بستن
کد خبر: ۱۰۵۱۴۲۵
نویسنده‌ «رویای عشق» در گفت‌وگو با آرمان ملی؛

از قربانیان متروپل تا مالباختگان بورس...

از قربانیان متروپل تا مالباختگان بورس...
آرمان ملی- بیتا ناصر: نوشتن برای بعضی از نویسندگان، حکم ورود به جهان‌های نزیسته‌ای و گاه انتزاعی را دارد که با مقادیری تحقیق و تخیل، مجوز حضور در آن‌ها را پیدا کرده‌اند اما برای برخی دیگر، عین زندگی است. اصلا به عشق این نویسنده شده‌اند که واقعیت‌های زیسته‌ زندگی خود را بنویسند؛ از جامعه و دغدغه‌هایی بنوبسند که خود و مردم با آن‌ها، صبح‌شان را شب می‌کنند. حمید نیسی (1343)، یکی از همین داستان‌نویسان است و تجربه مصائب اقتصادی و سختی‌های زندگی در نوع انتخاب‌هایش در نویسندگی، تاثیرات محسوسی داشته. او که اخیرا کتاب «رویای عشق» را روانه بازار کتاب کرده، می‌گوید: «... مسائل و مشکلات اجتماعی و کلا مردم‌شناسی برایم جالب بود... زمانی که این توانایی را در خودم دیدم که می‌توانم بنویسم، رفتم دنبال چیزی که دوست داشتم.» به مناسبت انتشار این مجموعه داستان، گفت‌وگوی کوتاهی را با این نویسنده شاهین‌‌شهری ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

لطفا در ابتدا کمي درباره پيشينه فعاليت‌هاي ادبي و داستاني خود توضيح دهيد.

من فعاليت ادبي را از سال 1396 با انجمن نشست‌هاي داستان‌نويسي شاهين‌شهر آغاز و همزمان با آن با پايگاه نقد داستان ارتباط برقرار کردم. در سال‌هاي 1396 و 1397 در برنامه‌هاي «شب قصه» در شاهين‌شهر به خاطر داستان‌هايم «رويا عشق» و «چند دقيقه» لوح تقدير گرفتم و در سال 1398 در کتاب «کارت دعوت» که از طرف بنياد شعر و داستان ايرانيان و توسط انتشارات جام جم منتشر شد، از من داستان چاپ شد و در سال 1399 در جشنواره‌ داستان کوتاه حوزه‌ هنري اصفهان به خاطر داستانم «شما جاي من بوديد چه مي‌کرديد» مقام چهارم را کسب کردم و در سال 1400 در کتاب «نيم‌کاسه» که توسط انتشارات آنان چاپ شد، داستانم «‌جدال» به چاپ رسيد. از سال 1398 ابتدا با نشريه‌ «توتم» و بعد از آن با نشريات «چوک»، «پياده‌رو»، «کافه داستان»، «باشگاه نويسندگان جوان»، «آتش»، «ادبيات متعهد» و... شروع به کار کردم و هنوز هم با اين نشريات کار مي‌کنم. در حال حاضر هم با چند تن از دوستان مديريت انجمن نشست‌هاي داستان‌نويسي شاهين‌شهر را داريم.

مجموعه داستان «روياي عشق» از شما که به‌تازگي از سوي نشر خيابان به بازار کتاب راه يافته است، شامل ده داستان کوتاه عاشقانه و اجتماعي ا‌ست. درباره کليت اين مجموعه و فرآيند نگارش داستان‌ها توضيح دهيد.

اکثر داستان‌هاي اين مجموعه الهام گرفته از واقعيت‌هاي اجتماعي هستند. در سال 1399 براي چندين ماه نگهبان ساختماني بودم و همانجا صحنه‌هايي را مشاهده کردم که باعث نوشتن داستان‌هايي همچون «شب بي‌آرام»، «جدال»، «زني در قاب پنجره»، «روز قبل عيد»، «حس مبهم» شد و آن‌ها را با مشکلات زندگي خودم تلفيق کردم. داستان‌هايي همچون «ملاقات» و «‌اما آن روز تاخيرش طولاني شد» اتفاقات واقعي بودند که در سن شانزده سالگي در شهر خودم آبادان شاهد آن‌ها بودم و با کمي خيال‌پردازي به اين صورت آن‌ها را درآوردم. داستان‌هايي همچون «برج انتظار» الهام گرفته از فروريختن ساختمان متروپل و «يک افسانه» هم الهام گرفته از شکست خيلي از افراد دور و برم در جريان بورس هستند و در آخر، داستان «آينه» بر اثر آشنايي با خانواده‌اي بود که زن آن خانواده توهم ديدن فرزند از دست داده‌اش را داشت.

بيماري، خيانت، بي‌پولي، بيکاري، قتل، مرگ، مشکلات خانوادگي و ... از سوژه‌ها و مفاهيمي‌ است که در مجموعه «روياي عشق» سراغ آن رفته‌ايد. آيا پرداختن به آسيب‌هاي اجتماعي، از آغاز جزء اهداف‌تان در نوشتن اين کتاب بوده است؟

از سال 1356 توسط برادرم که دبير بود تشويق شدم کتاب بخوانم و از همان دوران، مسائل و مشکلات اجتماعي و کلا مردم‌شناسي برايم جالب بود. دوست داشتم هميشه در اين زمينه‌ها بخوانم و بنويسم براي همين زماني که اين توانايي را در خودم ديدم که مي‌توانم بنويسم، رفتم دنبال چيزي که دوست داشتم.

شما در اغلب داستان‌هاي «روياي عشق» به مسائل و مشکلاتي که عمدتا قشر متوسط و ضعيف جامعه با آن مواجه‌اند، پرداخته‌ايد. اين قشر چه سهمي در تفکر و داستان‌نويسي شما دارند؟

من در يک خانواده‌ کارگري به دنيا آمدم و از زماني که خودم را شناختم با خيلي از مشکلات زندگي يعني بي‌پولي، بيکاري و... روبه‌رو بودم و زماني هم که بزرگتر مي‌شدم، درگيري من بيشتر مي‌شد و به خاطر ناتواني مالي فقط توانستم تا ديپلم ادامه تحصيل دهم. از سال 1359 همراه با درس کار مي‌کردم تا هم کمک خرج براي خانواده باشم و هم خرج خودم را در‌آورم و از زماني هم که ازدواج کردم همين مشکلات ادامه داشته و دارد.

برخي از تصاوير در داستان‌هاي اين مجموعه ميان دو يا چند داستان تکرار مي‌شود، مانند(کمي از سوپ روي اجاق چشيد). دليل اين تکرارها چيست؟ آيا تنها به دليل پيوندهاي داستاني آمده‌اند و يا دليل ديگري دارد؟

اين تکرارها دليل خاصي ندارند و فقط نشان دهنده‌ کارهاي روزمره‌ زن در داستان‌هاست .

عشق در داستان‌هاي اين مجموعه با غم گره خورده است که در واقع اين همان تعابير ازلي از اندوه عشق را به‌خاطر مي‌آورد و از سوي ديگر سنگيني سايه مسائل اجتماعي و بعضا اقتصادي در داستان‌هاي «روياي عشق» بر عشق مشهود است که به شکست مي‌انجامد. لطفا در اين‌باره توضيح دهيد.

دقيقا درست است مسائل اجتماعي و مخصوصا اقتصادي آنچنان بر روابط خانوادگي و اجتماعي تاثير گذاشته‌اند که مسئله‌اي به نام عشق (چه عشق شوهر به همسرش، چه عشق فرزند به پدر و مادر، چه عشق دو دوست و...) کمرنگ شده است و در تمام داستان‌هاي اين مجموعه عشق‌ها به سرانجام نمي‌رسند.

برخي از داستان‌هاي اين مجموعه همچون «برج انتظار» و «يک افسانه» حوادث واقعي همچون فروريختن متروپل و کاهش شديد ارزش بورس را براي خواننده تداعي مي‌کند. شما در اين داستان‌ها با نگاهي متفاوت به حوادث روز پرداخته‌ايد، در اين باره بگوييد.

ما انسان‌ها در جريان زندگي با يک کار اشتباه شايد خيلي چيزها و خيلي افراد را از بين ببريم و نمونه‌اش هم ساختمان متروپل بود که خانواده‌هايي را چشم انتظار ديدار فرزندشان گذاشت و همچنين مصيبتي به‌نام بورس که به خاطر شکست و از دست دادن سرمايه‌هايشان خيلي از خانواده‌ها متلاشي شدند.

و يک سوال عمومي؛ اين نظريه وجود دارد که نويسندگان ايراني در نوشتن داستان‌‌کوتاه موفق‌تر هستند تا رمان. با اين نظر موافقيد و چرا؟

در اين دوران انسان‌ها ديگر زمان و حوصله‌ اينکه ساعت‌ها بخواهند متني طولاني را بخوانند و بعد بفهمند چه شده را ندارند و دوست دارند هرچه زودتر بدانند آخر داستان چه مي‌شود، براي همين بيشتر رو به داستان کوتاه آورده‌اند.

در مجموع داستان ايراني را چطور ارزيابي مي‌کنيد و بيشتر از کدام نويسندگان، تاثير گرفته‌ايد؟

داستان ايراني در اين چند سال رشد خوبي داشته و شاهد ظهور نويسندگان خوبي هستيم. به نظر مي‌رسد هرچه جلوتر مي‌رويم، اهميت به فرم مشهودتر و ارزش‌مدارتر مي‌شود اما نويسندگان جوان ما بايد اين را در نظر داشته باشند که فرم تمام داستان نيست و قطعا محتوا يکي از رکن‌هاي اصلي داستان محسوب مي‌‌شود و به فرم هويت مي‌بخشد. در ادبيات کساني ماندگار مي‌شوند که ديدگاه يا پرداخت جديد از انسان مدرن را استخراج و در بستر هنر منتشر کنند. ما وامدار گذشته هستيم و از گذشته مي‌آموزيم، اما آن را با ديدگاه نو و مدرن مي‌سازيم و ارايه خواهيم کرد.

در حال حاضر کتابي در دست نگارش داريد؟

در حال حاضر براي مجموعه‌ دومم دارم داستان‌هايم را جمع و جور مي‌کنم و به اميد خدا تصميم دارم در سال جديد براي چاپ آن اقدام کنم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی