آرمان ملي- حميد شجاعي: شايد اگر سال گذشته در همين مقطع زماني از چهرههاي سياسي، کارشناسان مسائل اقتصادي و اجتماعي و عامه مردم در خصوص نحوه عملکرد دولت سيزدهم پرسش ميشد بسياري همراه با انتقاد اما اميدي براي تغيير شرايط نيز داشتند و اميدوار بودند که با ايجاد برخي تغييرات در بدنه دولت و داشتن برنامهها مدونتر و اتخاذ تصميمات صحيح شرايط جامعه از لحاظ گوناگون رو به بهبود برود. اما امروز با اتفاقاتي که حدفاصل سال گذشته تا امسال رخ داده اميد مردم کاهش يافته است. اما بازهم اين دولت و ساير نهادها هستند که بايد با عملکردهاي مفيد، مؤثر و مطلوب شرايط را براي بازيابي سرمايه اجتماعي و بازگشت اعتماد و اميد فراهم کنند. زمان شعار و وعده بهسر رسيده است، مردم عمل ميخواهند؛ عملي که تاثير آن را در زندگي خود بهوضوح حس کنند. حال بايد ديد که دولت در اين راستا چگونه عملکردي از خود بر جاي خواهدگذاشت.
شايستهسالاري بدون نگاه جناحي
رئيسجمهور همواره در اظهارات خود چه در اوايل دولت و چه پس از آن درباره انتخاب مديران به دو مولفه و فاکتور «کارآمدي» و «شايستهسالاري» اشاره داشته که از همان ابتدا نيز از توده مردم گرفته تا جريانات سياسي و رسانهها منتظر بودند تا نمود عيني و عملي اين گفته رئيسجمهور را در انتخاب مديران نيز مشاهده کنند. اما از همان زمانيکه کابينه معرفي شد و مديران مياني منصوب شدند مشخص شد که با اين نوع مديران انتخابي در دولت، خواه ناخواه يک فلشبک و بازگشت به دولت احمدينژاد خواهيم داشت. دولتي که با وعدههاي زياد روي کارآمد اما در نهايت به جهت کمتجربگي و سابقه کم مديران در امور اجرايي عملکرد نه چندان مطلوبي را در آن دوران از خود بر جاي گذاشت. چنانکه به قرائت بسياري از کارشناسان اقتصاد کشوردر آن 8 سال 2 واحد کوچک شد. حال دولت سيدابراهيم رئيسي نيز طي 17 ماه گذشته عملکردهايي داشته که بعضا با انتقاداتي مواجه بوده و هست. اگر از تاثير متغيرهاي بيروني که به اندازه خود موثر ظاهر شدهاند مثل تحريمهاي ظالمانه بگذريم اين عملکرد دولت در حوزههاي مختلف است که در حد و اندازه خود شرايط فعلي را رقم زده است. بسياري از اصولگرايان و حاميان دولت اين موضع را داشتند که اگر جريان يکدست انقلابي امورات کشور را در اختيار بگيرد، ميتواند بهراحتي مسائل و مشکلات کشور را حلوفصل کند. اما با وجود به وقوع پيوستن اين مهم و ايجاد حاکميت يکدست بازهم شاهد توفيق چنداني در اين خصوص نبوديم. چه اينکه چندي پيش محمد مهاجري، فعال سياسي اصولگرا نيز در اين خصوص به «آرمانملي» گفته بود: «من از جمله افرادي بودم که بهشدت طرفدار حاکميت يکدست بودم، فکر ميکردم با حاکميت يکدست شرايطي بهوجود خواهد آمد که کشور پيش ميرود اما اکنون اعتراف ميکنم که اشتباه ميکردم.» اين در حالي است که در زمان دولت و مجلس قبلي گفته ميشد که علت بسياري از مشکلات کشور عملکرد کارگزاران در دولت و مجلس بوده است. حاجت به بيان نيست که در مقام مقايسه مردان دولت دوازدهم و سيزدهم به جهت عملکردي و تجربه و توانمندي هر يک از افراد در چه مقام و جايگاهي قرار دارند. اما نکته اينجاست که امروز بيش از يکسال و نيم از دولت حسن روحاني گذشته و دولت رئيسي مستقر است و خوب يا بد عملکردها به پاي اين دولت نوشته خواهد شد. پس بهنظر ميرسد که رئيسجمهور محترم بايد بر مبناي رشد و پيشرفت کشور و حل مشکلات با انتخاب افرادي کارآمدتر و شايستهتر به معناي واقعي کلمه بدون نگاه جناحي و حزبي و با مشورت با نخبگان و کارشناسان چارهاي براي برونرفت از شرايط موجود در جهت رسيدن به وضع مطلوب بينديشد.
اول بايد مشکليابي شود
نماينده تبريز در خصوص کيفيت عملکردي مديران اظهارداشت: در اين مجلس بعضي افراد ادعا ميکنند مديران قبلي اينطور و آنطور کردهاند، ولي بايد به اين افراد گفت که مديريت علم، تجربه و سابقه است. مديراني که علم، مهارت و سابقه خوبي دارند، الان کجا هستند که اگر مديران کنوني کنار گذاشته شدند، آنها روي کار آمده و جايگزين شوند و مشکلات کشور را حل کنند؟ مسعود پزشکيان گفت: اينکه يک آدم صفر کيلومتر روي کار بيايد، حتي اگر آدم خوبي هم باشد، ممکن است بعد از مدتي ببينيم که کار مفيدي نميتواند بکند. اين شخص غير از اينکه خودش و جامعه و حاکميت را با سوالات و مشکلات عديدهاي مواجه ميکند، کار ديگري از دستش برنميآيد. نماينده چهره اصلاحطلب مجلس افزود: الان مديران خوب کجا هستند؟ کجا درس خواندهاند؟ مدرکشان چيست؟ کجا را آباد کردهاند که وقتي اين مديران برداشته شوند، آنها بيايند و وضع را به نفع اقتصاد و معيشت مردم تغيير دهند؟ ما هيچوقت نگذاشتيم که مديران، طولانيمدت بر سر کارشان بمانند. طول عمر مفيد مديريت در ايران بين 2 تا 2.5 سال است و مدام در حال عوضکردن آنها بودهايم، چون تصورمان اين است که مشکل از مديران است و بهجاي حل مشکلات ساختاري، آدمها را مقصر دانستهايم. نايبرئيس مجلس دهم ادامه داد: بايد ياد بگيريم که در کشور، اول بايد مشکليابي شود و بعد برويم به سمت حل مشکل. هر چيزي در قسمت خودش، مشکل خاص خودش را دارد و نميشود و نميتوانيد حرفي را براي کليت يک مساله بزنيد. بانک مشکل خودش را دارد و همينطور بهداشت و درمان و اقتصاد، هرکدام مشکلات خودشان را دارند. اگر بخواهيم براي تمام اين مشکلات، يک نسخه بپيچيم و بگوييم مشکل فلان چيز بوده، اين رويکرد نشاندهنده جهل است. پس براي مشکل هر قسمت بايد ديد گير کجاست و بعد از آن، از کارشناسهاي مربوطه کمک گرفت تا گير را حل کنند. پزشکيان تصريح کرد: براي حل مشکلات عديدهاي که در کشور وجود دارد، بايد در قدم اول، برويم به سمت وحدت و انسجام داخلي و از تهمتزدن و خودي و ناخوديکردنها دست برداريم؛ چون برايمان بهاي سنگيني دارد. اگر تصور کنيم بقيه بد هستند و فقط يک عده خاصي خوب هستند، مشکلات حل نخواهند شد. کسانيکه قرار است مشکلات را حل کنند بايد نسبت به اين مسائل، اراده داشته باشند. اگر مشکلات حل شد، پس مشخص ميشود ارادهاي بوده است.