ایران و عربستان پس از 7 سال برای ازسرگیری روابط به توافق رسیدند. این اتفاق چه پیامدهایی برای ایران و منطقه به همراه خواهد داشت؟
واقعیت این است که برخلاف کسانی که این موضوع را بزرگ جلوه میدهند من معتقدم این اتفاق پیامدهایی برای ایران نخواهد داشت. با این توافق ما تازه به زمانی بازگشتیم که
عده ای به سفارت عربستان در تهران حمله کردند.ایران و عربستان دارای مسائل خاص خود هستند. اگر این مسائل را بتوانند حل کنند در آن زمان میتوان عنوان کرد که توافق ایران وعربستان پیامدهایی به همراه خواهد داشت. در غیر این صورت این توافق نمیتواند تغییری در شرایط دو کشور ایجاد کند.از سرگیری روابط بین ایران و عربستان در شرایط کنونی برای مسائلی مانند ویزا و حج پیامدهای مثبتی دارد و شرایط برای کسانی که قصد دارند به سفر حج بروند راحت تر خواهد بود. این سخن به معنای حل مسائل بین ایران و عربستان نیست. امروز مهم ترین مسأله ای که برای ایران وجود دارد مسأله تحریمهاست. در شرایط کنونی که ایران تحریم است و بسیاری از کشورها حاضر به همکاری اقتصادی و بازرگانی با ما نیستند. دلیل این موضوع نیز این است که برای اغلب کشورها اهمیت رابطه آنها با آمریکا بیشتر است. این کشورها نمیتوانند و نمیخواهند رابطه خود با آمریکا را مخدوش کنند و اقتصاد و بازرگانی خود را نیز حفظ کنند. با این وجود اگر قرار است آمریکا نیز این موضوع بینالمللی را که یک سر آن به آنها مربوط می شود را تأیید کند و ایران به استقلال بانکی خود باز گردد در چنین شرایطی
میتوان امیدوار بود که فرصتی برای ورود به عرصه تجارت بین المللی به وجود آمده است. در چنین شرایطی این امیدواری به وجود خواهد آمد که بتوانیم بهره برداری از منابع اقتصادی کشور داشته باشیم. اگر به این شرایط نرسد که من بعید میدانم این اتفاق رخ بدهد تغییری در وضعیت ایران در منطقه و عرصه بین المللی نخواهد داشت. چینیها نیز هنگامی که مشاهده کردند ایران از سخنرانی رئیس جمهور آنها در شورای همکاری خلیج فارس رنجیده است تلاش کرد در این زمینه میانجیگری کند تا نشان بدهند که در بین کشورهای عربی و ایران به عنوان واسطه قرار دارد. هدف چین از این میانجیگری نیز نشان دادن بی طرفی در ماجرای ایران و کشورهای عربی است. این در حالی است که ارتباط اقتصادی چین با آمریکا و کشورهای اروپایی چندین برابر ایران است و به همین دلیل حاضر نیست خود را فدای بازار ایران کند. در شرایطی که ایران در وضعیت تحریم قرار دارد چین یک پنجره انحصاری برای ایران است که ایران نیز قصد ندارد این پنجره بسته شود.
پس از توافقی که بین ایران و عربستان شکل گرفت چه چشماندازی پیش روی روابط ایران و عربستان قرار خواهد گرفت؟آیا روابط ایران و عربستان از وضعیت کنونی به شرایط مسالمتآمیز تغییر وضعیت میدهد یا اینکه دشمنیهای ایدئولوژیک حفظ میشود اما دو کشور به سمت همکاریهای منطقهای حرکت خواهند کرد؟
دشمنیهای ایدئولوژیک بین دو کشور زمانی رخ میدهد که سیاستهای ایدئولوژیک بین دو کشور دخالت کند. ایدئولوژی ایران توسعه تشیع است و عربستان نیز روی توسعه وهابیگری اصرار میکند و به همین دلیل احتمالا خصومتها دوباره آغاز خواهد شد. نکته دیگر اینکه جنگ عربستان در یمن همچنان ادامه دارد. هنوز جزئیات دقیق توافق ایران و عربستان اعلام نشده که مشخص شود موضوع یمن نیز جز توافق بین ایران و عربستان قرار دارد یاخیر. از سوی دیگر آیا در توافقی که صورت گرفته واژه رابطه مسالمتآمیز و یا همزیستی مسالمتآمیز قید شده یا خیر؟ واقعیت این است که جنگ یمن اجازه نمیدهد بین ایران و عربستان رابطه مسالمتآمیز وجود داشته باشد . این در حالی است که یک سر جنگ یمن نیز به موضع کشورهای عربی در مقابل اسرائیل باز میگردد که ترجیح میدهند که توسعه اقتصادی پیدا کنند. به همین دلیل نیز رشد و توسعه اقتصادی را به اختلافات مرزی و ارضی ترجیح میدهند. این کشورها در سالهای اخیر نیز به موفقیتهای اقتصادی خوبی دست پیدا کردهاند. با این وجود سوال این است که موضع جمهوری اسلامی که خود مدافع ملت فلسطین است در قبال این موضـــوعات چه خواهد بود؟ در چنین شرایطی
تصمیم گیریها برعهده کشورهای عربی خواهد بود که رویکرد افندی در پیش بگیرند یا پدافندی. این مسأله اساسی است و تا زمانی که این مسأله وجود داشته باشد نباید به پیامدهای دیگر آن توجه کرد. تنها اتفاقی که در این زمینه رخ میدهد این است که چینیها دلگرمی میدهند و از پنجره به وجود آمده نیز استفاده بیشتری خواهند کرد.
اصولگرایان مانور زیادی روی توافق ایران و عربستان دادهاند و بر این باور هستند که نوع مذاکرهای که دولت در این زمینه انجام داده زمینههای توافق را به وجود آورده است. آیا در واقع چنین بوده است؟
هنوز جزئیات دقیق این توافق منتشر نشده به همین دلیل نمیتوان بهدرستی درباره آن قضاوت کرد. ممکن است اصولگرایان از جزئیات آن اطلاع داشته باشند و به همین دلیل این توافق را نتیجه تلاشهای دولت میدانند. این در حالی است که هنوز نمیدانیم جزئیات این توافق چیست و چه مسائلی در آن مطرح شده است. اصولگرایان به دلیل اینکه دولت سیزدهم از این جریان سیاسی است چنین رویکردی را دنبال می کنند. مهم ترین سوالی که در این زمینه وجود دارد به جز از سرگیری روابط بین ایران و عربستان این توافق دارای چه محتوایی بوده است؟ آیا توافق و آتشبس درباره جنگ یمن در این توافق وجود دارد؟ آیا نوع رابطه آینده عربستان با اسرائیل در آن قرار دارد؟ آیا روابط عربستان و آمریکاو وضعیت تحریمهای ایران و صرف نظر کردن از تحریمهای ایران در آن قرار دارد؟ هنگامی که این جزئیات مشخص شود می توان قضاوت کرد که دستاورد دولت از این توافق چه بوده و آیا دستاوردی وجود داشته یا خیر.اگر این توافق تنها در حد از سرگیری روابط طرفین بوده و دستاورد دیگری برای ایران نداشته باشد نمیتواند به عنوان یک برگ برنده برای اصولگرایان به شمار رود. اینکه دیپلماتهای ایرانی دوباره در
سفارت عربستان مستقر میشوند و دیپلماتهای عربستانی نیز به ایران بازمیگردند و قرار نیست مسائل کلیدی و مهم حل شود به عنوان یک دستاورد برای این توافق شمرده نخواهد شد.
چین از میانجیگری بین ایران و عربستان چه اهدافی را دنبال میکند؟ آیا عدم دخالت غرب و به خصوص آمریکا در این توافق حوزه نفوذ جدیدی را در بین کشورهای خاورمیانه برای چین ایجاد خواهد کرد؟
در مرحله نخست باید عنوان کنم این نکته جای خوشحالی دارد که چین به عنوان یک قدرت جهانی تلاش میکند بین کشورهای منطقه میانجیگری کند. این اتفاق خوبی است که در این توافق رخ داده است. چین برای ایران و عربستان دارای اهمیت است. عربستان به دلیل اینکه چین بزرگترین خریدار نفت این کشور به شمار میرود برای عربستان اهمیت دارد و ایران نیز به دلیل اینکه چین مهم ترین پنجره تجارت با دنیای خارج است اتحاد با چین را یک اتحاد استراتژیک و مهم میداند. در نتیجه رابطه ایران، عربستان و چین در چنین فضایی ارتباطی به آمریکا ندارد که بخواهد در آن دخالت کند یا خیر. نکته مهم در این زمینه این است که رابطه عربستان منحصر به چین نیست. آمریکا که نفت عربستان را نمیخرد، بلکه چین بزرگترین بازار نفت جهان است که آن را از عربستان و بخشی را نیز از ایران میخرد. مقدار نفتی که چین از ایران می خرد نیز به اندازهای که بتواند به ازای آن به ایران کالا بفروشد. عربستان و به صورت کلی شبه جزیره عربستان بزرگترین بازار آمریکا در منطقه خاورمیانه بهشمار میرود. آمریکا در این کشورها پیمانکاریها و پروژههای بزرگی را دنبال میکند و به همین دلیل شبه جزیره
عربستان بزرگترین بازار غیر نفتی آمریکا در منطقه خاورمیانه به شمار می رود.این موضوع نیز ارتباطی به ایران ندارد و بلکه به رابطه عربستان و آمریکا ارتباط پیدا میکند. عربستان هم با چین ارتباط دارد و هم با آمریکا. رابطه این کشور با چین نیز انحصاری نیست که کالاها را در گران ترین شکل آن بخرد و ارزان ترین شکل موجود بفروشد. هر دو کشور تاجر هستند و دارای استقلال بانکی هم هستند. اینکه در این توافق آمریکا حضور ندارد اتفاق مهمی نیست. اینکه ایران و عربستان با هم در وضعیت تنش و جنگ باشند ارتباطی به آمریکا ندارد. آمریکا در این شرایط به دنبال این است که تحریم ایران را ادامه بدهد. نکته مهم نیز همین است که آیا تحریمهای ایران برداشته میشود و یا خیر. از سوی دیگر این نکته که آیا رضایت آمریکا برای استقلال بانکی ایران و برداشته شدن تحریم ها برداشته میشود یا خیر. اینها سوالاتی است که باید پاسخ داده شود که پس از آن عنوان کنیم آیا این توافق را میتوان به عنوان یک دستاورد قلمداد کرد و یا خیر؟