صادق ملکی ، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: سفر سیدعباس عراقچی به پاکستان، عمان و مجدداً به اسلامآباد و پس آن به روسیه اگرچه حکایت از دیپلماسی فعال ایران دارد، اما بعید است نتیجه دلخواه تهران را در پی داشته باشد. از رد و بدل شدن پیام میان تهران و واشنگتن از کانال پاکستان و اخذ مشورت از روسیه اگرچه باید حمایت کرده و دیپلماسی را پشتیبانی کرد اما پیشنهادات طرفین اگر یک طرفه باشد مانند اتوبان دو طرفهای خواهد بود که هر یک از طرفین در مسیر خود حرکت کرده و نقطه تلاقی نخواهند داشت.
پاکستان در روند فعلی از یک تسهیلگر مذاکراتی تبدیل به یک میانجی شده است. با مد نظر قرار دادن تعضیف و یا برچیده شدن میز مذاکرات اسلامآباد، پایان مهلت آتشبس انتقال تجهیزات و نیرو به منطقه، افزایش فشار و... بر ایران مورد انتظار است. با توجه به موقعیت و معادلات فعلی حاکم بر میدان و دیپلماسی با شرایط قبل از جنگ، اتخاذ سیاست جدید الزامی بوده و میباشد.
جنگ شد. آتشبس شد. تنگه هرمز بسته و محاصره دریایی اجرایی شده است. در حال حاضر بدون مد نظر قرار دادن ملاحظات مختلف و پیچیده و چند وجهی این تحولات بازگشت به میز مذاکرات سخت خواهد بود. ایران با بستن تنگه هرمز برگ برندهای را به منصه ظهور رسانده است که برخی آن را مهمتر از دستاورد هستهای عنوان مینمایند.
این در حالی است که تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی بوده و میتواند دیر یا زود از فرصت، تبدیل به تهدید گردد. در واکنش و در راستای تدابیر جنگی، آمریکا با محاصره دریایی ایران دستاوردی را برای واشنگتن ایجاد نموده است که شاید در بعدی جنگ رمضان نتوانسته است برایش به ارمغان بیاورد. شرایط آمریکا برای ادامه مذاکرات طرح همزمان همه مسایل فیمابین در میز مذاکرات و شرط ایران طرح مسائل میان تهران و واشنگتن پست از پایان محاصره دریایی بوده و میباشد.
این دو نگاه متفاوت اگر سببساز شکست آتشبس نگردد، میتواند تعلیقی را ایجاد کند که برمیزان بنبستهای مذاکراتی ابعاد جدیدی اضافه گردد. نکته آنکه اگر محاصره دریایی ادامه و طولانی گردد با توجه به اینکه نزدیک به 90 درصد اقتصاد ایران دریا پایه است، این تحول فشار را بر کشور در تمامی ابعاد مضاعف مینماید. نقد نمودن دستاوردها و نگاه ایجابی به مذاکرات و میدان ندادن به کسانی که جنگ را تنها گزینه کشور میدانند میتواند عامل خروج کشور از شرایط خطیر امروز و فردا شود.