بستن
کد خبر: ۱۰۵۳۶۲۰
حسن بیادی در گفت‌وگو با «آرمان ملی»:

برخی مدیران، رئیسی را جان به لب کرده‌اند

برخی مدیران، رئیسی را جان به لب کرده‌اند
آرمان ملی- احسان انصاری: دولت سیزدهم به چه میزان موفق شده پایگاه اجتماعی اصولگرایان را ارتقا بدهد؟ آیا اصولگرایان موفق شدند به اهدافی که با تشکیل دولت سیزدهم داشتند دست پیدا کنند؟ در شرایط کنونی مهم‌ترین چالش‌های گفتمان اصولگرایی چیست؟ اصولگرایان برای انتخابات آینده با چه چالش‌هایی مواجه هستند؟ «آرمان ملی» برای پاسخ به این سوالات با حسن بیادی، فعال سیاسی اصولگرا و عضو سابق شورای شهر گفت‌وگو کرده است. بیادی معتقد است: « از مهم‌ترین چالش‌های جامعه بزرگ اصولگرایان با دولت عدم پاسخگویی دولت به عملکرد اقتصادی خویش و به کارگیری برخی نیروهای ناکارآمد است. گویا عده معدودی از قبل تعیین و فقط از آنان در این دولت استفاده می‌شود. این در حالی که هنوز مدت خدمت دولت به نیمه دوره اول نرسیده ناکارآمدی این افراد آشکار شده است.» در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

در یک نگاه آسیب‌شناسانه مهم‌ترین نقاط قوت و ضعف دولت را در بیست ماهی که از عمر دولت می‌گذرد چه می‌دانید؟
در زمان‌های مختلف تغییرات در مسئولان و کارکنان یک سازمان پویا به دلیل عوامل گوناگون واجب و ضروری است. با توجه به تهدیدات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، سازمان‌ها و دولت‌ها تصمیم می‌گیرند تا با روش‌های علمی و استفاده از افرادی که با آینده پژوهی و مدیریت‌های راهبردی و بعضا افرادی با داشتن تجربه در مدیریت بحران با تغییرات اساسی تهدیدات را به فرصت تبدیل نمایند تا با بهره‌وری و خلاقیت‌های فردی یا گروهی با قبول تغییر و اصلاحات، دولت و یا سازمان خود را شکوفا کننند. یکی از نکات مثبت و نقاط قوت جناب آقای رئیسی سلامت مالی و فکری ایشآنکه این جمله را حقیقتا عرض می‌کنم که این بزرگوار فردی دوست داشتنی و در کمال صداقت و درستی می‌باشند. همچنین مردم‌داری و دلسوزی ایشان برای کشور و مردم مشهود است، اما چه کنیم که مدیریت کشور جزیره‌ای است و در مدیریت جزیره‌ای چند دولت سایه و موثر هم وجود دارند که موازی با برنامه‌های دولت در حال فعالیت هستند. این دولت‌های در سایه و موازی بودجه‌های هنگفتی را هم در اختیار دارند که بعضا می‌توان آنان را به یک کارتل اقتصادی و رقیب دولت مثال زد در این نوع مدیریت به‌جای قوت، ضعف و به‌جای فرصت تهدید برای دولت مستقر حاصل می‌گردد درحالی که باید پاسخگوی مردم هم باشد در برخی مواقع قدرت و ثروت القای دانایی و توهم می‌نماید و دارندگان آن متاسفانه خود را برتر از مردم می‌دانند. در این موارد باید از شر شیطان نفس به خداوند تبارک و تعالی پناه برد، چراکه بعضی از این مسئولان کلام و فکر خود را غیر قابل نقد دانسته و کار به جایی می‌رسد که به خاطر تحقق این توهم همه چیز حتی قانون را فدای خواسته‌های خود می‌کنند و برای ماندگاری در قدرت خود را فراتر از قانون می‌دانند و با کوچک‌ترین اعتراض شخص مقابل خود را منکوب می‌کنند. در این شرایط مقوله «برنامه» و «تغییر و اصلاح» محلی از اِعراب نخواهد داشت.
اصولگرایان تلاش زیادی کردند که به واسطه روی کار آمدن دولت رئیسی پایگاه اجتماعی خود را تقویت کنند. آیا پایگاه اجتماعی اصولگرایان با عملکرد دولت رئیسی و مجلس یازدهم ارتقا پیدا کرد؟
پایگاه اجتماعی هر دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب آسیب دیده و مردم از سیاست‌های بی‌منطق آنان عبور کرده‌اند. در چنین شرایطی چنانچه تغییرات اساسی و قابل قبول برای قاطبه مردم در سیاست‌های کلان اقتصادی دولت مستقر و دولت‌های موازی صورت نپذیرد و سطح مشارکت عمومی و واقعی مردم بالا نرود قطعا جواب منفی است.
در چنین شرایطی آیا بین اصولگرایان و دولت رئیسی فاصله ایجاد نشده است؟
بخشی از مردم امیدی به اصلاحات جدی در این دولت نداشته و تصمیمات جدی و قاطعی را مشاهده نمی‌کنند. در شرایط کنونی دولت عدم مهار از هم گسیخته تورم و در نتیجه بالا بودن قیمت‌ها در زمینه مایحتاج عمومی مردم، بالا بودن قیمت دارو و تجهیزات پزشکی، هزینه سرسام‌آور بیمارستان‌ها و عدم تامین داروهای کمیاب و بالا رفتن وحشتناک قیمت خودروی داخلی و خارجی و عدم کارایی و همچنین بالابودن قیمت اجاره و خرید مسکن، بالا بودن نرخ بیکاری و عدم تسهیلات لازم و نبود امید کافی برای ازدواج جوانان آینده ساز را دولت چگونه می‌خواهد برطرف کند؟ در چنین شرایطی چگونه شعارهای قبل از انتخابات و قول‌هایی که به مردم داده شد را می‌توان محقق کرد؟ تازه انتقادهایی که به دولت قبل داشتند را چگونه می‌خواهند توجیه کنند. من در تعجبم تندروهایی که به سیاست و تصمیمات دولت‌های قبل انتقاد داشتند چرا سکوت کرده و گویی که ناشنوا شده‌اند؟
مهم‌ترین چالش‌های گفتمانی اصولگرایان را در دولت رئیسی چه می‌دانید؟
از مهم‌ترین چالش‌های جامعه بزرگ اصولگرایان با دولت عدم پاسخگویی دولت به عملکرد اقتصادی خویش و به کارگیری نیروهای ناکارآمد است. گویا عده معدودی از قبل تعیین و فقط از آنان در این دولت استفاده می‌شود. این در حالی که هنوز مدت خدمت دولت به نیمه دوره اول نرسیده ناکارآمدی آنان آشکار و هویدا شده است.
مهم‌ترین معیارهای انتخاب مدیران در دولت چه بود؟ تغییر برخی مدیران ارشد دولت در شرایط کنونی به چه معناست؟
اگر شما معیاری سراغ دارید بفرمایید تا بنده هم استفاده کنم. تغییرات مدیران ارشد و بعضی از وزرا به‌خاطر این است که آقای رئیسی را جان به لب کرده‌اند. ببینید وقتی حرکتی در مدیریت باعث تغییر سیستم سازمان می‌شود دو مفهوم مرتبط با آن وجود دارد که عبارتند از؛ مدیریت تغییر و مدیریت استراتژی. انجام برنامه مدیریت تغییر که برای افزایش موفقیت و بازدهی و بهره‌وری در عملکرد، با تغییرات در سطوح مختلف سیستم اجرایی و مدیران مربوطه و اصلاح ساختار سازمانی اعمال می‌شوند.
آیا تغییراتی که در دولت رخ داده کافی است؟دولت هنوز در چه بخش‌هایی با ضعف مواجه است؟
به نظر بنده دوستان برنامه‌ساز و برنامه‌نویس اقتصادی آقای رئیسی افراد قوی نیستند. از نتیجه عملکرد آنان چنین برداشت می‌شود که اصلا برنامه مدونی نداشته‌اند. به خصوص عملکرد آنان در زمینه جذب نیروی انسانی کارآمد غیرقابل توجیه است و متاسفانه هنوز هم این سیاست در معاونین دولت که بدون زحمت و رای اعتماد مجلس به قدرت رسیده‌اند ادامه داشته و امیدی به اصلاح ناست. از سوی دیگر نداشتن ملجا و مرجعی برای پاسخگویی به اعتراضات و مشکلات به مردم مزید بر علت است.
چرا برجام که در دولت روحانی می‌توانست به نتیجه برسد هنوز به نتیجه نرسیده است؟
بنده در مورد برجام تاکنون اظهارات جدی در مصاحبه‌هایم نداشته‌ام، اما آنچه به نظرم می‌رسد مسأله برجام تبدیل به یک بازی سیاسی شده است و فکر می‌کنم دو طرف موضوع به این نتیجه کنونی راضی هستند.
با توجه به اینکه در سال جاری انتخابات مجلس برگزار خواهد شد مهم‌ترین چالش‌های جریان را برای انتخابات آینده چه می‌دانید؟
گویی مشارکت پایین در انتخابات از چالش‌های جدی برای برخی مسئولین نیست و چون در قدرت حضور دارند اهمیتی برای کاهش آرا قائل نیستند. این افراد تنها به ماندگاری خود بر قدرت فکر می‌کنند و از اخبار منتشره و وقایع روز چنین متوجه می‌شویم که اشراف چندان به عملکرد زیردستان خود ندارند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی