به خصوص ترامپ و آمریکاییها که تحت فشارهای داخلی از سوی کنگره و افکار عمومی و فشارهای جهانی قرار دارند و به عبارتی به نحوی در باتلاق جنگ ایران قرار گرفتهاند که به قول معروف راه پس و پیش ندارند. از همین روی در پی راهکارها و راه حلهایی هستند که هرچه سریعتر و بدون هزینه بیشتر از این جنگ خارج شوند. ترامپ تصور میکرد که میتواند جنگ ایران را خیلی زودتر از آنچه که در فکرش بود مطابق انتظارات و میلش به پایان برساند؛ اما وقتی همهچیز برخلاف تصوراتش پیش رفت اکنون دنبال رهایی است. رهایی که بتواند همزمان آن را دستاورد و موفقیت هم تلقی کند. امروز هم ترامپ و هم سایر آمریکاییها و همپیمانانشان بدین نتیجه و باور رسیدهاند که اگر زمان به عقب بازگردد در جنگ علیه ایران تجدیدی نظر کرده و اساسا جنگی را آغاز نمیکنند چراکه ترامپ قدرت ایران، اهرمهای فشار و ابتکاراتش را در نظر نگرفته بود و امروز که از خواب بیدار شده فقط میخواهد از این شرایط خلاص شود. گرچه اظهاراتش که بیشتر مصرف داخلی در جامعه آمریکا دارد برعکس چنین مواضعی است و او خود را پیروز و ایران را شکست خورده معرفی میکند؛ اما موضوع چیز دیگری است که نه ایرانیها بلکه تحلیلگران بینالمللی نیز بر آن صحه میگذارند که آمریکا در جنگ اخیر نه تنها به اهداف خود دست نیافت بلکه متحمل زیان و هزینههای گزافی نیز شد و همین مساله است که گنگره را به سمت محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ سوق داده است. هر چند که در پنج بار تلاش قبلی دموکراتها برای تصویب این موضوع توفیقی کسب نشد و جمهوریخواهان آن را رد کردند؛ اما دموکراتها بار دیگر برای ششمین بار این موضوع را به رای خواهند گذاشت تا بتوانند ترامپ را از آغاز مجدد جنگ بر علیه ایران برحذر دارند. البته خبر بد برای ترامپ و همراهانش اینکه مساله اینجا است که کمتر از شش ماه دیگر در پاییز امسال انتخابات میاندورهای کنگره برگزار میشود و با روند حاضر به نظر میرسد دموکراتها بتوانند اکثریت قاطع را ازآن خود کنند؛ لذا در آن صورت یا با توجه به اختیارات متمم ۲۵ قانون اساسی ترامپ را پایین خواهند کشید یا قطعا اختیاراتش را محدود خواهند کرد. به همین جهت نیز ترامپ تحت فشار است تا آن زمان از این شرایط خارج شود. در طرف دیگر ایران، اما برای هر سناریویی آمادگی لازم را دارد. به عبارتی هم برای ادامه جنگ آماده است و هم برای رفتن پای میز مذاکره؛ اما با این قید که شروط ۱۰ ماده ایران لحاظ گردد. واقعیت اینکه ایران و آمریکا هر دو به دنبال توافقاند؛ اما توافقی که ایران میخواهد بر مبنای مذاکرات عادلانه و شرافتمندانه است؛ اما ترامپ و افرادش در مذاکره صرفا به فکر تامین خواستههایشان و ندادن امتیاز به ایران. به گفته رسانههای غربی رد طرح ۳ مرحلهای ایران نیز از همین جهت است؛ لذا همین روال است که باعث شده تا توافقی شکل نگیرد. به همین جهت به نظر میرسد ترامپ به رغم لفاظیهایش به دنبال راه حل دیگری برای فشار به ایران است.
*تکرار سیاست شکست خورده؟
آمریکاییها تصور میکنند که با فشار بر ایران میتوانند اهداف خود را پیش ببرند و به آنچه میخواهند برسند. بارها و بارها نیز در دورههای مختلف نیز بحث فشار حداکثری را پیش بردهاند، اما در نهایت چیزی جز شکست عایدشان نشده است. چه اینکه خود دولتمردان سابق آمریکایی بدین مهم اشاره داشتند که سیاست فشار حداکثری شکست خورده است. از زمان بوش تا کنون دولتهای مختلف همین روال را پیش گرفتند، اما طرفی نبستند. حال، اما ترامپ یک گام دیگر نیز برداشته و گزینه نظامی را که همیشه در دستور کار بود را عملیاتی کرده و به ایران حمله کرده است. اما این گزینه نیز چاره کار آمریکا نبوده و خود مجبور شدند در خواست آتشبس بدهند. در مساله مذاکره و توافق نیز این ایران بوده که بارها پایبندی خود را نشان داده و آمریکاییها که همواره یا زیر میز زدهاند یا میز مذاکر را منفجر کردهاند؛ لذا به نظر میرسد ترامپ بدون هیچ دستاوردی از جنگ یا طرحی برای خروج از این شرایط دوباره به سیاست شکست خورده فشار حداکثری اقتصادی روی آورده است. تحریمهای اخیری که بر افراد و نهادهای مختلف وضع کردهاند موید همین امر است. چنانکه وال استریت ژورنال نیز آورده است: «ترامپ به دستیاران خود دستور داده است تا برای تحریم طولانیمدت ایران آماده شوند، که هدف آن محدود کردن بیشتر صادرات نفت و فعالیتهای اقتصادی این کشور برای فشار آوردن به تهران در برنامه هستهایاش است. در جلسات اخیر، ترامپ تصمیم گرفت به جای از سرگیری بمباران یا کنار کشیدن از درگیری، به فشار بر اقتصاد و صادرات نفت ایران از طریق جلوگیری از حمل و نقل به و از بنادر آن ادامه دهد». رویترز نیز به نقل از یک مقام آمریکایی گفته است: «احتمال گزینههای نظامی بلندپروازانهتر مانند حمله زمینی اکنون کمتر از چند هفته پیش به نظر میرسد». در چنین شرایطی باید این پلن ایران برای سیاست جدید آمریکاییها چه خواهد بود.
*تلاش برای خروج از بنبست
یک تحلیلگر مسائل بینالملل در خصوص مواجهه ایران و آمریکا اظهار داشت: اگر شرایط کنونی را به صورت یک صفحه شطرنج ترسیم کنیم آمریکاییها شطرنج بسیار دشواری را با حریفی آغاز کردند که همه مهرهها را به خوبی و هوشمندی به کار گرفته و آنها را در موقعیت کیش قرار داده است؛ لذا آمریکاییها طی چند هفته اخیر در موقعیت کیش قرار دارند و تلاش میکنند که از این موقعیت خارج شوند، چراکه اگر شرایط همینطور پیش برود در مرحله بعدی مات خواهند شد. جعفر قنادباشی به «آرمان ملی» گفت: ایران حتی در بهکارگیری استراتژی و راهبرد اقتصادی نیز مهرههای خود به درستی پیشبینی کرده و چیده است. از طرفی به دلیل اینکه ایران زمینههای همکاری را با بریکس، شانگهای دارد و همسایگان دارد حتی گزینه اقتصادی هم الان به عنوان یک راهبرد اطمینان بخش و نتیجه بخش برای آمریکاییها به حساب نمیآید. وی افزود: البته ممکن است آمریکاییها به فکر یک ضربه سهمگین و کوتاهمدت نظامی باشند و باز هم به ایران حمله کنند. چرا که ترامپ هم از داخل آمریکا و هم در فضای بینالمللی تحت فشار قرار دارد؛ لذا هرگونه اقدام اقتصادی علیه ایران میتواند باز هم گلوی آمریکا را بیشتر فشار دهد؛ بنابراین آمریکا در شرایط سختی قرار گرفته چرا که هر اقدامی کند، بازخورد دیگری خواهد داشت. اگر به سمت جنگ برود و یا فشارهای اقتصادی را بیشتر کند، تنگه هرمز به عنوان برگ برنده ایران میتواند نقشآفرین باشد و معادلات را تغییر دهد.