخصی بوده که اقتدار و مشروعیت نظام را نشان میداده است. منتها در این صحنه ۶۶ شب که مردم با پوششهای گوناگون از خانمهای بیحجاب تا خانمهای حزباللهی و چادری با تیپهای مختلف و سبک زندگیهای مختلف به خیابان آمدهاند و دغدغه همه آنها دفاع از تمامیت ارضی، حمایت از نیروهای مسلح، ارتش و سپاه در برابر نیروهای متجاوز آمریکا و اسرائیل بوده، بعید نیست عدهای تلاش کنند که از این تجمعات بهرهبرداری سیاسی داشته باشند، اما به نظر من اثر معناداری در جهتگیریهای مردم نداشته است. مردم از این دعواهای جناحی و زد و خوردها عبور کرده و با هدف روشنی به خیابان میآیند که امکان مصادره آن وجود ندارد. ممکن است شخصی از این فضا استفاده و در این تجمعات سخنرانی کند و دیدگاهها و نظرات شخصی یا جناح خود را به گوش مردم برساند، اما اینها در روند تجمعات اثری ندارد. چون واقعاً هدف مردمی که میآیند حمایت از کشور، نظام، رهبری و نیروهای مسلح است که در تقابل استراتژیک با آمریکا و اسرائیل قرار دارند. احتمال دارد که کسی بخواهد برای تخریب افراد و یا به قصد تسویه حسابهای شخصی و جناحی تلاش کند و در این مدت شاهد این موضوع بودهایم ولی جریان مردمی نسبتی با این تحرکات ندارد و این جریانات خودشان به حاشیه رفتهاند.
* با توجه به اینکه دشمن به دنبال ایجاد اختلافات در داخل و بهرهبرداری از آن به نفع خود است، این دست اقدامات از سمت برخی جریانات با چه نیت و هدفی انجام میشود؟
بخشی از جناحها و چهرههای سیاسی جزء جریانهای تندرو بوده و رویکرد رادیکال دارند و نمونه فعالیتهای آنها را در پروژه خالصسازی در دولت قبل دیدهایم. بخشی از این رویکردها متاسفانه ناشی از جهل، نافهمی و ناآگاهی است. از طرف دیگر دشمنی که درصدد نفوذ است، اگر بخواهد بین نیروهای جمهوری اسلامی نفوذ کند، خود را در بین حزباللهیترین و انقلابیترین چهرهها پنهان میکند. بدیهی است که نفوذی دشمن با کراوات و ریش ششتیغه نمیآید، بلکه با یقه بسته و شعارهای تند خود را نشان میدهد. از ابتدای انقلاب تاکنون میتوان نمونههایی را مشاهده کرد؛ از کشمیری بگیرید تا آقای اکبری که جاسوس بود و اعدام شد، همه اینها در شمار رادیکالترین افراد بودهاند. قسمت دوم ماجرا که البته بسیار دشوار و سخت است، وظیفه دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور است که باید این افراد را در بین جریانها شناسایی کرده و با آنها برخورد کنند.
* از مردم عادی گرفته تا نخبهها، عده زیادی از لزوم برخورد با این جریانات هزینهساز و خودسر صحبت میکنند، اما اینکه این درخواستها از قوه به فعل برسد و جنبه عملیاتی به خود بگیرد، چه روالی باید طی شود؟
مهمترین وظیفه شورای عالی امنیت ملی رصد این جریانها و اقدام مقتضی است. یعنی این جزء وظایف شورای عالی امنیت است که نقطه کانونی مجموعه دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و دیپلماتیک کشور است و آنجا راجع به جریانها تهدیدها و بحرانها قویترین جمعبندیها را دارند. من با شناختی که از آقای دکتر ذوالقدر دارم و اطلاع هم دارم، به نظرم میرسد که ایشان در برخورد با این جریا نها جدی است و با همکاری سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات تصمیم به برخورد با این جریانها گرفته شده؛ به خصوص آن بخشهایی که شائبه نفوذ در مورد آنها وجود دارد. میتوان گفت قطعا با آنها برخورد خواهد شد.
* حمله و تخریب تیم مذاکره کننده و در مواردی حمله به نفس مذاکره، با چه هدفی صورت میگیرد و آیا چنان که ادعا میشود، این حملات با نظر به منافع ملی صورت میگیرد؟
من معتقدم نقد تیم مذاکره اشکالی ندارد و اگر بحث و جنبههای فنی درمیان باشد، نقد محتوا و چهارچوب مذاکرات نه تنها اشکالی ندارد بلکه کمکی به تیم مذاکرهکننده خواهد بود. اینکه عدهای از اساس با مذاکره مخالفت کرده و فکر میکنند که همیشه باید در وضعیت بحران و جنگ بود، قطعا درست نیست. تاریخ هم به روشنی نشان میدهد که همه جنگها سرانجام روزی با مذاکره به پایان رسیدهاند، کسانی که به تیم مذاکره کننده حمله میکنند، نقد فنی ندارند. اینکه کسی اساس مذاکره را زیر سوال ببرد، به اعتقاد من حتما نوعی فهم نادرست از منافع ملی دارد. همه جنگها بالاخره با مذاکره سیاسی تمام میشوند و اینکه ما مذاکره را به یک تابو تبدیل کنیم و هر کس حرف از مذاکره بزند به او برچسب دشمن یا خیانت بزنیم، یا از حماقت است یا خیانت.