حکمرانی و کیفیت آن به واسطه دو مشخصه از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ اول اینکه رئیس دولت و کابینه وی بایستی بتوانند وظایف اصلی خود را در زمینه اصلاح نواقص بازار، افزایش رقابتپذیری، اصلاحات نهادی، دستیابی به بازارهای آزاد و بهبود سرمایه اجتماعی بهدرستی انجام دهند. دوم اینکه توانایی دولت برای تامین رفاه عمومی و هم ایجاد انگیزه کافی برای پیگیری رفاه عمومی در عمل به اثبات برسد. دولتها بایستی برای ارتقای کیفیت زندگی ملت و رشد اقتصادی و حسن اجرای مسئولیت شاخصهای مشارکت ، حاکمیت قانون، شفافیت، مسئولیت پذیری، اجماع سازی، عدالت و انصاف، کارایی، اثر بخشی و پاسخگویی تلاش کرده و موفق باشند. جریان آزاد اطلاعات قابل دسترسی سهل و آسان برای تمامی ذینفعان صورت پذیرد. مراکز تصمیمگیری دولت و مجلس به تامین خواستهها و تمایلات شهروندان کشور احساس مسئولیت داشته باشند. منافع و سلایق مختلف در جامعه به سمت اجماعی گسترده که بهترین و بیشترین منفعت را برای تمام اجتماع در پی دارد هدایت شود. دولت باید برای همه افراد فرصتهای برابر تامین کند و همه گروههای آسیبپذیر جامعه را از سیاستهای حمایتی لازم برای افزایش کیفیت زندگی آنان و توانمندیهای این گروه برخوردار کند. استفاده پایدار از منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست و بهترین استفاده از منابع مٌلک و ملت ملاک عمل قرار گیرد. پاسخگویی و توجه به فرهنگ عذرخواهی و استعفا در صورت خطای احتمالی مورد توجه قرار گیرد و پاسخگویی با شفافیت،صراحت و حاکمیت کامل قانون توام باشد. توفیقات دولت مبتنی بر حضور کارآمد بازار (کارآفرینان، تاجران و ...)دولت و مردم است که در این میان دولت با کارآمدی و پاسخگو کردن خود نقش مهمی را میتواند ایفا کند. دولت یکدست سازی شده بهواسطه اعمال قدرت کامل سیاسی کشور از توانایی بالقوهای برای تسهیل فرایند خدماترسانی شایسته برخوردار است به جای بها دادن به محاسبات ساده، کاهش فاحش ارزش پول ملی، افزایش تورم، گرانی و بیکاری و... باید بستر سازی مناسب را برای فعالیت سایر بخشها و مشارکت آنها فراهم کرده تا در کنار تعامل سازنده با دنیا و به فرجام رساندن برجام حداکثر کارایی و اثربخشی بهدست آید.