محسن جلیلوند، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: شرایط فعلی تحولات جاری میان ایران و آمریکا دورنمایی از شکلگیری مذاکره یا توافق را نشان نمیدهد. چراکه ترامپ و همراهانش به بهانه برچیدن برنامه هستهای ایران به کشورمان حمله کردند و میخواهند این موضوع را به افکار عمومی داخلی آمریکا و جهان بفروشند. در حالی که ایرانیان میگویند اساسا موضوع هستهای قابل طرح در مذاکرات نیست و این دو نگاه بسیار با هم فاصله دارد.
اگر دقیق نگاه کنیم حتی در دور اول مذاکرات در پاکستان در هیأت ایرانی حتی یک کارشناس از سازمان انرژی هستهای نبود، چون ایران اصلا اعتقادی به مذاکره هستهای در شرایط کنونی ندارد. در حالی که کانون محوری آمریکا در مذاکره برنامه هستهای ایران است؛ لذا مسائلی مثل بستن تنگه هرمز یا محاصره دریایی اموری فرعی بر اصل موضوع یعنی مساله هستهای است. از طرفی اینکه گفته میشود ایران پیشنهاد ۳ مرحلهای داده که بر مبنای آن جنگ تمام شود و آمریکا تضمین دهد محاصره برداشته شده و تنگه هرمز باز شود و سپس مذاکره صورت بگیرد، پذیرش آن برای آمریکاییها دشوار است.
فاکتور مهمی دیگری نیز که باید در نظر گرفت اسرائیل است. تا زمانی که میان غربیها این اعتقاد وجود دارد که موجودیت و امنیت اسرائیل مورد تهدید قرار دارد، حاضر به پذیرش وضعیت نخواهند بود و در این خصوص درپی شرایطی هستند که موجودیت و امنیت اسرائیل تهدید نشود. حال اگر بخواهیم مجموع این مسائل را در نظر بگیریم بدین نتیجه خواهیم رسید که اولا مذاکرهای نخواهد شد و اگر هم با تلاشهای میانجیگرانی، چون پاکستان مذاکرهای صورت گیرد، چیزی از آن بیرون نخواهد آمد.
نگاه آمریکاییها اصلا چنان نیست که بتوان آن را به مذاکره تسری داد و همانطور که جی. دی. ونس گفت اینگونه نیست که بخواهیم مذاکره کنیم، بلکه ما یکسری پیشنهاد داریم، یا قبول میکنید یا نمیکنید. اگر قبول کردید که ادامه میدهیم و اگر قبول نشد وضع همین است که بوده و به همین روال ادامه خواهیم داد. آمریکاییها دنبال حل و فصل مساله جنگ با ایران هستند، اما چگونگی این امر مهم است. آمریکاییها با توجه به بستن تنگه هرمز توسط ایران تلاش میکنند این موضوع را از یک مساله منطقهای به یک تهدید جهانی تبدیل کنند که مثلا چنین جلوه دهند که ایران امنیت جهانی را تهدید میکند؛ لذا این زمینهسازی را در جهت مشروعیتسازی برای اقدامات بعدی انجام میدهند.
ضمن اینکه آنها از پیش محاسبات خود را کرده بودند که احتمال دارد ایران تنگه هرمز را ببندد و حرفهای که در آمریکا از سوی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه زده میشود چیزی جز بازی سیاسی نیست. از طرفی نظرات و رویکردهای اروپاییها هم اصلاً برای ترامپ ارزش ندارد و او تصمیم خودش را میگیرد. برای او تفاوتی ندارد که چه کسی چه میگوید. مگر مخالفت انگلستان، فرانسه و آلمان با حمله آمریکا به ایران برای ترامپ مهم بود؟ آمریکا تصمیم خود را میگیرد و عمل میکند.