بستن
کد خبر: ۱۵۰۸۹۸۱
«آرمان ملی» ضرب‌الاجل ترامپ در حمله به زیرساخت‌ها را بررسی می‌کند

محک تهدیدات ترامپ با واقعیت‌های میدانی

محک تهدیدات ترامپ با واقعیت‌های میدانی
آرمان ملی: در ادامه سلسله تهدید‌های محقق نشده آمریکا در جنگ علیه ایران، ترامپ اخیراً باز هم اعلام کرد در صورت نپذیرفتن درخواست‌های او در قالب مذاکره، پس از سه روز، چاه‌ها و تاسیسات نفتی ایران را منفجر خواهد کرد.

 گروهی این تهدید را به‌گونه‌ای دیگر برداشت کرده و بر این باور هستند که با توجه به محاصره دریایی آمریکا علیه ایران و توقف احتمالی صادرات نفت ایران، بهره‌برداری و ذخیره‌سازی نفت برای ایران دشوار خواهد بود و به دلایل فنی، چاه‌های نفت دچار مشکلات فنی خواهند شد. در مقابل متخصصان در این باره معتقدند که مدیریت بحران ایران حتی در سال‌های دور، در جنگ عراق علیه ایران نیز شرایط مشابهی را به خوبی و بدون مواجهه با بحران پشت سر گذاشته‌اند.

تکرار تهدیدات توخالی

علی بختیار نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی در این باره به «آرمان ملی» گفت: تهدید ترامپ علیه ایران در خصوص انفجار چاه‌ها و تاسیسات نفتی ایران به نظر می‌رسد از جنس تهدیداتی است که پیش‌تر نیز در دوره جنگ ایران و عراق سابقه داشته است و در آن زمان، صدام حسین و متحدانش علاوه بر حملات نظامی، از این نوع تهدیدات علیه ایران خبر داده بودند که با انجام آن امکان ایجاد محدودیت‌ها و ممنوعیت‌هایی در صادرات نفت ایران پیش می‌آید. با این وجود، تجربه نشان داد این تهدید‌ها به دلیل موانع عملیاتی و محدودیت‌های میدانی قابلیت اجرایی شدن کامل را نداشت و اجرای آنها با دشواری‌هایی روبه‌رو بود. او افزود: تهدیدات ترامپ در شرایط کنونی همان تهدید‌های پیشین است و مشابهت‌هایی دیده می‌شود. تهدید‌هایی مبنی بر حمله به تأسیسات نفتی ایران یا ایجاد فشار برای توقف صادرات، با توجه به گستردگی پهنه جغرافیایی و تعدد نقاط چاه‌ها و تولید و انتقال نفت ایران، از نظر عملیاتی با چالش‌های قابل‌توجهی مواجه است، از این رو گستردگی این زیرساخت‌ها، امکان اجرای چنین تهدیدی را دشوار می‌کند و تحقق آن در عمل محتمل به نظر نمی‌رسد. افزون بر این، پیچیدگی‌های اجرایی و محدودیت‌های زمانی، تحقق چنین اقداماتی را غیرمنطقی و کم‌احتمال جلوه می‌دهد.

ضرورت مدیریت بحران

این عضو کمیسیون انرژی سابق مجلس ادامه داد: البته در جنگ و هر درگیری نظامی، اصل آسیب‌پذیری برای همه طرف‌ها وجود دارد و هیچ کشوری را نمی‌توان از تبعات جنگ مصون دانست. با این حال، ارزیابی شرایط فعلی نشان می‌دهد که ایران با توجه به تجربه سال‌های گذشته، به خصوص دوره‌های طولانی تحریم و فشار‌های اقتصادی، سازوکار‌هایی برای مدیریت بحران طراحی و تقویت کرده و قطعاً همین تجربه‌های پیشین، سطح آمادگی کشور را در مواجهه با سناریو‌های پرتنش افزایش داده است. این تحلیلگر بازار انرژی تاکید کرد: به این ترتیب، به نظر می‌رسد که اجرای کامل تهدید‌هایی نظیر هدف قرار دادن همه زیرساخت‌های نفتی ایران یا فلج کردن کامل صادرات از طریق محاصره دریایی، با موانع عملیاتی و پیامد‌های پیچیده روبه‌رو باشد، چون گستردگی میادین نفتی، تنوع مسیر‌های انتقال و نیز تمهیدات پیش‌بینی‌شده برای شرایط اضطراری، تحقق چنین سناریو‌هایی را با دشواری همراه می‌کند. علاوه بر این، تصور اینکه ایران در برابر فشار‌های احتمالی بدون واکنش یا اقدام متقابل باقی بماند، با واقعیات میدانی همخوانی ندارد. بختیار اضافه کرد: بدیهی است در فضای جنگی احتمال وارد شدن خسارت وجود دارد، اما تجربه مدیریت بحران در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی‌هایی برای کاهش آسیب‌ها و استمرار بهره‌برداری از زیرساخت‌های حیاتی صورت گرفته است. از این منظر، سناریوی از کار افتادن کامل ظرفیت‌های نفتی یا ناتوانی مطلق در مدیریت محدودیت‌های صادراتی، چندان محتمل به نظر نمی‌رسد و با پیچیدگی‌های عملیاتی و راهبردی متعددی مواجه خواهد بود.

دست بالای ایران

او با بیان اینکه ایران سابقه‌ای طولانی در حوزه اکتشاف، استخراج و مدیریت منابع نفتی دارد، گفت: طی دهه‌های گذشته تجربه عملی گسترده‌ای در این صنعت انباشته کرده است، علاوه بر این، سال‌های متمادی تحریم و فشار‌های خارجی موجب شده شاخص‌های مدیریت بحران در بخش انرژی تقویت شود و ساختار‌های تصمیم‌گیری و عملیاتی با سناریو‌های پرریسک سازگارتر شوند، بر این اساس انتظار می‌رود وزارت نفت و شرکت ملی نفت پیش‌بینی‌های لازم را برای شرایط احتمالی انجام داده باشند و تمهیدات فنی و اجرایی متناسب با وضعیت‌های اضطراری در نظر گرفته شده باشد. در این راستا، این مسأله که صرفاً با یک تهدید سیاسی بتوان تمامی میادین و چاه‌های نفتی کشور را هدف قرار داد یا فعالیت آنها را به طور کامل مختل کرد، با ملاحظات عملیاتی و فنی متعددی مواجه است، چراکه پیچیدگی زیرساخت‌های نفتی، گستره جغرافیایی میادین و تجربه مدیریتی انباشته‌شده، تحقق چنین سناریویی را ساده و کم‌هزینه نشان نمی‌دهد.

پاسخ حتمی ایران

او توضیح داد: از طرف دیگر، در فضای درگیری احتمالی، هرگونه اقدام نظامی می‌تواند با پاسخ متقابل همراه شود و ایران پیش از این نیز ثابت کرده است که پاسخ حملات دشمن در حوزه‌های مختلف مانند حمله به نیروگاه ها، دانشگاه‌ها و... را به سرعت و عیناً داده است و همین مسأله در ادبیات راهبردی به عنوان عاملی بازدارنده شناخته می‌شود به این ترتیب مجموعه این ملاحظات سبب می‌شود ارزیابی‌ها از سناریو‌های حداکثری، با احتیاط و در نظر گرفتن ابعاد متقابل آن صورت گیرد.

ظرفیت ذخیره‌سازی نفت

این گزارش حاکی است، همچنین تحلیل داده‌های تانکرترکرز نشان می‌دهد که معماری ذخیره‌سازی نفت ایران فراتر از پایانه‌هایی نظیر جزیره خارک است. در حقیقت ایران با بهره‌گیری از مخازن زیرزمینی جهت ذخیره میعانات گازی، عملاً رصد ماهواره‌ای ذخایر خود را غیرممکن کرده است. علاوه بر این، استفاده از نفتکش‌های پهن‌پیکر (VLCC) به عنوان مخازن شناور با ظرفیت ۱۲۰ میلیون بشکه، انعطاف‌پذیری بالایی به شبکه توزیع بخشیده است، تا جایی که حتی در صورت تداوم شدیدترین حالت محاصره، ایران ظرفیت ذخیره‌سازی مداوم برای دست‌کم یک ماه را داراست. از این رو، این توان لجستیکی در کنار تجربه موفق مقابله با سیاست «فشار حداکثری» در دوره اول ترامپ، که طی آن صادرات نفت به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه رسید، اما متوقف نشد، نشان‌دهنده یک واقعیت کلیدی است و آن اینکه؛ ایران توان مدیریت فشار و خنثی‌سازی تهدیدات ترامپ را دارد؛ لذا ساختار مویرگی فروش و زیرساخت‌های پنهان، ایران را به بازیگری تبدیل کرده که برخلاف تصورات، در برابر ضرب‌الاجل‌های کوتاه‌مدت دچار فروپاشی عملیاتی نمی‌شود. این پایداری، ریشه در ترکیب تجربه تحریمی و توزیع راهبردی ذخایر دارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار