گاه در محيط اطرافمان با افردي مواجه شدهايم که توان انجام امور شخصي خود را ندارند، تنها بيرون نميروند، قادر به برنامهريزي براي زندگي خود نيستند و يا براي گرفتن تصميمات زندگي خود در سطح مهم يا معمولي، نيازمند تاييد والدين خود يا ديگران هستند. والدين مضطرب که استرس و اضطراب خود را به فرزاندان فرافکن ميکنند، دائم نگران هستند که فرزندانشان را از دست بدهند، از استقلال فرزندانشان ميترسند، نگرانند که فرزند براي هميشه آنها را ترک کند و تنها شوند، تنهايي ضربهاي ترسناک براي آنها خواهد بود. بنابراين آنها از استقلال فرزاندانشان استقبال نميکنند. محيط اطراف را ناامن و ديگران را عامل تهديد جلوه ميدهند تا فرزند احساس کند براي بقا تحت هر شرايطي به والدين نيازمند است. اضطراب والدين منجر به نداشتن اعتماد به نفس و وابستگي داِئمي در فرزند ميشود و فرد امکان رفتار توام با استقلال در زندگي اجتماعي را از دست ميدهد. مديريت احساسات يکي از تکنيکهايي است که والدين بايد بياموزند و با کنترل اضطراب و درمان نگراني از انتقال استرسها به کودک و نوجوان خودداري کنند. از بهترين راههاي آرامش کانون خانواده اين است که بتوانيم بهعنوان والد، اضطراب خود را درمان کنيم، اين استرس و نگراني را به فرزندان منتقل نکنيم و در صورت ادامه يافتن حالتهاي استرس و اضطراب به روانپزشک و مشاور مراجعه کنيم.