بر اساس همان شعارهای سال که مقام معظم رهبری گفتند باید اذعان داشت که در بحث تولید باید ابتدا زیربناهای تولید درست شود. اینکه بگوییم تولید باید درست شود خیلی خوب است و دولت هم باید انجام دهد، اما دولت باید متوجه باشد که زیربناهای تولید ما در حال آسیب دیدن است و اینکه کارخانهای را راه بیندازند یا مزرعهای را راه بیندازند چاره درد را نمیکند. اتفاقا نکته اینجاست که ابتدا باید به زیربناهای تولید رسیدگی شود که زیربناهای تولید اعم از زمین، آب، خاک، برق و گاز است و باید به آنها توجه شود. چرا که در تابستان خیلی اوقات برق و در زمستان گاز کارخانهها را قطع میکنند که مصرف مردم تامین شود. بنابراین وقتی زیربناهای تولید ما هدر برود یا به حد کافی نباشد و تخریب شود طبیعتا تولیدی نمیتواند شکل گیرد. بارها بر این نکته تاکید شده که شرایط عمومی ایران از کشاورزی تا صنعت مثل یک واکنش شیمیایی برگشتناپذیر است. چرا که زیربناها در معرض تخریب است. البته مجلس و دولت و... کارهایی میکنند. اما همچنان به نظر میرسدکه اولویتهای کشور امور دیگری است. منتها چون سرمایه اجتماعی آسیب دیده و در دولت پیشین دوستانی که خود را انقلابی میخواندند به نحوی به آقای روحانی و دولتش حمله کردند که مردم از دولت بری شدند. حال این دولت هم که نزدیک به دو سال است روی کار آمده تاکنون نتوانسته آن سرمایه اجتماعی را بازگرداند. بنابراین دولت اگر بخواهد کاری انجام دهد باید به زیربناهای تولیدی و اجتماعی برسد. چون همه اینها خود پایههای مبارزه با تورم است. شعار مبارزه با تورم را هم که از سالهای پیش همه از جمله رئیس جمهور فعلی در شعارهای تبلیغاتی، انتخاباتی خود میگفتند. در حالی که آنچه تحت عنوان جراحی اقتصادی مطرح و ایجاد کردند پایهای برای تورم بیشتر شد. لذا هر دو این کارها را میتوان اولویتهای دولت دانست به شرط آنکه در درجه اول به زیربناهای موجود در جامعه توجه شود و در وهله نخست آنها را مورد توجه قرار دهند؛ اگر نه صرفا بخواهند با شعار و بدون عمل پیش بروند صرفا شاهد یک کار نمایشی خواهیم بود. البته آنچه در باب اولویتها گفته شد در حوزه سیاست داخلی است و هر چند در سیاست خارجی نیز مسائلی وجود دارد که میتواند در اولویتها قرار گیرد. گرچه با حرکت اخیر چین که روابط ایران و عربستان را پس از 7 سال قطع روابط احیا کرد اما باز هم این امیدواری چندان وجود ندارد که در سیاست خارجی شاهد تحولاتی جدیتری باشیم. چرا که این کارها شجاعت میخواهد. لذا چندان طلیعه مثبتی در این حوزه مشاهده نمیشود. به عبارتی عناصر نفوذی در کشور کاری میکنند که نتوانیم روابط خارجی کشور را بهبود ببخشیم. البته برای حل این مسائل و مشکلات راهکارهای مختلف و متفاوتی میتوان در نظر گرفت اما آنچه به نظر میرسد مهمترین و عملیاتیترین راهکار حداقل در این حوزه را میتوان اراده حاکمیت و مقابله با عناصر نفوذی دانست که با این کار مقابله میکنند.