باید دید در نهایت این سفر و گفتوگوهای انجام شده، چه تاثیری در مذاکرات بین ایران و آمریکا خواهد داشت. برای بررسی سفر اخیر عراقچی به سه کشور «آرمان ملی» با سیدجلال ساداتیان تحلیلگر مسائل بینالملل گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
*وزیر امور خارجه در یک سفر دورهای به پاکستان، عمان و روسیه رفته است؛ از نگاه شما ارتباط این سفرها با یکدیگر و مذاکرات اخیر چیست و آقای عراقچی چه اهدافی را دنبال میکند؟
من معتقدم این سفرهای دورهای بیشتر جنبه توضیحی دارد؛ یعنی توضیح درباره اینکه چرا ایران برای دور دوم مذاکرات به پاکستان نرفت و مذاکرات انجام نشد. با وجود اینکه آقای عاصم منیر، رئیس پرقدرت نظامی پاکستان، به تهران آمد تا تهران را متقاعد کند که در این سفر شرکت کرده و دور دوم مذاکرات انجام شود، ایران نپذیرفت؛ لذا ایران برای اینکه از پاکستان بابت میزبانی دور اول تشکر کند و توضیح دهد که چرا نمیرود، این سفر را انجام داد. اگر هم قرار باشد دوباره مذاکرات صورت بگیرد، شرط ایران از ابتدا مشخص بوده و بر همان ۱۰ بند خود تکیه داشته است. ایران آن بندها را معیار قرار داده بود و آمریکا، یعنی آقای ترامپ، نیز پذیرفته بود که بر همان اساس با ایران مذاکره کند، اما زمانی که به اسلامآباد رفتند، عملاً موارد دیگری مطرح شد؛ غیر از بندهایی که قبلاً درباره آنها صحبت شده بود، موضوعات دیگری مانند مسائل هستهای مطرح شد؛ از جمله اینکه ایران تولید «صفر درصدی» داشته باشد یا سطح ۶۰ درصد را کاهش دهد. طبیعتاً این موارد به توافق نرسید. همچنین بند مربوط به آتشبس که باید توسعه پیدا میکرد و به مسئله لبنان نیز میرسید، اجرا نشد یا ضعیف اجرا شد. ایران این موارد اختلافی را مطرح کرد و گفت با چنین شرایطی نمیخواهد وارد مذاکرات شود، زیرا طرف مقابل موضوعات دیگری را مطرح میکرد.
*ترامپ پس از مذاکرات گفت پولی به ایران نمیدهیم در حالی که در مذاکرات روی این مساله توافق کردند؛ این نوع موضعگیری نشان از عدم پایبندی طرف مقابل به وعدههایش ندارد؟
بله، در اسلامآباد گفته شده بود که داراییهای بلوکهشده ایران آزاد شود و ظاهراً توافق هم شده بود و متن آن نوشته شده بود تا در توافق نهایی وارد شود. آقای دکتر همتی نیز به همین دلیل به آنجا رفته بود، اما بعداً این داراییها آزاد نشد. این موارد اختلافی بین ایران و آمریکا وجود داشت. ایران در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان تجربه کرده بود که توافقاتی انجام شد، اما طرف مقابل عملاً حمله کرد. این بار هم ایران تردید داشت که طرف مقابل به دنبال بهانهجویی باشد؛ بنابراین ضرورتی برای ورود به آنجا نمیدید. نکته دیگر این بود که زمزمههایی مطرح شد مبنی بر اینکه ایران چرا وارد بحث هستهای شده، در حالی که ایران وارد بحث نشده بود. آنجا طرف مقابل موضوع را مطرح کرده بود و ایران اصلاً جواب نداده بود؛ یعنی سکوت کرده بود. برخی در داخل اظهار تردید کرده بودند که هیات مذاکرهکننده، از جمله آقای دکتر قالیباف، وارد گفتوگوهای هستهای شدهاند، در حالی که قرار نبوده وارد این بحث شوند. ظاهر قضیه و توضیحات ارائه شده این بود که ایران وارد بحث نشده و فقط طرف مقابل موضوع را مطرح کرده و ایران پاسخی نداده است. به نظر میرسد مجموعه این اتفاقات باعث شد ایران به مذاکره دوره بعدی در اسلامآباد نرود، اما برای اینکه توهین به پاکستان که تلاش و میزبانی کرده بود نباشد، ایران توضیحاتی ارائه داد. گویا در این فاصله حرفهای جدیدی مطرح شده و دوباره این موضوعات به پاکستان بازگشته است تا ببینند چه میشود.
*سفر آقای عراقچی به روسیه را از چه بابی تحلیل میکنید؟
جزئیات قضیه را نمیدانم و فقط تحلیل میکنم. به نظر میرسد آقای عراقچی باید نکتهای دیده باشد که دوباره به اسلامآباد برگشته است. رفتن به روسیه نیز از این جهت است که روسیه بهعنوان کشوری که صاحب رأی در شورای امنیت است، باید در جریان امور قرار گیرد و ایران مواضع خود را برای آنها تبیین کند. آنها هیچ کمک جدی که بخواهند مثلاً در جنگ ابزار دفاعی بدهند ارائه نکردهاند. با این حال ایران میخواهد روسیه را نیز در کنار خود نگه دارد.